«Urchin»؛ اولین فیلم بلند هریس دیکینسون در کن، پرترهای بیپرده از اعتیاد با بازی درخشان فرانک دیلین

ساخت یک فیلم اورجینال از صفر کار دشواری است، و رساندن همان فیلمِ اول به انتخاب رسمی جشنواره کن کار را حتی سختتر میکند. در بخش «نگاه نو» (Un Certain Regard) امسال، سه بازیگر توانستند این موفقیت را به دست آورند: اسکارلت جوهانسون با «Eleanor the Great»، کریستن استوارت با «The Chronology of Water» و هریس دیکینسون از بریتانیا با اولین فیلم بلندش، «Urchin»، اثری که میتواند فرانک دیلین، پسر بازیگر نامدار استیون دیلین، را به نامزد جدی جوایز بازیگری بدل کند. دو ماه پس از پایان جشنواره، شرکت تازهکار ۱-۲ Special حقوق پخش فیلم در آمریکای شمالی را خرید و این روزها «Urchin» روی پرده سینماهاست.
هریس دیکینسون، که هنوز ۳۰ ساله نشده، پس از نقشآفرینی در «Beach Rats» (الیزا هیتمن، ۲۰۱۷) و «مثلث غم» (روبن اوستلوند، برنده نخل طلای کن) به ستاره نوظهور سینمای بریتانیا بدل شده است. او سالها فیلم کوتاه ساخته و این پیشینه باعث شد سرمایهگذاران به توانایی کارگردانیاش اعتماد کنند. «Urchin» پرترهای تکاندهنده از یک معتاد خیابانی لندن به نام «مایک» (فرانک دیلین) است که ترکیبی از جذابیت، دستکاریگری، ناامیدی، خشم، خشونت، عشق، شادی کودکانه و نیاز بیپایان را در خود دارد.
دیکینسون فیلمنامه را پس از کار در منطقه والتامستوی لندن روی پروژهای اجتماعی نوشت؛ طرحی که با بازتولید و فروش مبلمان توسط بیخانمانها، برایشان درآمد و پناهگاهی امن ایجاد میکرد. او میگوید شاهد رفتارهای چرخهای در اطرافش بوده و همیشه تلاش کرده با نگاهی همدلانه بفهمد افراد چگونه و چرا به این موقعیتها رسیدهاند.
دیکینسون بازیگران زیادی را امتحان کرد و نقش مایک را زود به فرانک دیلین پیشنهاد داد:
«سالها پیش دیلین را در «Fear the Walking Dead» دیده بودم و بازیاش برایم جالب بود. فیلمنامه به بازیگری نیاز داشت که بتواند آن را ارتقا دهد و زیر و رو کند. فرانک دقیقاً همین کار را کرد؛ حتی در تمرینها تایچی و تمرینهای تنفسی انجام میداد که برای شخصیت عالی بود.»
دیلین بدون تأمین کامل بودجه پروژه، به فیلم پیوست—حرکتی نادر در بازیگری حرفهای—و دیکینسون به دلیل حمایت او به پیشتولید ادامه داد.
بازیگر پس از خواندن فیلمنامه، بدون معطلی به دیکینسون پاسخ مثبت داد:
«فیلمنامه اجازه میداد هر کاری انجام دهیم. روایت مشخصی نداشت و هر صحنه انگار داستان خودش را کامل میکرد، این بیخطی برایم جذاب بود. مایک در لحظه زندگی میکند و هر بار دوباره متولد یا نابود میشود.»
او تجربه قبلی بازی معتاد در «Fear the Walking Dead» را با خود آورد و به بُعد معنوی مواد مخدر توجه کرد:
«ایدهٔ هروئین که برایم ماند این بود که سلولهای بدن مدام میمیرند و متولد میشوند؛ این حس تولد و مرگ مداوم را در مایک هم دیدم.»
یکی از صحنههای غمانگیز فیلم، بازگشت مایک به مصرف کتامین پس از هفت ماه پاکی است؛ ابتدا شاد و رقصان با خانواده دوستدخترش، اما با زیادهروی کنترلش را از دست میدهد.
دیکینسون میگوید شخصیتهای در مرز اخلاق و رفتار، اغلب شور و امید معصومانهای دارند که آنها را برای لحظهای خوشحال نگه میدارد. دیلین نیز تأکید میکند که «مایک» بیگناه است و این بیگناهی باعث تعلق خاطر مخاطب به او میشود:
«او بد نیست، فقط مثل پنجرهای باز است که وقتی باز شود دیگر بسته نمیشود.»
دیکینسون از آثار مایک لی به ویژه «Naked»، «Career Girls» و «High Hopes» الهام گرفته؛ تحسینش برای توانایی لی در انسانیکردن امور روزمره و یافتن طنز در سادگی کاملاً در «Urchin» مشهود است.
فیلم با لنزهای بلند و تصویربرداری ساکن، فضای خیابانی را بیاغراق ثبت میکند تا از رمانتیزهکردن زندگی بیخانمانها دور بماند، پس از آن به تدریج زبان بصری سوررئال وارد میشود—به گفته دیکینسون «چون آن را به دست آوردیم.»
از دستدادن یکی از بازیگران اصلی و ناتوانی در جایگزینی مناسب باعث شد دیکینسون خود نقش یکی از دوستان مایک را بازی کند:
«این نقش به فردی آسیبپذیر تعلق داشت که نیاز به درک عمیق داشت و نمیتوانستیم با بازیگر کمتجربه یک هفته قبل شروع کنیم.»
با این حال، بازی و کارگردانی همزمان برایش دشوار بود:
«وقتی همزمان جلوی دوربین و پشت دوربین هستی، از جزئیات صحنه عقب میمانی و حتی بیشتر دچار اضطراب میشوی.»
فرانک دیلین اکنون در لندن مشغول تست بازیگری است و انتظار میرود با «Urchin» اعتبارش افزایش یابد. هریس دیکینسون نیز برای پروژههای بزرگی چون نقش جان لنون در یکی از چهار فیلم چهارگانهٔ بیتلز به کارگردانی سام مندس آماده میشود و تأکید دارد که همچنان به نوشتن و کارگردانی ادامه میدهد—حتی در هواپیما!





