آن هتوی در مرکز معادلات اسکار «The Odyssey»؛ یونیورسال برای نقش پنهلوپه کدام مسیر را انتخاب میکند؟

موفقیت خیرهکننده «The Odyssey» از همین حالا این فیلم را به یکی از جدیترین مدعیان فصل جوایز بدل کرده است؛ اثری از کریستوفر نولان که با فروش بسیار بالا در گیشه و تحسین گسترده منتقدان، پیش از آغاز جشنوارههای پاییزی، خودش را در خط مقدم رقابت اسکار قرار داده است. با این حال، یکی از مهمترین بحثهایی که حالا پیرامون این فیلم شکل گرفته، نه اصل حضورش در اسکار، بلکه جایگاه آن هتوی در کمپین جوایز است؛ اینکه استودیوی یونیورسال (Universal) او را در شاخه بهترین بازیگر نقش اصلی زن پیش میبرد یا بهترین بازیگر نقش مکمل زن.
هتوی در «The Odyssey» نقش پنهلوپه را بازی میکند؛ همسر اودیسئوس با بازی مت دیمون و مادر تلماخوس با بازی تام هالند. در غیاب اودیسئوس، این پنهلوپه است که باید در برابر خواستگاران متعدد مقاومت کند و بار احساسی خانه و خانواده را به دوش بکشد. همین موقعیت باعث شده نقش او از همان ابتدا در مرز میان «نقش اصلی» و «نقش مکمل» قرار بگیرد؛ همان منطقه خاکستریای که هر سال در فصل جوایز، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعها تبدیل میشود.
یونیورسال ظاهرا قصد دارد کمپینی بسیار تهاجمی و حسابشده برای «The Odyssey» طراحی کند؛ آن هم با این امید که تنها سه سال بعد از موفقیت بزرگ «Oppenheimer»، یکبار دیگر کریستوفر نولان را به جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برساند. برآوردهای اولیه از مسیر احتمالی فیلم در اسکار، حتی از امکان رسیدن آن به ۱۷ نامزدی هم حرف میزنند؛ عددی که اگر محقق شود، رکوردی تازه در تاریخ اسکار خواهد بود. رسیدن به ۱۶ نامزدی هم کافی است تا این فیلم با رکورد فصل گذشته، یعنی «Sinners» ساخته رایان کوگلر، برابری کند؛ فیلمی که رکورد قدیمی ۱۴ نامزدی مشترک میان «All About Eve»، «Titanic» و «La La Land» را پشت سر گذاشت.
با این حال، تصمیم نهایی درباره شاخهای که هتوی باید در آن رقابت کند، قرار نیست به این زودیها اعلام شود. نولان در سالهای گذشته نشان داده که معمولا تا مدتها پس از اکران فیلم، وارد گفتوگوهای رسمی درباره استراتژی جوایز نمیشود. به همین دلیل، بحثهای جدی میان استودیو و تیم بازیگران درباره جایگاه دقیق آن هتوی احتمالا تا پاییز شکل رسمی پیدا نخواهد کرد.
برای آن هتوی، «The Odyssey» فقط یکی از پروژههای مهم سال شلوغ اوست. او پیشتر در فیلم پرفروش «The Devil Wears Prada 2» حضور داشته، در «Mother Mary» با استقبال مثبت روبهرو شده، هرچند این فیلم در گیشه نتوانست موفقیت مالی قابل توجهی به دست آورد، و هنوز هم دو پروژه دیگر در راه دارد: تریلر آخر تابستانی «The End of Oak Street» و اقتباس «Verity» از رمان کالین هوور. با این همه، نگرانی اصلی هتوی احتمالا تقسیم آرا میان چند فیلم نیست، بلکه یافتن شاخهای است که بیشترین شانس را برای نامزدی و شاید حتی دومین اسکارش فراهم کند؛ جایزهای که نخستینبار برای بازی در نقش مکمل در «Les Misérables» به دست آورد.
در کنار این، یک معادله مهم دیگر هم وجود دارد: تصمیم درباره جایگاه هتوی میتواند مستقیما بر شانس سامانتا مورتون، همبازی او در «The Odyssey»، تاثیر بگذارد. مورتون در این فیلم نقش سیرسه را بازی میکند؛ شخصیتی که از همین حالا برخی از پرشورترین تحسینها را به خود اختصاص داده است. بنابراین، نحوه تقسیم کمپین بازیگری میان این دو بازیگر زن، میتواند به یکی از مهمترین تصمیمهای پشتپرده فیلم در فصل جوایز تبدیل شود.
نکته مهم این است که در مورد هتوی، بحث بر سر «تقلب در شاخهبندی» مطرح نیست؛ اصطلاحی که در فصل جوایز برای زمانی به کار میرود که بازیگری با نقش ظاهرا اصلی، در شاخه مکمل فرستاده میشود یا برعکس. در مورد پنهلوپه، هر دو استدلال قابل دفاعاند. هم میتوان این نقش را ستون احساسی داستان و در نتیجه نقشی اصلی دانست، هم میتوان آن را بهعنوان شخصیتی مکمل در روایت سفر اودیسئوس تعریف کرد. همین دوگانگی باعث شده تاریخچه اسکار هم برای هر دو مسیر، نمونههای قانعکنندهای پیش روی یونیورسال بگذارد.
نگاهی به کارنامه سینمایی کریستوفر نولان نشان میدهد فیلمهای او در مجموع فقط چهار نامزدی بازیگری در اسکار داشتهاند. اما نکته جالب این است که سه مورد از این چهار نامزدی به جایزه منتهی شدهاند. هیث لجر برای «The Dark Knight» برنده اسکار نقش مکمل مرد شد، کیلین مورفی برای «Oppenheimer» اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت و رابرت داونی جونیور هم برای همان فیلم برنده اسکار نقش مکمل مرد شد. به بیان دیگر، هرچند بازیگران فیلمهای نولان بهندرت وارد رقابت بازیگری اسکار میشوند، اما وقتی راه پیدا میکنند، شانس بالایی برای برد دارند.
در این میان، تنها استثنای مهم، امیلی بلانت در «Oppenheimer» بود؛ بازیگری که در نقش همسر شخصیت اصلی، بار عاطفی روایت را بر دوش میکشید. او در شاخه نقش مکمل زن نامزد شد، اما در نهایت جایزه را به داواین جوی رندالف برای «The Holdovers» واگذار کرد؛ آن هم در شبی که «Oppenheimer» هفت اسکار گرفت، از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و دو جایزه بازیگری دیگر. این همان سابقهای است که حالا برای تیم هتوی و یونیورسال اهمیت ویژهای پیدا میکند، چون پنهلوپه هم مانند کیتی اوپنهایمر، ستون احساسی فیلم است، در حالی که روایت اصلی در نقطهای دیگر جریان دارد.
آمار تاریخ اسکار هم نکات جالبی در این زمینه دارد. از میان ۹۰ برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن، ۵۶ نفر از فیلمهایی آمدهاند که نامزد بهترین فیلم بودهاند. اما تنها ۱۴ نفر از آنها از فیلمی بودهاند که واقعا اسکار بهترین فیلم را هم برده است. معنای ساده این آمار این است که سوار شدن بر موج یک فیلم بزرگ و موفق، شانس نامزدی را بالا میبرد، اما لزوما تضمینکننده برد نهایی نیست.
اگر یونیورسال بخواهد در یک شاخه بازیگری، همزمان دو بازیگر را پیش ببرد، بهترین جا برای این کار معمولا شاخه نقش مکمل زن است. تاریخ اسکار نشان میدهد این شاخه بیش از هر شاخه دیگری آمادگی پذیرش دو نامزد از یک فیلم را دارد. این اتفاق ۳۷ بار در نقش مکمل زن رخ داده، در حالی که در نقش مکمل مرد ۲۳ بار، در نقش اصلی مرد ۱۲ بار و در نقش اصلی زن فقط ۵ بار تکرار شده است. بنابراین، اگر یونیورسال هتوی و سامانتا مورتون را هر دو در نقش مکمل زن کمپین کند، از نظر آماری وارد آزمودهترین مسیر ممکن میشود.
اما این استراتژی یک مشکل جدی هم دارد: در بسیاری از موارد، هیچکدام از آن دو بازیگر در نهایت برنده نشدهاند. از میان آن ۳۷ مورد، فقط ۱۳ بار یکی از دو نامزد یک فیلم موفق به گرفتن جایزه شده است. یعنی در حدود دو سوم این موارد، هر دو بازیگر دست خالی به خانه رفتهاند. این اتفاق همین فصل گذشته هم تکرار شد؛ زمانی که «Sentimental Value» دو نامزد در نقش مکمل زن داشت، اما جایزه به ایمی مدیگان برای «Weapons» رسید.
اگر این ۳۷ فیلم را بر اساس سرنوشتشان در شاخه بهترین فیلم دستهبندی کنیم، الگوی روشنتری به دست میآید. در ۸ موردی که فیلم مورد نظر در نهایت برنده بهترین فیلم شده، ۶ بار یکی از دو بازیگر زن هم اسکار مکمل را برده است؛ یعنی نرخ موفقیتی در حدود ۷۵ درصد. اما در ۱۷ موردی که فیلم فقط نامزد بهترین فیلم بوده و برنده نشده، این عدد به ۵ مورد میرسد؛ یعنی حدود ۲۹ درصد. در ۱۲ موردی هم که فیلم اصلا به شاخه بهترین فیلم راه پیدا نکرده، فقط ۲ بار یکی از آن دو بازیگر زن برنده شده است؛ چیزی نزدیک به ۱۷ درصد. نتیجه روشن است: راهبرد دو نامزدی در نقش مکمل زن، زمانی واقعا جواب میدهد که استودیو مطمئن باشد فیلمش قرار است اسکار بهترین فیلم را هم ببرد. در غیر این صورت، این مدل بیشتر نامزدی تسلیبخش تولید میکند تا مجسمه طلایی.
در مقابل، کمپین برای نقش اصلی زن هم جذابیتهای خاص خودش را دارد. تاکنون هیچ فیلمی از کریستوفر نولان نتوانسته نامزدی اسکار در شاخه بهترین بازیگر نقش اصلی زن به دست بیاورد. اگر یونیورسال هتوی را در این شاخه پیش ببرد و او نامزد شود، این اتفاق به یک نقطه تاریخی در کارنامه نولان تبدیل خواهد شد؛ همان نوع از روایت تبلیغاتی که رایدهندگان اسکار معمولا به خاطر میسپارند و به هم منتقل میکنند. این انتخاب همچنین میتواند «The Odyssey» را در مسیر ورود به فهرست معدود فیلمهایی قرار دهد که در هر چهار شاخه بازیگری اسکار نامزد شدهاند؛ فهرستی که از «My Man Godfrey» آغاز میشود و تا «American Hustle» ادامه پیدا میکند.
اما این انتخاب هم بدون ریسک نیست. فرستادن اجرایی که بخشی از مخاطبان و رایدهندگان آن را بیشتر «مکمل» میدانند به شاخه نقش اصلی، ممکن است باعث شود بازیگر درست بیرون از فهرست نهایی بماند. در سالهای گذشته نمونههایی از این اتفاق دیده شده؛ آثاری که با وجود قدرت بالا در فصل جوایز و حتی برد بهترین فیلم، در یک شاخه کلیدی بازیگری جا ماندند، چون محل قرار دادن برخی بازیگران محل تردید بود.
در این میان، حضور سامانتا مورتون معادله را پیچیدهتر میکند. خود کریستوفر نولان پیشتر گفته بود اجرای مورتون در نقش سیرسه آنقدر تاثیرگذار بوده که سر صحنه، گروه تولید برایش دست زدهاند؛ اتفاقی که به گفته او، از زمان بازی هیث لجر در «The Dark Knight» تکرار نشده بود. چنین حمایتی از سوی نولان، برای فصل جوایز ارزش بالایی دارد. از سوی دیگر، مورتون پیشتر دو بار نامزد اسکار شده؛ یکبار در نقش مکمل برای «Sweet and Lowdown» و یکبار در نقش اصلی برای «In America». او سالهاست به برگه رای اسکار بازنگشته و همین میتواند به نفعش تمام شود، چون آکادمی اغلب به بازیگران باسابقهای که مدتی از رقابت دور بودهاند، توجه ویژه نشان میدهد؛ بهویژه اگر در یک فیلم پرآوازه، سکانسی فراموشنشدنی داشته باشند.
با کنار هم گذاشتن همه این عوامل، فعلا به نظر میرسد شاخه نقش مکمل زن مسیر امنتری برای گرفتن نامزدی باشد. اما اینکه آیا این مسیر به برد نهایی منتهی میشود یا نه، تا حد زیادی به یک موضوع بستگی دارد: آیا هیاهوی پیرامون اجرای سامانتا مورتون واقعی و ماندگار است یا نه. اگر مورتون به رقیبی جدی درون همان فیلم تبدیل شود، ممکن است هتوی در شاخه مکمل زن با یک رقابت درونخانوادهای روبهرو شود که برد را دشوارتر میکند.
یونیورسال تا فصل جشنوارههای پاییزی فرصت دارد تصمیم نهاییاش را بگیرد. تاریخ اسکار برای هر دو راهبرد، مثالها و استدلالهای قانعکنندهای ارائه میدهد، اما پاسخ قطعی در کار نیست. همین ابهام هم باعث شده جایگاه اسکاری آن هتوی در «The Odyssey» به یکی از نخستین و جذابترین معماهای فصل جوایز امسال تبدیل شود؛ معمایی که میتواند نهتنها سرنوشت هتوی، بلکه چیدمان کلی کمپین یکی از مهمترین فیلمهای سال را تعیین کند.





