آیا میتوان با نگاه کردن به چشم، یک روانپریش را شناسایی کرد؟

آیا میتوان با نگاه کردن به چشم، یک روانپریش را شناسایی کرد؟؛ فرهنگ عامه میگوید بله، اما علم پاسخ متفاوتی دارد …
بسیاری از مردم بر این باورند که چشمها دریچهای به روح هستند. از برخی جهات، این گفته درست است؛ چشمان شما احساسات و حالات درونی زیادی را نشان میدهند. اگر صورت فردی را بپوشانید و فقط چشمان او را باقی بگذارید، احتمالاً همچنان میتوانید تشخیص دهید که او نگران، عصبانی، مضطرب یا شاد است. با فرامدیا همراه باشید.
گذشته از احساسات، چشمان یک فرد چه چیز دیگری به شما میگویند؟ آیا میتوانند به شما بگویند که او خوب است یا بد؟ آیا حتی میتوانند به شما بگویند که او یک روانپریش است؟

کلر لاو، متخصص رواندرمانی رابطهای، میگوید: «اگر تشخیص یک روانپریش به سادگیِ نگاه کردن به چشمان او بود، دنیا جای بسیار سادهتری میشد. متأسفانه، اینطور واضح و سرراست نیست.»
رسانههایی مانند کتابها، تلویزیون و فیلمها اغلب برای توصیف یک روانپریش از عباراتی مانند «چشمهای دیوانه» یا «نگاه خیره یک قاتل» استفاده میکنند. چه آگاه باشید چه نباشید، این تصورات در ذهن ما نقش بسته و باعث شده فکر کنیم که میتوان با ویژگیهای فیزیکیِ خاص، یک روانپریش را شناسایی کرد. اما چقدر در این گفته حقیقت وجود دارد و آیا پشتوانهی علمی برای آن هست؟
بیایید بررسی کنیم که آیا واقعاً میتوان یک روانپریش را با چشمانش شناسایی کرد، علم چه میگوید و خطرات قضاوتهای عجولانه در مورد یک فرد قبل از شناختن او چیست. آن ضربالمثل قدیمی را به یاد بیاورید که میگوید: «از روی جلد کتاب، نمیتوان در مورد محتوای آن قضاوت کرد.»
«چشمهای روانپریش» چیست؟

احتمالاً بارها این جمله را شنیدهاید که «چشمهای روانی دارد» (They’ve got psycho eyes). این حرف گاهی به شوخی و گاهی هم کاملاً جدی به کار میرود. با این حال، این ایده که میتوان یک روانپریش را از طریق چشمانش شناسایی کرد، بیشتر در فرهنگ عامه ریشه دارد تا علم واقعی.
وقتی کسی میگوید شخصی «چشمهای روانی» دارد، معمولاً به ویژگیهای فیزیکی مانند شکل یا رنگ چشم اشاره نمیکند. در عوض، آنها به ویژگیهایی مانند پلک زدن آهسته یا داشتن نگاهی سرد و بیاحساس اشاره میکنند. برای مثال، در فیلم «روانی آمریکایی» شخصیت کریستین بیل، پاتریک بیتمن، اغلب نگاهی سرد و خالی دارد که او را بسیار تهدیدآمیز جلوه میدهد.
باور رایج دیگر این است که روانپریشها تماس چشمی شدید و طولانی برقرار میکنند. اگر هر شخصی برای مدت طولانی با شما تماس چشمی بدون احساس برقرار کند، به راحتی میتواند باعث معذب شدن شما شود. این نگاه خیره و بدون پلک زدن میتواند آزاردهنده باشد، گویی فرد از درون شما را نگاه میکند.
لاو میگوید، فردی را تصور کنید که بیش از حد خیره میشود، تقریباً انگار که در حال ارزیابی شماست. از طرف دیگر، تصور کنید کسی کاملاً از برقراری تماس چشمی اجتناب میکند و این باعث میشود او حیلهگر یا معذب به نظر برسد. اکثر ما به طور طبیعی پلک میزنیم، اما ممکن است فردی پلک کمتری بزند که به آن نگاه سرد و بیاحساس دامن میزند.
با این حال، همه اینها ویژگیهای انتزاعی هستند که هر کسی میتواند داشته باشد. نسبت دادن این صفات به شخصیتهای خاص یا تشخیصهای بالینی بر اساس کلیشههایی است که میتواند افراد را در موقعیتهای ناعادلانه و ناخوشایندی قرار دهد. در حالی که ما تمایل داریم برای درکِ بهتر از نیت یا احساسات یک فرد به نشانههای بصری تکیه کنیم، اما قضاوت بر اساس این نشانهها به تنهایی میتواند منجر به انگ زدن شود.
علاوه بر این، گاهی اوقات نگاه کردن شدید میتواند با شرایط خاصی مانند اختلال کمتوجهی-بیشفعالی (ADHD)، اوتیسم یا اختلال وسواسی-جبری (OCD) مرتبط باشد. برچسب زدن به کسی که به دلیل «چشمهایش» دچار بیماری روانی یا نورودیوِرساست (neurodivergence) به عنوان یک روانپریش، میتواند مضر باشد.
نشانهها و ویژگیهای روانپریشی

شاید در وهلهی اول برای درک اینکه آیا فردی «چشمهای روانی» دارد یا نه، بهتر باشد ابتدا بفهمیم که یک روانپریش یا کسی که دچار روانپریشی است، به چه معناست.
اصطلاح «روانپریش» به عنوان یک اصطلاح تشخیصی رسمی به کار نمیرود. در زبان تشخیصیِ حال حاضر، اگر کسی الگوی فراگیری از بیاعتنایی به حقوق دیگران همراه با ویژگیهای دیگری مانند فقدان پشیمانی یا وجدان داشته باشد، در مورد وی اختلال شخصیتِ ضداجتماعی تشخیص داده میشود.
اصطلاح «جامعهستیز» (sociopath) اصطلاحی غیررسمی برای اختلالِ شخصیتِ ضداجتماعی است و اصطلاح «روانپریش» به طور کلی به فردِ جامعهستیزی گفته میشود که خطرناکتر است.
برای تشخیص روانپریشی، روانپزشکان و روانشناسان ممکن است از ابزارهایی مانند «فهرست بازبینی روانپریشی هِر» (PCL-R) به همراه ارزیابی بالینی خود استفاده کنند.
برخی از نشانههای رایج روانپریشی عبارتند از:

نبود همدلی
یکی از راههای قابل اعتمادتر برای شناسایی یک روانپریش نسبت به چشمهای او، توجه به فقدان عمیق همدلی است. درک یا به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران برای روانپریشها دشوار است. آنها ممکن است نسبت به درد و رنج دیگران بیتفاوت باشند و حتی از بدبختی دیگران لذت ببرند.
دروغگویی بیمارگونه
گفتن یک دروغ مصلحتی گاه به گاه، کسی را به یک روانپریش تبدیل نمیکند. با این حال، دروغگویی مکرر و عادتگونه، یک ویژگی رایج در میان روانپریشهاست. آنها به راحتی و اغلب حتی در مورد مسائل پیش پا افتاده دروغ میگویند. آنها ذاتاً فریبکار هستند و برای دستکاری دیگران دروغ میگویند.
سطحی بودن و جذابیت ظاهری
روانپریشها همچنین میتوانند جذاب و کاریزماتیک باشند. یک بار دیگر به شخصیت پاتریک بیتمن در فیلم «روانی آمریکایی» نگاه کنید – او هر زمان که میخواست، میتوانست بهشدت جذاب و دلربا باشد، که معمولاً برای رسیدن به هدفی خاص بود. آنها از جذابیت ظاهری و شوخطبعی سطحی برای متقاعد کردن و دستکاری دیگران برای رسیدن به خواستههایشان استفاده میکنند.

عظمتطلبی
هیچ کس برای یک روانپریش مهمتر از خودش نیست، حتی نزدیکترین دوستان یا خانوادهاش. آنها تمایل به خودبزرگبینی دارند و خود را برتر از دیگران میدانند و بنابراین مستحق رفتار ویژه و تحسین مداوم هستند.
احساسات سطحی
در حالی که روانپریشها میتوانند برای فریب دیگران احساسات را تقلید کنند، اما تجربیات عاطفی خودشان اغلب سطحی است. آنها ممکن است طیف محدودی از احساسات را نشان دهند و از عمق احساسات بیبهره باشند.
فقدان پشیمانی یا احساس گناه
فرقی نمیکند اعمال یا رفتار یک روانپریش چقدر مخرب باشد، آنها قادر به احساس گناه یا پشیمانی نیستند. آنها حتی برای ناهنجارترین رفتارها توجیه میتراشند و از پذیرش مسئولیت اعمال خود سر باز میزنند.
رفتار مجرمانه
روانپریشی میتواند منجر به رفتار مجرمانه شود. در حالی که همه روانپریشها مجرم نیستند، اما احتمال اینکه مرتکب جرم شوند نسبت به فردی معمولی بسیار بیشتر است.
ماهیت انگلی
برخی از روانپریشها ذاتاً انگلی هستند. آنها در حالی که کمترین تلاشی برای گذران زندگی نمیکنند، مشکلی ندارند که برای تأمین نیازهای خود به دیگران تکیه کنند، با این حال شاید هیچ چیزی در ازای این استفاده ارائه ندهند. آنها ممکن است از دوستان، خانواده یا شرکای عاطفی خود برای سود مالی یا عاطفی سوءاستفاده کنند.
یک متخصص بهداشت روان بالینی و بنیانگذار مراکز توانبخشی نوما، میگوید اجتناب از سادهانگاری روانپریشی صرفاً بر اساس نشانههای ظاهری بسیار مهم است. ویژگیهای روانپریشی عمیقاً در شخصیت و الگوهای رفتاری نهفتهاند. در حالی که حرکات خاص چشم میتواند نشاندهندهی بیتفاوتی عاطفی یا دستکاری باشد، اما اینها برای تشخیص کافی نیستند و باید به عنوان بخشی از یک بستر گستردهتر تفسیر شوند.
چه چیزی میتوان از چشمان یک فرد فهمید؟

آیا تا به حال به چشمان کسی نگاه کردهاید و احساس کردهاید که میتوانید ذهن او را بخوانید؟ این اتفاق به خصوص در مورد عزیزانتان رخ میدهد. شما میتوانید نشانههای احساسی زیادی را در چشمان کسی که او را به خوبی میشناسید، درک کنید. به همین دلیل است که میتوانید بفهمید حتی زمانی که یکی از عزیزان شما حرف دیگری میزند، نگران یا غمگین است.
احساسات آنها
اگر دوستتان با هیجانی سرشار به سمت شما بیاید، میتوانید حتی قبل از اینکه صحبت کند، درخشش چشمانش را ببینید. وقتی شاد هستید، چشمانتان به احتمال زیاد حتی اگر بلند نخندید یا لبخند بزرگی نزنید، کمی درخشش پیدا میکنند و گوشههای آنها چروک میخورد. از طرف دیگر، وقتی عصبانی یا غمگین هستید، چشمانتان تمایل دارند کمی تیرهتر و شدیدتر به نظر برسند. تمام این احساسات بدون اینکه خودتان متوجه شوید از طریق چشمانتان بروز پیدا میکنند.
وضعیت سلامتی

گذشته از احساسات، در برخی شرایط، میتوانید از طریق چشم، وضعیت سلامت جسمی فرد را نیز تشخیص دهید. رنگ مایل به زرد در سفیدی چشم میتواند نشاندهندهی مشکلات کبدی باشد. چشمان قرمز یا خونی ممکن است به این معنی باشد که فرد خسته، استرسزده یا به سادگی درگیر آلرژی فصلی است. و این فقط مسئلهی رنگ نیست. اندازهی مردمکها نیز نقش مهمی ایفا میکند؛ برای مثال، مردمکها در زمان مسمومیت با مواد مخدر گشاد میشوند.
نشانهی فریبکاری
بعضی افراد فکر میکنند توجه به برقراری تماس چشمی، راهی آسان برای فهمیدن اینکه کسی دروغ میگوید است. اگر کسی هنگام برقراری ارتباط مستقیم به چشمان شما نگاه کند، به احتمال زیاد فکر میکنید که صادق است. اما اگر چشمان او به اطراف بچرخد، ممکن است باور کنید که او دروغ میگوید یا چیزی را پنهان میکند. جالب اینجاست که مفهوم حفظ تماس چشمی در فرهنگهای مختلف متفاوت است.
در بسیاری از فرهنگهای آسیایی، اجتناب از برقراری تماس چشمی در واقع نشانهای از احترام است، به ویژه هنگام صحبت با یک فرد مسنتر یا فردی با جایگاه بالاتر.
جمع بندی

چشمان یک فرد میتواند چیزهای زیادی در مورد سلامت جسمی او به ما بگوید. زردی چشم میتواند نشاندهندهی مشکلات کبدی باشد، در حالی که قرمزی چشم میتواند به معنای استرس، آلرژی، کمبود خواب و سایر مشکلات سلامتی باشد. اما چیزی که چشم نمیتواند به ما بگوید این است که آیا فردی روانپریش است یا خیر. چشمها به تنهایی نمیتوانند نشاندهندهی این باشند که فردی دچار اختلال شخصیت ضداجتماعی و روانپریش است.
اینکه چقدر سریع بر اساس چشمانِ کسی قضاوت میکنیم، شگفتانگیز است. ما ممکن است بعد از یک نگاه به کسی بگوییم که او «چشمهای مهربانی» یا «چشمهای دیوانهواری» دارد. این برداشتهای اولیه میتوانند حتی اگر نادرست باشند، در ذهن ما ماندگار شوند. برچسب زدن به کسی با «نگاه روانی» بدون اینکه هیچ چیز در مورد او بدانیم، کار سادهای است.
در حالی که چشمها میتوانند چیزهای زیادی در مورد یک فرد بگویند، اما به ویژه در مورد روانپریشی، همه چیز را تعریف نمیکنند. لاو توضیح میدهد که روانپریشها اغلب برای احساس و نشان دادن کل طیف احساسات با مشکل مواجه هستند. چشمانشان ممکن است گرما، غم و اندوه یا نگرانی واقعی را منعکس نکند. اما آنها همچنین میتوانند در تظاهر احساسات بسیار ماهر باشند و باعث شوند در حالی که اصلاً همدردی ندارند، دلسوز به نظر برسند. یک روانپریش ممکن است از تماس چشمی شدید برای ارعاب یا کنترل یک موقعیت استفاده کند. فردی را تصور کنید که نگاه خود را برای مدت زمان بسیار طولانی و ناراحتکنندهای روی شما نگه میدارد و سعی دارد گفتگو را تحت سلطه خود درآورد.
چرا نباید کسی را از روی چشمانش قضاوت کرد

ایجاد برداشتهای اولیه، راهی عالی برای فیلتر کردن سریع افرادی است که میخواهید وارد زندگیتان شوند و کسانی که ترجیح میدهید با آنها فاصله داشته باشید. با این حال، بررسی این موضوع که چه عواملی باعث شکلگیری این تصمیمات میشوند تا اطمینان حاصل کنید مغرضانه نیستند، بسیار مهم است. در غیر این صورت، فرصت ملاقات و برقراری ارتباط با افراد شگفتانگیز را از دست خواهید داد.
اگر نوشیندنیهای خاصی مصرف نمیکنید، قابل درک است که بخواهید در مهمانی از کسی که به نظر میرسد همیشه یک لیوان در دست دارد، دوری کنید. اما کنار گذاشتن کسی به این دلیل که فکر میکنید «چشمهای دیوانهواری» یا «نگاه یک قاتل سریالی» دارد، منصفانه نیست و دوراندیشی محسوب نمیشود.
وقتی به چشمان کسی نگاه میکنید و یک قضاوت لحظهای میکنید، بر غریزه و تعصبات خود تکیه میکنید که همیشه دقیق نیستند. فقط به این دلیل که کسی چشمانی تیز یا غیرعادی دارد، به این معنا نیست که خطرناک یا غیرقابل اعتماد است. با این کار، در دام کلیشهها میافتید و یک فرد پیچیده را به یک ویژگی منفرد و اغلب منفی تقلیل میدهید که عادلانه یا دقیق نیست.
دوست ندارید کسی بر اساس ویژگیهای ظاهریتان شما را قضاوت کند. اینکه بر اساس چیزهایی که کنترلی روی آنها ندارید، مورد قضاوت قرار بگیرید، هرگز احساس خوبی ندارد. دفعهی بعد که به خاطر چشمان کسی او را «روانپریش» خطاب میکنید، این موضوع را به خاطر بسپارید.
تحقیقات بسیار کمی در مورد ارتباط بین چشمان یک فرد و روانپریشی وجود دارد. در حالی که برخی مطالعات نشان میدهند که روانپریشها ممکن است رفتارهای چشمی ظریفِ خاصی داشته باشند، اما این ویژگیها به تنهایی نشانگرهای قابل اعتمادی نیستند. یک کارشناس میگوید، بر اساس مشاهدات بالینی شخصی، افرادی که برچسب «چشمهای روانی» به آنها زده میشود، اغلب شدت خاصی در نگاه خود نشان میدهند که میتواند باعث ناراحتی دیگران شود. با این حال، این به تنهایی برای تشخیص کافی نیست. در کار حرفهای، برای درک ویژگیهای شخصیتی، ادغام رفتار چشم با ارزیابیهای روانشناختیِ جامع ضروری است.
قواعد علمی نشان میدهد، دلایل زیادی وجود دارد که چرا کسی ممکن است رفتارهای چشمی عجیبی از خود نشان دهد. خجالت، اضطرابِ اجتماعی یا حتی تفاوتهای فرهنگی میتوانند بر نحوهی برقرار کردن تماس چشمی افراد تأثیر بگذارند. به یاد داشته باشید، برخی از فرهنگها، برقراری تماس چشمی محدود را به عنوان نشانهای از احترام ترجیح میدهند. در حالی که شما ممکن است تماس چشمی را نشانهی قابل اعتماد بودن بدانید، دیگران ممکن است آن را بیادبانه تلقی کنند. به عنوان مثال، برقراری تماس چشمی مستقیم در ژاپن میتواند به عنوان رویارویی یا بیاحترامی تلقی شود. همین موضوع در مورد برخی از فرهنگهای خاورمیانه نیز صدق میکند، جایی که برقراری تماس چشمی طولانیمدت بین زن و مردی که با هم نسبت فامیلی ندارند، میتواند نامناسب تلقی شود.





