افشاگری سمر دادگر علیه برادر اوزجان دنیز؛ «دیگر کسی مطابق میل تو سکوت نخواهد کرد!»
همسر ایرانی اوزجان دنیز با انتشار متنی تند، برادر شوهرش را به دروغپراکنی، بیاحترامی و اتهامات اخلاقی متهم کرد و پرده از پشتپرده اختلافات خانوادگی و شایعات جنجالی برداشت.

اوزجان دنیز در سال ۲۰۲۳ با طراح ایرانی «سمر دادگر» ازدواج کرده بود، حالا همسرش با انتشار متنی شدیداللحن به برادر اوزجان، «ارجان دنیز»، واکنش نشان داده و او را متهم به دروغپراکنی، بیاحترامی و مسائل اخلاقی جدی کرده است.
در این متن، سمر دادگر نوشته:
من هیچوقت از اوزجان درخواست خانه نکردم. دلیل جدایی شما، بدهیهای بیپایان، بیاحترامیتان به اوزجان، و استفاده از مواد مخدر و رابطه با زنان در هر کنسرت بوده؛ حتی دوبار جلوی من این اتفاق افتاد و من از خجالت آب شدم.
گفتی زبان ما را نمیفهمی. من و خانوادهام بهتر از تو ترکی صحبت میکنیم. تو جملاتت را درست نمیسازی. اگر اوزجان با یک زن انگلیسیزبان بود مشکلی نداشتی، اما با زنی فارسیزبان بودن برایت سنگینه؟ فارسی زبانی کهن و خواهر زبان کردی است.
اوزجان مادرش را از خانه بیرون نکرد. شما بودید که وقتی من با سر شکسته پناه آوردم، بدون یک کلمه دلداری، مادرش را بیرون انداختید تا مبادا کنسرتهای اوزجان لغو شود.
گفتی اوزجان مادرش را کتک زده؟ این دروغ است. حتی اگر کسی به مادر خودش دست بلند کند، اوزجان دستش را میشکند. مادرت یکبار خودش گفت: «ارجان میخواست به من مشت بزند، نورجان نجاتم داد.»
گفتی خانوادهام قاچاقی هستند؟ ۱۲ ساله اقامت قانونی دارند، کار دارند، خانه دارند، تحصیلکردهاند. پدرم دو خانه برای من و خواهرم خریده. ایران هم وضعیت مالی خوبی داشتیم.
گفتی ما بیسوادیم؟ حتی یکی از اعضای ساده خانوادهام هم مدرک دانشگاهی دارد و چند زبان بلد است. تو خودت فقط دیپلم داری.
گفتی من روح پسر اوزجان (کوزی) را دزدیدم؟ بله، قلبش را دزدیدم، و او هم قلب من را. نه جای مادرش را گرفتم، نه کوزی چنین نیازی دارد. ما فقط با هم دوستیم.
گفتی من برای اوزجان طلسم کردم؟ من فقط در دوران کرونا برای پاکسازی هوا و انرژی بد، «اسفند» دود کردم؛ نه جادو، نه خرافات. تو خودت گفتی قبلاً طلسم کردهای.
از اینکه علیه تو حکم محدودیت و عدم نزدیک شدن گرفتم تعجب کردی؟ با فحشها، تهدیدها و حرکاتت علیه من، این حقم بود. تو بارها جلوی دوربین هم علیه من نفرت پراکنی کردی. نفرتت به زنان هم برای همه معلوم است.
گفتی من وقتی اوزجان متاهل بود وارد زندگیاش شدم؟ ما خیلی قبلتر آشنا بودیم، جدا شدیم، ازدواج کرد، طلاق گرفت، بعد دوباره ما با هم بودیم و ازدواج کردیم. چیزی پنهانی در کار نیست.
گفتی مادرت برای مراقبت از کوزی آمده بود؟ مادرت یک بار آمده بود که بعدش کرونا گرفت. بعد خواهرت یوردا که از شوهرش خشونت دیده بود با پسرش آمد و ماند. تو هم در این فاصله خانه مادرت را فروختی، آن هم با کلاهبرداری از یک زوج ایرانی.
در پایان سمر دادگر هشدار داده:
دیگر کسی مطابق میل تو سکوت نخواهد کرد، این را بدان.





