اما کورین، از «The Crown» تا تاریخسازی برای واریتی؛ «دیگر هیچ نگاهِ حسرتخوردهای نمیخواهم»

اما کورین، بازیگر ۳۰ سالهای که با ایفای نقش پرنسس دایانا در سریال «The Crown» به شهرتی جهانی رسید، حالا یک رکورد تازه را هم به نام خود ثبت کرده است: نخستین ستاره نانباینری روی جلد ویژه «Power of Women» مجله واریتی. با این حال، خود کورین میگوید پذیرفتن این موقعیت در ابتدا اصلاً تصمیمی ساده و بیدغدغه نبود.
این گفتوگو در پنتهاوس بزرگ و گنبدیشکل هتل کافه رویال لندن انجام شده؛ جایی که کورین و خبرنگار بهجای نشستن روی مبل مخملی شیک پشت سرشان، چهارزانو روی زمین نشستهاند. فضایی صمیمی، بیتکلف و دقیقاً شبیه خود کورین؛ بازیگری که پشت شهرت جهانی، هنوز هم لحنی آرام، صادق و خودمانی دارد.
در ادامه این گفتوگوی مفصل را در قالب پرسش و پاسخ میخوانید؛ گفتوگویی درباره هویت، شهرت، فشار رسانهها، نقش پرنسس دایانا، سریال تازه «Pride & Prejudice»، بازگشت احتمالی به مارول و همچنین فعالیتهای خیریه اما کورین با سازمان وار چایلد.
پرسش: شما نخستین ستاره نانباینری روی جلد «Power of Women» واریتی هستید. وقتی این پیشنهاد به شما رسید، چه حسی داشتید؟
اما کورین:
راستش وقتی پیشنهاد جلد برای اولین بار رسید، برایم ترسناک بود. واقعاً ترسناک بود.
این بیشتر به همان موضوع «برچسب» برمیگردد، نه؟ چیزی که از یک طرف انگار هیچ معنایی ندارد، اما از طرف دیگر دارد، و همین موضوع گیجکنندهاش میکند.
من واقعاً افتخار میکنم که نخستین فرد نانباینری در این جایگاه هستم و فکر میکنم الان، بیشتر از هر زمان دیگری، مهم است که آدمها ــ فارغ از اینکه چگونه هویت خودشان را تعریف میکنند ــ بتوانند یکدیگر را ارج نهند. لازم نیست فقط زنان، قدرت زنان را تجلیل کنند؛ میتواند زنان، افراد کوییر و آدمهای نانباینری باشند که قدرت زنان را گرامی میدارند. و بهنظرم این فوقالعاده است.
پرسش: بعد از پایان عکاسی جلد، به نظر میرسید در فضای غیررسمی راحتتر هستید. آیا فاصله گرفتن از دوربینها برایتان مهم است؟
اما کورین:
بله، قطعاً. من بعد از عکاسی، لباسهایم را عوض کردم و یک پلیور مشکی ساده و شلوار جین پوشیدم. دور از دوربینها و گروه مو و گریم، واقعاً نفس راحتتری میکشم. در آن وضعیت راحتترم.
در کل، برای من همیشه یک تعادل وجود دارد؛ از یک طرف خیلی به کسی که هستم افتخار میکنم و دوست دارم آن را به اشتراک بگذارم و از آن دفاع کنم، که همیشه هم این کار را خواهم کرد. اما در عین حال، میخواهم بخشی از هویتم خصوصی بماند. این بخش خصوصی برایم مهم است.
پرسش: شما در سالهای اوج گرفتن شهرتتان با «The Crown»، همزمان در حال کشف هویت خودتان هم بودید. آیا آن مسیر برایتان قابل پیشبینی بود؟
اما کورین:
نه، اصلاً. این جایگاهی نیست که هیچوقت فکر میکردم روزی در آن قرار بگیرم. و حتی حالا هم هنوز دارم به آن عادت میکنم.
در آوریل ۲۰۲۱ در یک پست اینستاگرامی بهعنوان فردی کوییر آشکارسازی کردم و چند ماه بعد شروع کردم از ضمایر «she/they» استفاده کردن. بعد، در تابستان ۲۰۲۲، ضمایرم را به «they/them» تغییر دادم. امروز خیلی راحتتر و صادقانهتر درباره هویتم صحبت میکنم، چون واقعاً دوست دارم افراد دیگر هم احساس قدرت کنند که خودشان باشند. اما رسیدن به این مرحله، یک روند تدریجی بود.
پرسش: وقتی برای اولین بار هویتتان را علنی کردید، واکنشها چطور بود؟
اما کورین:
اگر از منظر شخصی نگاه کنم، آن لحظه برایم پر از سرخوشی بود. وقتی آن پست را گذاشتم ــ همان عکس با لباس عروس میو میو و کپشن «عروس کوئیرِ موردعلاقهات» ــ خیلی خودجوش بود. آن موقع چندان زیاد دربارهاش فکر نکرده بودم. حس میکردم چیز مهمی را درباره خودم کشف کردهام و از این کشف، سرشار از شادی بودم. دلم میخواست جشنش بگیرم و با آدمهایی که ممکن بود حس مشابهی داشته باشند، شریکش شوم.
اما اگر بخواهم صادق باشم، در نگاه به گذشته، آن کار ترسناک بود. جامعه کوییر خیلی با آغوش باز از من استقبال کرد، اما مخاطبان گستردهتری که مرا با نقش دایانا در «The Crown» شناخته بودند، آنقدرها هم حمایتگر نبودند.
فقط کافی است کمی در کامنتهای اینستاگرامم بگردید تا با سطحی از نفرت و تعصب روبهرو شوید که واقعاً شوکهکننده است.
پرسش: این واکنشهای منفی چه اثری روی شما گذاشت؟
اما کورین:
واقعیت این است که بخش بزرگی از دنیا ــ و حالا حتی بیشتر از آن زمان، که ترسناک است ــ آماده شنیدن این موضوع نیست و اصلاً هم نمیخواهد آن را بشنود. برای من این مواجهه، یک بیدارباش بسیار تلخ بود؛ بیدارباشی نسبت به زشتیهای دنیا.
شدت نفرتها آنقدر زیاد شد که من حساب اینستاگرامم را برای یک سال غیرفعال کردم و تازه به این پلتفرم برگشتهام. نکته جالب این است که این فاصله گرفتن، یک عادت را در من شکست. دیگر واقعاً در ذهنم چیزی نیست که بگوید: «ببینم در اینستاگرام چه خبر است؟»
پرسش: پس چرا تصمیم گرفتید برگردید؟
اما کورین:
بهخاطر کار. راستش در دنیایی که امروز در آن زندگی میکنیم، خیلی انتخابی به من داده نشد. اما با خودم گفتم: «میدانی چیست؟ این آن تپهای نیست که ارزش مردن رویش را داشته باشد. پس بهترین استفاده را از آن بکن.»
و از یک جهت، حس خوبی دارد که بدانم من یک آدم نانباینری در اینستاگرام هستم و اگر حتی فقط به یک نفر کمک کند که خودش را در این فضا ببیند، همین ارزشش را دارد.
زمانی که این گفتوگو انجام شد، هنوز اپلیکیشن را روی گوشیام نصب نکرده بودم و هنوز هم پستی نگذاشته بودم. اما چند روز بعد از مصاحبه، بازگشتم را رسمی کردم؛ با مجموعهای از عکسها از میلان، جایی که در سفر با برند میو میو بودم. عکس اول هم یک سلفی نسبتاً معمولی و کمی تار در گالریا ویتوریو امانوئله دوم بود. بعد از آن هم چند پست دیگر گذاشتم، اما برای همهشان کامنتها را بستهام.
من همیشه مضطرب میشوم، چون بیش از حد نگران این هستم که مردم چه فکری میکنند. و فکر میکنم دقیقاً همین چیزی است که دارم سعی میکنم کمتر انجامش بدهم.
پرسش: شهرت شما با بازی در نقش پرنسس دایانا در فصل چهارم «The Crown» به شکل انفجاری بالا رفت. هنوز هم آن نقش در ذهنتان مانده است؟
اما کورین:
کاملاً. من دایانا را دوست داشتم. واقعاً دوست داشتم نقشش را بازی کنم. فکر نمیکنم چنین نقشهایی زیاد پیش بیایند. از آن زمان به بعد هم نقشهایی داشتهام که خیلی دوستشان داشتهام، اما یک چیزی درباره آن نقش و درباره خود دایانا وجود داشت که… متفاوت بود. هنوز هم متفاوت است.
قرار گرفتن در جای او خیلی ترسناک بود. واقعاً خیلی ترسناک. اما بن کارون، کارگردان «The Crown»، به من گفت از این ترس برای بهتر تعریف کردن داستان او استفاده کنم.
روزى که نقش را گرفتم، بن خیلی نمایشی روی یک زانو نشست و گفت: «آیا دایانای ما میشوی؟» و بعد هم به من گفت: «از همین لحظه، زندگی تو قرار است همانطور تغییر کند که زندگی او تغییر کرد. پس تکتک این لحظهها را ذخیره کن. به آنها توجه کن.»
بهنوعی آرامشبخش بود. حس میکردم این مسیر را تنها طی نمیکنم؛ انگار داشتم آن را با خود او طی میکردم.
پرسش: آیا پخش سریال در دوران اوج کووید باعث شد کمی از فشار شهرت در امان بمانید؟
اما کورین:
بله، خیلی زیاد. واقعاً آن دوران تا حدی از من محافظت کرد. اگر شرایط عادی بود، احتمالاً باید در یک تور مطبوعاتی سیرکوار شرکت میکردم، در حالی که در واقع من فقط در اتاق نشیمن خانهام روی زوم نشسته بودم. از یک طرف غمانگیز بود، از طرف دیگر خوب بود. فکر میکنم از همان زمان به بعد، در برابر فضای رسانهای خیلی زود مستأصل شدم… یعنی واقعاً دچار فشار و غلبه احساسات میشوم.
پرسش: با وجود این سطح از شهرت، همچنان بسیار خاکی و ساده به نظر میرسید. آیا این تصویر به واقعیت زندگیتان نزدیک است؟
اما کورین:
فکر میکنم بله. من وقتم را بین لندن ــ جایی که با سه نفر از دوستانم زندگی میکنم ــ و شهر ساحلی مارگیت تقسیم میکنم. وقتی از من میپرسند آیا هیچوقت وسوسه شدهام به لسآنجلس نقل مکان کنم، پاسخ خیلی سریع و روشنم «نه» است.
پرسش: نخستین علاقه شما بازیگری سینمایی بود یا تئاتر؟
اما کورین:
تئاتر. عشق اول من تئاتر بود. من در رویال تانبریج ولز بزرگ شدم؛ شهری آرام و قرونوسطایی در حدود ۳۰ مایلی جنوبشرقی لندن. پدر و مادرم همیشه مشوق پیگیری هنر بودند، اما من و دو برادرم خیلی اجازه نداشتیم تلویزیون تماشا کنیم.
یادم هست پول جمع میکردم و به لندن میرفتم تا نمایشهای مایکل گرندج و هر چیزی را که میتوانستم ببینم، تماشا کنم. حالا هم جالب است که در دو پروژه از او بازی کردهام؛ فیلم «The Policeman» در سال ۲۰۲۲ و اجرای وستاند «Orlando» اثر ویرجینیا وولف در سال ۲۰۲۳.
همیشه کمی نسبت به این موضوع احساس خودآگاهی داشتهام که من آن بازیگری نیستم که بگوید: «در ۱۲ سالگی آل پاچینو را دیدم و فهمیدم این مسیر من است.» من واقعاً فیلم مشخصی نداشتم که باعث شود بخواهم بازیگر شوم. بیشتر تئاتر بود که من را جذب کرد.
پرسش: از چه زمانی مطمئن شدید که میخواهید بازیگر شوید؟
اما کورین:
وقتی ۱۵ ساله بودم، صددرصد مطمئن بودم که بازیگری همان چیزی است که میخواهم. اما هیچ تصوری از این نداشتم که چطور باید به آن برسم.
وقتی برای مدرسههای بازیگری درخواست دادم، دو سال پیاپی رد شدم. در واقع، وقتی برای آزمون آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک رفتم، همان داخل اتاق از من پرسیدند: «آیا گزینه شغلی جایگزین دیگری هم دارید؟»
[اما در حال گفتن این بخش میخندد] الان که به آن فکر میکنم، واقعاً بیرحمانه بود.
پرسش: بعد از آن مسیر حرفهایتان چطور ادامه پیدا کرد؟
اما کورین:
مدتی کوتاه در دانشگاه بریستول بودم، بعد وارد کالج معتبر سنت جان در دانشگاه کمبریج شدم. آنجا آموزش و رشد کودکی اولیه خواندم و در عین حال، خیلی در جامعه فعال تئاتری دانشگاه غرق شدم.
در سال آخر دانشگاه، بعد از یک شوکیس بازیگری، بالاخره یک مدیر برنامه گرفتم و فقط یک سال بعد در «The Crown» انتخاب شدم؛ چیزی که واقعاً زندگیام را کاملاً تغییر داد.
پرسش: بعد از آن موفقیت عظیم، آیا احساس کردید در قالب خاصی گیر افتادهاید؟
اما کورین:
بله، مخصوصاً در پروژههایی که بلافاصله بعد از «The Crown» به من پیشنهاد شد. مردم خیلی دوست دارند آدمها را در یک قالب مشخص بگذارند. و اشکالی هم ندارد، اما در نهایت مجبور میشوی یک قدم عقب بروی و از خودت بپرسی: «من واقعاً چه میخواهم؟ من جدا از این پروژهای که حالا چنین بخش عمیقی از وجودم شده، چه کسی هستم؟»
بعد از «The Crown» دوباره در دو درام دورهای بازی کردم؛ «The Policeman» و اقتباس لور دو کلرمون-تونر از «Lady Chatterley’s Lover» در کنار جک اوکانل. اما بعد ناگهان رفتم به سمت چیزی کاملاً متفاوت: تبدیل شدن به یک شرور مارولی.
پرسش: بازی در نقش «کاساندرا نوا» در «Deadpool & Wolverine» چطور بود؟
اما کورین:
حضور در آن پروژه، بعد از چند کار درام تاریخی کمبودجه، واقعاً شوکهکننده بود. احساس میکردم همیشه در یک جور شهربازی هستم، چون همهچیز آنقدر بزرگ و غافلگیرکننده بود که مدام با خودم میگفتم: «این نمیتواند واقعی باشد. حتماً دارم با کارت مهمان این اطراف راه میروم. من متعلق به اینجا نیستم.»
اما رایان رینولدز، هیو جکمن و شان لوی باعث شدند همهچیز کوچکتر و قابلمدیریتتر به نظر برسد، نه یک چیز عظیم و ترسناک. آنها قبل از فیلمبرداری وقت گذاشتند تا من را بشناسند و هر وقت در یک شهر بودیم، دعوتم میکردند با هم وقت بگذرانیم.
آنها خیلی تلاش کردند تا حس کنم وارد چیزی شدهام که اصلاً ترسناک نیست و بیشتر شبیه یک زمین بازی است. و واقعاً هم همین حس را داشت. مخصوصاً با شخصیت کاساندرا، چون بهعنوان یک کاراکتر در جایگاه قدرت زیادی قرار داشتم.
پرسش: با توجه به پایان «Deadpool & Wolverine»، آیا دوست دارید دوباره به این نقش برگردید؟
اما کورین:
صددرصد، کاملاً. حتماً دوست دارم. فکر میکنم داستان او تمام نشده است. من واقعاً دوست دارم یک فیلم درباره پیوند یا رابطه پروفسور ایکس و کاساندرا نوا ببینم؛ چیزی شبیه یک کمدی خواهر-برادری … این اتفاق را رقم بزنید! اینترنت، کار خودت را بکن!
پرسش: بعد از فاصله گرفتن از درامهای دورهای، حالا دوباره قرار است با «Pride & Prejudice» به همین فضا برگردید. این تجربه برایتان چه معنایی دارد؟
اما کورین:
بله، واقعاً طعنهآمیز است. اما در عین حال خیلی هیجانزدهام. با توجه به اینکه آخرین اقتباس بزرگ از رمان مهم جین آستن، فیلم سال ۲۰۰۵ با کایرا نایتلی و متیو مکفادین بود، این سریال که یوروس لین، کارگردان «Heartstopper»، آن را ساخته، میتواند این داستان عاشقانه را به نسل تازهای معرفی کند.
بازی در نقش الیزابت بنت برایم افتخار بزرگی است، بهخصوص چون خودم را یک طرفدار پر و پا قرص جین آستن میدانم. از یک طرف خیلی از آن میترسم، چون مقایسه کردن برای مردم کاملاً طبیعی است ــ و راستش خود من هم خیلی این کار را میکنم. اما از طرف دیگر، واقعاً هیجانزدهام. زمان فوقالعادهای را در این پروژه گذراندم. این یکی از محبوبترین کارهایی بود که انجام دادهام.
پرسش: چه چیزی این پروژه را برایتان خاصتر کرد؟
اما کورین:
بخشی از آن به خاطر تعداد زیاد زنانی بود که در صحنه حضور داشتند. ما تعداد خیلی زیادی زن در گروه تولید داشتیم که واقعاً نادر است. طبیعتاً در میان بازیگران هم زنان زیادی حضور داشتند.
شما از نظر انرژی، واقعاً این تفاوت را حس میکنید. هم میفهمید چقدر این فضا ویژه است، و هم نادر بودنش یادآور این است که هنوز چقدر کار برای انجام دادن باقی مانده.
پرسش: پروژه بعدیتان هم یک فیلم ترسناک از استودیوی ای۲۴ است. به نظر میرسد وارد دورهای از تجربهگرایی شدهاید.
اما کورین:
دقیقاً همینطور است. پروژه دیگرم یک فیلم ترسناک بدون عنوان از استودیوی ای۲۴ (A24) است که در کنار هانتر شیفر و سوفی وایلد بازی کردهام و ماه گذشته فیلمبرداریاش را در بوداپست به پایان رساندیم.
در این مرحله از کارم، هدفم این است که آن چیز بعدی را پیدا کنم که در درونم درست به نظر برسد؛ چیزی که قبلاً انجامش نداده باشم. دوست دارم کاری شبیه «Succession» یا «The Pitt» انجام دهم؛ از آن جنس دیالوگهای سریع، پرتنش و پرفشار. در چنین فضاهایی دیگر وقت این را نداری که مثلاً بگویی: «اوه، شاید برای این صحنه یک نگاه طولانی به آن سمت بیندازم.»
دیگر این را نمیخواهم. دیگر هیچ نگاه حسرتخوردهای نمیخواهم! نه دیگر!
پرسش: فعلاً برنامهتان برای استراحت چیست؟

اما کورین:
اول میروم مارگیت تا کمی استراحت کنم. میخواهم بروم کنار دریا، سگم را ببینم و کمی مکث کنم.
[اما در این لحظه از روی زمین بلند میشود و عکسهای یک سگ پشمالوی مشکی را نشان میدهد.] اسمش اسپنسر است.
پرسش: اسپنسر؟ این اسم ارجاعی به دایاناست؟
اما کورین:
بله. [با آهی بامزه و کمی درمانده] ظاهراً قرار نیست هیچوقت کاملاً از آن نقش فرار کنم. واقعاً خجالتآور است!
پرسش: چه چیزی باعث شد از خیریه وار چایلد حمایت کنید؟
اما کورین:
از آنجا که من در دانشگاه آموزش و رشد دوران کودکی خواندهام، این موضوع برایم خیلی مهم بود و فوراً با آن ارتباط برقرار کردم. اینها نسلهایی از کودکان هستند که ممکن است حتی اگر درگیریها هم متوقف شود، دیگر فرصتی برای ساختن آینده در جامعه خودشان نداشته باشند. این موضوع واقعاً با من ارتباط عمیقی برقرار کرد.
امروز از هر پنج کودک در جهان، یک نفر ــ یعنی حدود ۵۲۰ میلیون کودک ــ در میانه درگیری و جنگ زندگی میکند. این بالاترین رقمی است که تاکنون ثبت شده است.
وار چایلد علاوه بر همکاری با شرکای محلی، منابع لازم را فراهم میکند، پژوهش انجام میدهد و روشهایی را به کار میگیرد تا به کودکان در کنار آمدن با تروما کمک کند و آموزش مورد نیازشان را در اختیارشان بگذارد.
نکته مهم این است که این کمکها از طرف افرادی از همان فرهنگها ارائه میشود؛ نه اینکه آدمهایی از کشورهای دیگر بیایند. این افراد زبان کودکان را بلدند و واقعاً میتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
وار چایلد آمارهای روشنی هم دارد. در سال ۲۰۲۴، این سازمان به بیش از ۲ میلیون کودک در سراسر جهان کمک رساند. بخشی از بودجه اخیر آن هم از طریق یک آلبوم گردآوریشده توسط وار چایلد رکوردز (War Child Records) تأمین شد. آلبوم «Help(2)» با حضور گروه «Arctic Monkeys»، الیویا رودریگو، کامرون وینتر و چند هنرمند دیگر، بیش از ۱.۶ میلیون دلار برای این خیریه جمعآوری کرد.
در نهایت، محافظت از کودکان یکی از بنیادیترین چیزهایی است که باید با تمام توان برایش تلاش کنیم. آدمهای بیگناه زیادی در این درگیریهای وحشتناک در سراسر جهان گرفتار میشوند، اما کودکان بیشترین آسیب را میبینند.
اما کورین امروز کجای مسیر حرفهای خود ایستاده است؟
اما کورین حالا در مرحلهای از کارنامه خود قرار دارد که همزمان با تثبیت جایگاهش در پروژههای بزرگ، بهدنبال تجربهکردن مسیرهای تازه هم هست؛ از بازی در نقش پرنسس دایانا در «The Crown» گرفته تا ایفای نقش شرور مارولی در «Deadpool & Wolverine»، و حالا حضور در نقش الیزابت بنت در سریال «Pride & Prejudice» برای نتفلیکس (Netflix).
در کنار این مسیر حرفهای، آنها همچنان با صداقت درباره هویت نانباینری خود صحبت میکنند، از فشارهای شهرت میگویند و تلاش میکنند حضورشان در فضای عمومی، حتی اگر فقط برای یک نفر مفید باشد، معنایی واقعی داشته باشد.
اگر بخواهیم حرفهای اما کورین را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این باشد: شهرت میتواند پرزرقوبرق باشد، اما مسیر شناخت خود، شجاعتی آرام و مداوم میخواهد.





