
در دل مرگبارترین جنگ تاریخ، بریتانیا و متحدانش در برابر قدرتهای محور ایستاده بودند. آلمان نازی، زیر فرمان «آدولف هیتلر» (Adolf Hitler)، نوعی جدید از جنگ برقآسا را بهراه انداخته بود که با هماهنگی کامل از طریق پیامهای رادیویی رمزگذاریشده انجام میشد. این پیامها به وسیله دستگاهی موسوم به «انیگما» (Enigma) کدگذاری میشدند، و فرماندهی عالی آلمان باور داشت که کدهای آن غیرقابل شکستن هستند.
اما دور از میدان نبرد، در گوشهای آرام از انگلستان، عملیاتی فوقسری در جریان بود؛ عملیاتی که قرار بود با تلاش ذهنهای درخشان و فناوری نوین، پنجرهای به اسرار مخفی ارتش آلمان بگشاید و شاید سرنوشت جنگ را تغییر دهد.
از لهستان تا بریتانیا: اولین ترک در دیوار انیگما

سال ۱۹۳۹، اروپا در آستانه جنگی تمامعیار بود. پیش از آن، سرویسهای اطلاعاتی لهستان، فرانسه و بریتانیا سالها روی روشهای رمزگذاری آلمانها مطالعه کرده بودند، اما پیشرفت چندانی به دست نیاورده بودند. نقطه عطف زمانی رسید که در جنگل «پیری» (Pyry) در نزدیکی ورشو، نشست فوقسری میان سه کشور برگزار شد.
در این دیدار، طرف لهستانی اطلاعات ارزشمندی را در اختیار متحدان گذاشت. ماجرا به سال ۱۹۳۱ بازمیگشت، وقتی «هانس تیلو-اشمیت» (Hans Thilo-Schmidt)، کارمند آلمانی، با اسناد محرمانه انیگما به سفارت فرانسه در برلین پناه برد. این اسناد شامل کتابچههای کد و دستورالعمل استفاده از انیگما بود.

دانشمند ریاضیدان لهستانی، «ماریان ریفسکی» (Marian Rejewski)، با استفاده از همین اطلاعات و تحلیل ریاضی، موفق شد سیمکشی داخلی انیگما را بازسازی کرده و روش رمزگشایی آن را کشف کند. از سال ۱۹۳۳، لهستانیها بخش بزرگی از پیامهای ارتش آلمان را رمزگشایی میکردند.
اما در ۱۹۳۸، آلمان دو روتور جدید به سیستم اضافه کرد که تعداد ترکیبهای ممکن را دهها برابر کرد. این تغییر، کار لهستانیها را عملاً متوقف کرد. با نزدیک شدن خطر حمله آلمان به لهستان، آنها تصمیم گرفتند همه یافتههای خود را به بریتانیا و فرانسه منتقل کنند.
بلچلی پارک: مرکز فرماندهی جنگ رمزها

با دریافت اطلاعات لهستان، بریتانیا آماده شد که مرکز جدیدی برای شکستن انیگما ایجاد کند. یک عمارت قدیمی در «بلچلی پارک» (Bletchley Park) بهعنوان پایگاه انتخاب شد. مسئولیت اداره این مرکز را فرمانده «الِستِر دنیستون» (Alastair Denniston) برعهده گرفت.
او به دنبال جذب «افراد تیپ استاد دانشگاه» بود و نگاهش به سمت دانشگاههای کمبریج و آکسفورد رفت. میان اولین استعدادهایی که جذب شدند دو ریاضیدان نامدار بودند: «گوردون ولچمن» (Gordon Welchman) و نابغه جوان «آلن تورینگ» (Alan Turing) که بعدها بنیانگذار علوم رایانه مدرن شناخته شد.
رمزگشایی با قلم و کاغذ

با شروع جنگ جهانی دوم در سپتامبر ۱۹۳۹، پیامهای رمزی آلمان از طریق پایگاههای شنود موسوم به «ایستگاههای Y» جمعآوری و به بلیتچلی پارک فرستاده میشد. هر شاخه ارتش آلمان (نیروی زمینی، هوایی و دریایی) تنظیمات خاص خود را برای انیگما داشت.
در روزهای نخست، کدشکنی با مداد و کاغذ و بر اساس روشهای لهستانی انجام میشد. لهستانیها پیشتر متوجه یک نقص مهم در روش کار آلمانیها شده بودند: «تنظیم پیام» هر بار دوبار پشت هم فرستاده میشد. این تکرار به رمزگشایان فرصت میداد تا بخشهایی از کلید روز را بیابند.
در ژانویه ۱۹۴۰، برای اولین بار بریتانیا توانست کد روزانه انیگمای نیروی زمینی و هوایی را بشکند.
بحران و نبوغ

چهار ماه بعد، آلمانها روش کار را تغییر دادند و موفقیتهای اولیه بریتانیا متوقف شد. در همین زمان، نابغه ۲۱ ساله «جان هریوِل» (John Herivel) ایدهای غیرمنتظره مطرح کرد: شاید نیازی به دنبالکردن خطاهای فنی نباشد، بلکه بتوان از خطاهای انسانی بهره برد.
هریوِل تصور کرد که اپراتورهای انیگما، وقتی خسته یا عجول باشند، تنظیمات اولیه را چندان تغییر ندهند. این سهلانگاری گاهی باعث میشد کلید شروع پیام نزدیک به کلید حلقه بماند و همین سرنخ دوباره در را به روی کدشکنها باز کرد.
نبرد بریتانیا و برگ برنده رمزگشایان

تابستان ۱۹۴۰، نیروی هوایی آلمان (لوفتوافه – Luftwaffe) برای درهمشکستن دفاع هوایی بریتانیا حملات گستردهای را آغاز کرد. اما واحد «هت ۶» (Hut 6) در بلچلی پارک با رمزگشایی پیامهای لوفتوافه، اطلاعات پرواز و اهداف بمباران را پیشاپیش در اختیار نیروی هوایی سلطنتی (RAF) گذاشت. این آگاهی باعث شد هواپیماهای بریتانیایی بتوانند در زمان مناسب در کمین قرار گیرند و حتی سامانه ناوبری بمبافکنهای آلمانی را مختل کنند.
چالش تازه: کدهای نیروی دریایی آلمان
با شکست لوفتوافه در نبرد بریتانیا، تهدید حمله مستقیم کاهش یافت، اما خطر تازهای در دریا پدیدار شد: زیردریاییهای یو-بوت (U-Boat) آلمان که راه ارتباطی و تدارکاتی بریتانیا را هدف گرفته بودند. بلچلی پارک مأموریت تازهای یافت: شکستن نسخه دریایی فوقپیچیده انیگما، مأموریتی که به معنای واقعی کلمه، مرگ و زندگی برای بریتانیا بود.
میراث بلچلی پارک
تلاشهای شبانهروزی صدها رمزگشا، از استادان ریاضی و زبانشناسی تا کارمندان جزء و اپراتورهای ماشینهای بمب (Bombe Machines)، سبب شد بخش بزرگی از ارتباطات نظامی آلمان در طول جنگ لو برود. این عملیات فوقسری با عنوان «Ultra» (اولترا) طبقهبندی شده بود و سالها بعد فاش شد که نقش حیاتی در کوتاهتر شدن جنگ و نجات میلیونها جان ایفا کرده است.





