دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار تئاتر و نمایشاخبار سلبریتی هاسلبریتی ترکیه

اولین اجرای تئاتر باغ‌وحش شیشه‌ای در ترکیه برگزار شد ؛ ستارگان برای تماشای این نمایش صف کشیدند

باغ‌وحش شیشه‌ای با گرد هم آوردن ایپک بیلگین، آصلی انور، جم ییگیت اوزوموغلو و گوون مورات آکپینار به نمایش درآمد. مهمانان مشهور زیادی در اولین اجرای این نمایش حضور داشتند.

باغ‌وحش شیشه‌ای به کارگردانی ابراهیم چیچک توسط BKM، Craft و IdPro تولید شده است.

بسیار حساس، هر لحظه ممکن است بشکند و بس ؛ بنابراین داستان افرادی که هر لحظه ممکن است بشکنند.

دویگو بایرام تهیه کننده اجرایی سیرچا است که توسط هیرا تکیندور از اولین اثر تنسی ویلیامز که به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان تئاتر قرن بیستم شناخته می شود و به کارگردانی ابراهیم چیچک ترجمه شده است.طراحی دکور و نور توسط کرم چتینال ، لباس توسط نهال کاپلانگی و موسیقی توسط عمر ساریگدیک ساخته شده است و عایشه گل کاراجان عکاسی صحنه را برعهده گرفته است.

اما همیشه امید وجود دارد، ما این را می دانیم!

آیا درست است که به فرزندان خود محکم بچسبید و بعد از همسری که شما را ترک کرده لبخند بزنید؟
یا چشمان خود را به روی یک توهم بی پایان در نور سینماها، بارها، خیابان ها باز کنید؟ مثلاً هر شب بیرون رفتن از خانه; تا درد تمام گرفتاری ها، گیر افتادن ها و آرزوهای محقق نشده ات را در خیابان تحمل کنی؟
اگر این نیست، آیا باید در خانه بنشینید، از همه چیز در دنیا بترسید و به اسباب بازی های شیشه ای پناه ببرید؟
نمی دانیم…
اما ما می دانیم که همیشه امید وجود دارد.

در پایان نمایش، ” باغ‌وحش شیشه‌ای ” دقایقی مورد تشویق ایستاده قرار گرفت و نمرات کامل تماشاگران را دریافت کرد و اولین نمایش با حضور مهمانانی چون احسن اراوغلو، علی گزوشیرین، جانسل الچین، داملا سونمز، هازال کایا، سلین شکرجی، پینار دنیز، گی سو آکیول، گیون کیراچ، هانده دوغان‌دمیر، نیلپری شاهینکایا، اوکتای چوبوک، محمد اوزان دولونای ، گرم شد. که می توانید در ادامه ( پایین متن زیر ) تصاویر حضور این ستارگان را تماشا کنید.


خلاصه داستان باغ‌وحش شیشه‌ای ( کلیک کنید تا باکس باز شود )

داستان باغ‌وحش شیشه‌ای

در یک خانواده سطح‌ پایین آمریکایی، مادری (آماندا) با پسر و دخترش، «تام» و «لورا»، زندگی می‌کند. پدر این خانواده، که ظاهراً تمایل به فرار از قیود زندگی خانوادگی داشته، مدتی است زن و دو فرزند خود را رها کرده و به نقطه نامعلومی رفته‌. مادر و دو فرزندش هریک در خیالات واهی و احساسات خود زندگی می‌کنند. مادر کاری ندارد، جز این که شب و روز از گذشته‌های پرموفقیت خود تعریف کند؛ و پسر، جز این که به فکر شعر و شاعری و دیدن فیلم در سینما باشد و به کار اصلی خود (کفاشی) بی‌توجهی کند، فکر دیگری ندارد؛ و دختر، که دارای نقص جسمی در پای راستش است، شدیداً از این نقص رنج می‌برد و در نتیجه ارتباط خود را با همه مردم قطع کرده، تعدادی مجسمه‌ های کوچک شیشه‌ای از حیوانات کوچک جمع‌آوری کرده و در گوشه خانه برای خود «باغ‌وحش شیشه‌ای» درست کرده و با آنها صحبت می‌کند. مادر، نگران از تنها ماندن دختر خود، از پسرش تقاضا می‌کند بین همکاران خود در کارخانه کفاشی، جوانی را برای شام به خانه دعوت کند تا بلکه شوهری برای دخترش دست‌وپا کند! تام با اکراه این تقاضا را می پذیرد و جوانی به نام «جیم» را برای شام به خانه دعوت می‌کند. جوان، که پر از شور و امید به زندگی است، مدتی با لورا تنها می‌ ماند و به او اعتماد به‌ نفس و گریز از تنهایی را پیشنهاد می‌کند. لورا ظاهراً به زندگی امیدوار می‌شود و… آدم‌های «باغ‌وحش شیشه‌ای» همگی در تخیل خود زندگی می‌کنند. مادر، همچنان پس از گذشت چیزی شاید حدود پنجاه سال از عمرش، در خاطرات هفده‌سالگی و عشاق جوان خود زندگی می‌کند؛ پسر (تام) در خیال این است که خانه و محل کارش (انبار کفش) را ترک کند و نویسنده برجسته‌ای شود؛ و لورا (دختر خانه) شاید تنها کسی است که خیال‌بافی‌ای برایش باقی نمانده‌است. او دختری معلول است که یک پایش کوتاه‌تر از دیگری است، و این نقص عضو، آن‌ چنان روح او را تسخیر کرده که تمامی شهامت و جسارت او را گرفته و به‌جای آن عقده حقارت باقی گذاشته است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا