دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینمای ترکیهسینما و تلویزیوننگاهی اجمالی

اگر اودیسه را کارگردان‌های ترکیه‌ای می‌ساختند …

تصور کنید «اودیسه» هومر، یکی از مشهورترین سفرهای حماسی تاریخ ادبیات، نه در یونان باستان، بلکه در جهان سینمای ترکیه بازآفرینی می‌شد. اودیسئوس همان قهرمانی است که پس از جنگ تروا، سال‌ها در دریاها سرگردان می‌شود تا به خانه، همسرش پنه‌لوپه و سرزمین ایتاکا برگردد. اما اگر این سفر پرماجرا به دست کارگردان‌های مطرح ترک می‌افتاد، احتمالاً نتیجه چیزی کاملاً متفاوت، شاعرانه، تلخ یا حتی کمدی می‌شد.

اودیسه به روایت نوری بیلگه جیلان

اگر نوری بیلگه جیلان / Nuri Bilge Ceylan «اودیسه» را می‌ساخت، اودیسئوس دقیقاً همان ۲۰ سال را در راه بازگشت می‌ماند؛ فقط این بار ما هم باید همه این انتظار را با او حس می‌کردیم. فیلم احتمالاً کمتر از چهار ساعت و نیم نبود و دوربین، با صبر و سکوت، ساعت‌ها روی ابرهای خاکستری آسمان اژه، موج‌های آرام دریا و چهره خسته قهرمانی که چیزی نمی‌گوید اما همه‌چیز را در نگاهش دارد، ثابت می‌ماند.

در نسخه جیلان، هیولاها و خدایان کمتر اهمیت داشتند؛ بحران اصلی، درون خود اودیسئوس بود. او شاید به جای جنگیدن با سیکلوپ، کنار یک پنجره می‌نشست، چای می‌خورد و درباره معنای خانه، غرور، شکست و پیری فکر می‌کرد.

این شوخی بی‌دلیل نیست. جیلان، برنده نخل طلای کن ۲۰۱۴ برای فیلم خواب زمستانی / Winter Sleep، به قاب‌های طولانی، سکوت‌های معنادار، طبیعت سرد، گفت‌وگوهای فلسفی و شخصیت‌هایی معروف است که بیشتر از آنکه در بیرون سفر کنند، درون خودشان گم شده‌اند.

اودیسه به روایت زکی دمیرکوبوز

اگر زکی دمیرکوبوز / Zeki Demirkubuz سراغ «اودیسه» می‌رفت، احتمالاً دیگر خبری از ماجراجویی دریایی به معنای کلاسیک نبود. بیشتر زمان فیلم را صرف تماشای فرسودگی روحی اودیسئوس می‌کردیم؛ مردی که شاید از تروآ برگشته، اما دیگر نمی‌داند خانه واقعاً کجاست.

در این نسخه، سفر بیشتر شبیه یک مجازات درونی بود. اودیسئوس در اتاقی نیمه‌تاریک، میان سیگار، سکوت، حس گناه و سرنوشت، با خودش و گذشته‌اش روبه‌رو می‌شد. تماشاگر هم احتمالاً بدون بغض از سالن بیرون نمی‌آمد.

دیالوگ ماندگار فیلم هم می‌توانست چیزی شبیه این باشد: «یک کشتی به من بده، پدر!»

دمیرکوبوز از مهم‌ترین فیلم‌سازان سینمای مولف ترکیه است و در آثاری مثل Masumiyet و Kader به جهان‌هایی تاریک، تقدیرگرایانه و پر از رنج انسانی نزدیک می‌شود. بنابراین در «اودیسه» او، خدایان المپ شاید حذف می‌شدند، اما تقدیر همچنان از همه شخصیت‌ها قدرتمندتر بود.

اودیسه به روایت فرزان اوزپتک

اما اگر فرزان اوزپتک / Ferzan Özpetek کارگردانی «اودیسه» را برعهده می‌گرفت، اودیسئوس بالاخره به خانه برمی‌گشت؛ فقط نه با شمشیر و انتقام، بلکه با یک میز شام طولانی، چند راز خانوادگی، نگاه‌های معنادار و موسیقی احساسی.

در نسخه اوزپتک، پنه‌لوپه، تلماخوس، خواستگارها و حتی خدمتکاران خانه دور یک میز جمع می‌شدند و درست همان‌جا، میان غذا، سکوت و گفت‌وگو، همه رازها یکی‌یکی فاش می‌شدند. اودیسئوس شاید هنوز قهرمان بود، اما مسئله اصلی دیگر فقط بازگشت نبود؛ مسئله این بود که بعد از این همه سال، آیا خانواده هنوز می‌تواند مثل قبل کنار هم بنشیند؟

اوزپتک، فیلم‌ساز ترک‌تبار ساکن ایتالیا، در آثاری مانند Hamam، Le Fate Ignoranti و Mine Vaganti بارها نشان داده که خانواده، خاطره، عشق‌های پنهان و رازهایی که دور میز غذا آشکار می‌شوند، بخش مهمی از جهان سینمایی او هستند.

و اما نسخه کاملاً ترکی: گورا!

حالا برسیم به شوخی اصلی. یک مرد کیلومترها از خانه‌اش دور افتاده، وارد جهانی عجیب و ناشناخته شده و تنها هدفش این است که به خانه برگردد. صبر کنید؛ ترکیه این داستان را قبلاً ساخته است!

G.O.R.A.، کمدی علمی‌تخیلی مشهور ترکیه، در سال ۲۰۰۴ اکران شد. فیلم را عمر فاروک سوراک / Ömer Faruk Sorak کارگردانی کرد و جم ییلماز / Cem Yılmaz نویسنده و بازیگر اصلی آن بود. داستان درباره عارف ایشیک، فروشنده فرش و راهنمای توریست است که توسط موجودات فضایی ربوده می‌شود و به سیاره‌ای دوردست به نام گورا برده می‌شود. از آنجا به بعد، همه تلاش او این است که در میان ماجراهای عجیب، دشمنان فضایی و موقعیت‌های کمدی، راهی برای بازگشت پیدا کند.

اگر بخواهیم با اغراق و شوخی نگاه کنیم، عارف در «گورا» همان کاری را می‌کند که اودیسئوس در «اودیسه» انجام می‌دهد: در جهانی غریب گرفتار می‌شود، با موجودات عجیب روبه‌رو می‌شود، از هوش و زبانش برای زنده ماندن استفاده می‌کند و در نهایت می‌خواهد به خانه برگردد.

البته G.O.R.A. اقتباس رسمی یا مستقیم از اودیسه نیست؛ اما شباهت الگوی روایی آن با سفر قهرمانانه اودیسئوس، زمینه یک مقایسه بامزه و هوشمندانه را فراهم می‌کند. انگار ۲۷۰۰ سال بعد از هومر، سینمای ترکیه یک نسخه کمدی، فضایی و کاملاً بومی از ایده «قهرمان دورافتاده از خانه» ساخته است.

چرا سراغ این مقایسه بامزه رفتیم؟

«اودیسه» احتمالاً در اواخر قرن هشتم یا اوایل قرن هفتم پیش از میلاد شکل گرفته و یکی از مهم‌ترین متن‌های ادبیات غرب است. اما دلیل ماندگاری آن فقط اسطوره‌های یونانی نیست؛ موضوع اصلی آن جهانی است: آدمی که از خانه دور افتاده و می‌خواهد برگردد.

همین الگو در سینما هم بارها تکرار شده است. از درام‌های سنگین گرفته تا کمدی‌های فضایی، بازگشت به خانه یکی از قدرتمندترین موتیف‌های داستان‌گویی است. تفاوت فقط در لحن است: نوری بیلگه جیلان آن را به مراقبه‌ای شاعرانه تبدیل می‌کند، زکی دمیرکوبوز به تراژدی درونی، فرزان اوزپتک به درام خانوادگی، و جم ییلماز به کمدی علمی‌تخیلی.

در نهایت، اگر «اودیسه» را کارگردان‌های ترکیه می‌ساختند، دیگر فقط با یک سفر دریایی پر از هیولا و خدایان طرف نبودیم. در نسخه نوری بیلگه جیلان، سفر به سکوت و تأمل تبدیل می‌شد؛ در نسخه زکی دمیرکوبوز، به رنج و تقدیر؛ در نسخه فرزان اوزپتک، به شامی خانوادگی پر از راز؛ و در نسخه «گورا»، به ماجرایی فضایی و کمدی درباره مردی که فقط می‌خواهد به خانه برگردد.

شاید همین نشان می‌دهد که داستان‌های بزرگ هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند؛ فقط از زبانی به زبان دیگر و از ژانری به ژانر دیگر سفر می‌کنند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا