«جشن تولد»؛ وقتی رویای یک شب خاطرهانگیز به کابوسی در میانِ مرداب بدل میشود
نقد و بررسی فیلم «جشن تولد» (The Birthday Party)

جشنواره کن ۲۰۲۶ با کمدیِ سبکبال «بوسه الکتریکی» آغاز شد؛ انتخابی که گویی برای غافلگیر کردن تماشاگران با سیاهیِ مطلقِ روزهای پایانی جشنواره طراحی شده بود. «جشن تولد»، آخرین فیلم بخش مسابقه که در شب اختتامیه به نمایش درآمد، دقیقاً همان چیزی است که از یک فیلمِ «پایانبندی» انتظار میرود: اثری که مخاطب را در حالی که سنگینیِ وقایع بر شانههایش است، راهیِ خروجیِ کاخ جشنواره میکند.
«جشن تولد» با اقتباس از رمان «قصههای شب» اثر لوران مووینیه، به سراغ ژانر شناختهشده و پرسابقه «تهاجم به خانه» رفته است. لی میزیوس، کارگردان فیلم (سازنده آثاری چون «آدا»)، با آگاهی از استانداردهای سختگیرانه این ژانر که شاهکارهایی مانند «ساعات ناامیدی» یا «در کمال خونسردی» را در خود دارد، تلاش کرده تا تعلیقی نفسگیر را در دلِ فضای ایزوله و غریبِ مردابهای روستایی فرانسه خلق کند.
داستان در منطقهای دورافتاده و کمجمعیت در میان مردابهای فرانسه میگذرد؛ جایی که توماس (با بازی باستیان بویون)، همسرش نورا (حفصیه هرزی) و دختر خردسالشان آیدا، زندگی ساده و آرامی را سپری میکنند. نورا بهتازگی ترفیع شغلی گرفته و توماس در تدارک غافلگیر کردن او با یک جشن تولد است. همسایه دیواربهدیوار آنها، کریستینا (مونیکا بلوچی)، نقاش ایتالیایی، نیز در تدارک مقدمات پذیرایی همکاری میکند.
این تصویرِ ایدهآل اما بهتدریج ترک میخورد. ورود مردی غریبه که به بهانه خرید ملک وارد منطقه شده و فضای سنگین و نحسِ اطرافِ خانه، خبر از فاجعهای قریبالوقوع میدهد. در حالی که توماس مشغول تزیین خانه است، میهمانان ناخوانده از راه میرسند؛ نه برای جشن، بلکه برای نابودی.
فران (با بازی درخشان بنوآ ماژیمل) رهبری این گروهِ متجاوز را بر عهده دارد؛ شخصیتی که متجاوزان را نه بهعنوان دزد، بلکه بهمثابه میهمانانی ناخواسته اما حاضر در خانه میبیند. ماژیمل با اجرای خیرهکنندهاش، کاراکتری خلق کرده که ترکیبی از یک گانگستر کلاسیک و یک تهدید مدرن است؛ مردی که بهتازگی از زندان آزاد شده و سایه شومش بر تمام لحظات فیلم سنگینی میکند.
با ورود نورا از محل کار و پیوستن دو همکار او به این جمعِ مسموم، تنش فیلم به نقطه اوج میرسد. هرچه پیشتر میرویم، لایههای پنهانیِ گذشته نورا برای تماشاگر (و متجاوزان) آشکار میشود؛ گویی این خانه نه به خاطر پول، بلکه به خاطر چیزی بسیار تاریکتر و قدیمیتر هدف قرار گرفته است.
میزیوس در کارگردانیِ این «قفسِ دوگانه» (خانه توماس و خانه کریستینا که او نیز گروگان گرفته شده) بسیار موفق عمل کرده است. فضای بسته و محیط ایزوله مردابها، حس خفقان را به بهترین شکل منتقل میکند. اگرچه در نیمساعت نخست، برخی کلیشهها، از جمله قربانی شدن سگِ خانگی برای برانگیختن حس انزجارِ فوری مخاطب، کمی توی ذوق میزند، اما فیلم در ادامه مسیر خود را پیدا میکند.
نکته مثبتِ نگاه میزیوس این است که او از افتادن در دامِ «پورنوگرافیِ خشونت» (مانند آنچه در «بازیهای مسخره» شاهدش بودیم) پرهیز میکند. او بهجای نمایشِ بیپایانِ شکنجه، بر فشار روانی و سایههایی که گذشته بر آینده میاندازد، تمرکز میکند.
بنوآ ماژیمل ستاره بیچونوچرای فیلم است؛ او با خونسردیِ ترسناکش، فیلم را از یک تریلر معمولی فراتر میبرد. حفصیه هرزی نیز در نقش نورا، قوس شخصیتیِ درستی را طی میکند؛ زنی که آرامشِ زندگیاش ناگهان در مواجهه با خطاهای گذشتهاش فرو میریزد. حضور مونیکا بلوچی نیز، با وجود محدود بودن نقش، وزنه سنگینی به ترکیب بازیگران بخشیده است.
«جشن تولد» فیلمی نیست که ادعای فلسفی داشته باشد یا بخواهد پیام بزرگی را به دوش بکشد. هدفِ میزیوس کاملاً مشخص است: سرگرم کردن مخاطب از طریق برانگیختنِ شدیدترین حسِ ناامنی و اضطراب. فیلمی که در هدفش موفق است، اما پس از پایان، تماشاگر را در حالی که به در و دیوار خانه خود نگاهی مشکوک میاندازد، رها میکند.
اگر به دنبال تریلری هستید که با اعصابتان بازی کند و در عین حال از نظر بصری و فنی در سطح بالایی باشد، «جشن تولد» انتخاب مناسبی است؛ اما شاید بهتر باشد آن را در تنهایی و در خانه تماشا نکنید!





