جمله روز از ابن ماس-بکراک؛ برای خلاق ماندن باید «همیشهسبز» بود
بازیگر برنده دو جایزه امی برای «The Bear» توضیح میدهد چرا هنرمند حتی در مواجهه با متنهای ضعیف یا پروژههای صرفاً اقتصادی نیز باید راهی برای یافتن انگیزه پیدا کند

ابن ماس-بکراک با بازی در نقش ریچی جریموویچ در سریال تحسینشده «The Bear» به یکی از چهرههای شاخص تلویزیون تبدیل شد. او در این نقش، مردی خشمگین و آشفته را چنان صادقانه به تصویر کشید که مخاطب میتوانست پشت تمام تندیها و شکستهایش، انسانی نیازمند احترام و تعلق را ببیند.
همین اجرای چندلایه دو جایزه امی ساعات پربیننده در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد سریال کمدی و دو نامزدی گلدن گلوب را برای او به همراه آورد. بااینحال، مسیر حرفهای ماس-بکراک تنها با یک شخصیت یا مجموعه تعریف نمیشود. او بازیگری را حرفهای مبتنی بر استمرار، کنجکاوی و یافتن ارزش در تجربههای متفاوت میداند؛ حتی زمانی که یک پروژه از ابتدا الهامبخش به نظر نمیرسد.
جمله روز ابن ماس-بکراک درباره یافتن انگیزه
ماس-بکراک در گفتوگویی که سال ۲۰۲۴ با نشریه «The Talks» داشت، از ضرورت حفظ انگیزه در حرفههای خلاق گفت:
«باید مثل گیاهی چندساله و همیشهسبز باشید! وقتی بازیگر هستید یا در هر رسانه مشارکتی دیگری کار میکنید، بسیار مهم است که بتوانید خودتان را متقاعد کنید اثری که مشغول ساختنش هستید، ارزش یا ظرفیتی دارد؛ حتی اگر واقعاً چنین نباشد. یکی از سختترین چالشها برای من زمانی است که متن یا نوشته چندان خوب نیست، یا شاید انگیزههای خودم کاملاً خالص نیستند. در چنین شرایطی باید راهی برای ورود به اثر و پیدا کردن الهام پیدا کنم.»
استفاده او از مفهوم «گیاه چندساله» استعارهای از هنرمندی است که پس از هر فصل دوباره رشد میکند. چنین فردی نباید برای ادامه مسیر فقط منتظر پروژهای آرمانی، متن بینقص یا انگیزهای کاملاً هنری بماند. او باید بتواند در شرایط گوناگون ریشه بدواند و راهی برای زنده نگه داشتن خلاقیت خود پیدا کند.
ماس-بکراک در همان گفتوگو تأکید کرد هنرمند باید دستکم در مدت انجام یک پروژه، خودش را به ارزش آن متقاعد کند:
«باید بتوانید در مدتی که روی آن کار میکنید خودتان را قانع کنید تا واقعاً حاضر شوید، به اثر احترام بگذارید و حق کار خودتان را ادا کنید.»
این نگاه به معنای نادیده گرفتن کاستیهای یک اثر نیست. منظور آن است که بازیگر نمیتواند با فاصله گرفتن عاطفی یا تحقیر متن، بهترین اجرای ممکن را ارائه دهد. حتی اگر یک نقش شور خلاقانهای بیواسطه ایجاد نکند، تعهد حرفهای ایجاب میکند بازیگر نقطهای برای ارتباط با آن پیدا کند.
تعادل میان عشق به هنر و واقعیت اقتصادی

ماس-بکراک در این مصاحبه به یکی از چالشهای همیشگی هنرمندان نیز پرداخت: چگونه میتوان میان علاقه خالصانه به هنر و ضرورت کسب درآمد تعادل برقرار کرد؟
او گفت با افزایش سن، بخشی از آرمانگرایی اولیهاش بهطور طبیعی کاهش یافته است؛ بااینحال، نگاه بدبینانهای به بازیگری ندارد. هر پروژهای نمیتواند از نظر هنری ایدئال باشد و هر نقش نیز الزاماً ارتباطی فوری و عمیق با بازیگر برقرار نمیکند. با وجود این، ثبات حرفهای زمانی شکل میگیرد که هنرمند تصمیم بگیرد اثر را زودهنگام محکوم نکند.
ماس-بکراک در همین زمینه توضیح داد:
«سعی میکنم درباره متنی که در اختیارم قرار میگیرد بیش از اندازه سختگیرانه قضاوت نکنم.»
او واقعیتهای مالی حرفه بازیگری را انکار نمیکند، اما تأکید دارد که ثروت هرگز دلیل اصلی انتخاب این مسیر برایش نبوده است:
«اگر واقعاً به پول درآوردن علاقه داشتم، هیچوقت بازیگر نمیشدم!»
آنچه برای او جذابیت دارد، تنوع تجربههایی است که میان سه رسانه سینما، تلویزیون و تئاتر به دست میآید. مواجهه با انواع مختلف متن و شخصیت نیز اجازه میدهد بازیگر مدام شیوه کاری خود را تغییر دهد و از تکرار فاصله بگیرد.
کارنامه متنوع ستاره «The Bear»
شهرت گسترده ابن ماس-بکراک با «The Bear» گره خورده، اما کارنامه او مجموعهای متنوع از آثار کمدی، درام، علمیتخیلی، ابرقهرمانی و ترسناک را در بر میگیرد.
او پیشتر در سریالهایی مانند «Girls»، «NOS4A2»، «The Punisher»، «The Last Ship» و «Andor» ظاهر شده بود. ماس-بکراک در سینما نیز در آثاری چون «The Royal Tenenbaums»، «Higher Ground» و «No Hard Feelings» بازی کرده است.
یکی دیگر از نقشهای مهم او بن گریم، مشهور به تینگ، در فیلم «The Fantastic Four: First Steps» است. او قرار است این شخصیت را در دو فیلم «Avengers: Doomsday» و «Avengers: Secret Wars» نیز دوباره بازی کند.
این تنوع با همان دیدگاهی هماهنگ است که ماس-بکراک در مصاحبههایش بیان میکند: بازیگری برای او فقط رسیدن به یک نقش بزرگ نیست، بلکه فرصتی برای تجربه کردن جهانها، قالبها و همکاریهای تازه است.
چرا دوستداشتنی بودن شخصیتها برای او اهمیت ندارد؟
ماس-بکراک در گفتوگویی با «Daily Actor» در سال ۲۰۲۳ توضیح داد که هنگام انتخاب یا اجرای نقشها، نگران دوستداشتنی بودن شخصیت نیست. او حتی از قضاوت کردن شخصیتهایش پرهیز میکند:
«هیچوقت نگران این نیستم که شخصیتهایم دوستداشتنی باشند یا نه. از قضاوت کردن آنها هم بیزارم؛ چون اگر بازیگر واقعاً در کنار شخصیتش بایستد و او را قضاوت نکند، نتیجه بسیار ارزشمندتری برای داستان به دست میآید.»
به عقیده او، بازیگر باید خواستههای شخصیت را جدی بگیرد و برای رسیدن او به بهترین زندگی ممکن تلاش کند. نقصها و شکستهای آن فرد نیز در جریان وقایع داستان آشکار خواهند شد و نیازی نیست بازیگر از بیرون بر آنها تأکید کند.
این دیدگاه بهخوبی در نقش ریچی در «The Bear» دیده میشود. ریچی در نگاه نخست پرخاشگر، بینظم و دردسرساز است، اما ماس-بکراک او را به یک تیپ آزاردهنده تقلیل نمیدهد. او با جدی گرفتن رنجها، نیازها و آرزوهای شخصیت، امکان همدلی مخاطب با ریچی را فراهم میکند؛ بیآنکه رفتارهای اشتباه او را توجیه کند.
تمرکز بر صحنه، نه انتظار دیگران

موفقیت میتواند فشار تازهای برای هنرمند ایجاد کند. پس از دریافت جوایز و تحسین منتقدان، انتظار برای ارائه اجرایی «بهتر» یا «بزرگتر» گاهی تمرکز بازیگر را از خود کار میگیرد.
ماس-بکراک معتقد است ورود چنین انتظاراتی به فرایند خلاقیت، هنرمند را از وظیفه اصلیاش دور میکند:
«یاد گرفتهام وقتی در موقعیتی خلاقانه قرار دارید و اجازه میدهید انتظارها وارد کار شوند، یا شروع میکنید به فکر کردن درباره اینکه خوب، عالی یا چیزی خاص باشید، دیگر واقعاً کارتان را انجام نمیدهید. در آن لحظه دارید برای رسیدن به چیزی بیرون از خود اثر تلاش میکنید.»
راهحل او ساده اما دشوار است: ماندن در لحظه، تمرکز بر بازیگر مقابل و دنبال کردن خواسته شخصیت. به باور او، وقتی توجه بازیگر کاملاً درون صحنه قرار بگیرد، هیاهوی ناشی از قضاوتها و فشارهای بیرونی کمرنگ میشود.
بازیگری تا آخرین روز زندگی
ماس-بکراک در مصاحبهای در سال ۲۰۲۴ با روزنامه «The Guardian» از اشتیاقش برای ادامه بازیگری گفت:
«کارم را دوست دارم و میخواهم تا روزی که میمیرم آن را انجام دهم. حتی دوست دارم سر صحنه از پا بیفتم؛ میتواند جالب باشد! احساس میکنم تازه تجربه کردن را شروع کردهام.»
او همچنین توضیح داد که اکنون بیش از هر زمان دیگری فرصت دارد و میخواهد از این موقعیت برای همکاری با هنرمندان سراسر جهان استفاده کند. هدفش ادامه رشد، کسب تجربههای متفاوت و به تعبیر خودش، «آلوده نگه داشتن دستها» با کار عملی است.
این اشتیاق نشان میدهد موفقیت در «The Bear» برای او نقطه پایان یا رسیدن به قله نیست. برعکس، دیده شدن بیشتر امکانات تازهای در اختیارش گذاشته تا همان کنجکاوی قدیمی را در مقیاسی گستردهتر دنبال کند.
هنرمند همیشه منتظر شاهکار نمیماند
سخنان ابن ماس-بکراک تنها درباره بازیگری نیست. نویسندگان، فیلمسازان، موسیقیدانان و دیگر فعالان حوزههای خلاق نیز همیشه با پروژههایی روبهرو نمیشوند که در همان لحظه نخست هیجانانگیز باشند. گاهی محدودیت مالی، ضعف متن، فشار زمانی یا انگیزههای شخصی اجازه نمیدهد شرایط آرمانی شکل بگیرد.
در چنین موقعیتی، «فریب دادن خود» در نگاه ماس-بکراک به معنای دروغ گفتن یا تظاهر نیست؛ بلکه روشی برای کشف روزنهای واقعی در دل یک موقعیت ناقص است. هنرمند شاید نتواند تمام پروژه را دوست داشته باشد، اما میتواند یک رابطه، یک صحنه، یک ایده یا حتی خود فرایند همکاری را جدی بگیرد.
استعداد ممکن است یک اجرای درخشان خلق کند، اما استمرار است که یک مسیر حرفهای میسازد. معنای «همیشهسبز بودن» نیز همین است: توانایی بازگشتن، دوباره الهام گرفتن و احترام گذاشتن به کار، حتی وقتی شرایط چندان رویایی نیست. شاید همه پروژهها شاهکار نباشند، اما هنرمند متعهد میتواند در هرکدام چیزی برای رشد پیدا کند.





