خالق «Dark Matter» این رمان آخرالزمانی از نویسنده «Jurassic Park» را پیشنهاد میکند

یکی از سریالهای علمیتخیلی مطرح سال ۲۰۲۴، «Dark Matter» از اپل تیوی (Apple TV) بود؛ مجموعهای که بلیک کراوچ آن را براساس رمان سال ۲۰۱۶ خودش ساخت. داستان سریال درباره جیسون دسن با بازی جوئل اجرتون، استاد فیزیک دانشگاهی است که همراه همسرش دنیلا با بازی جنیفر کانلی و پسرشان چارلی با بازی اوکس فگلی زندگی میکند. بااینحال، همهچیز وقتی تغییر میکند که جیسون به دست نسخه دیگری از خودش از یک جهان موازی ربوده میشود.
این نسخه که جیسون شماره ۲ نامیده میشود، از جهانی آمده که در آن با دنیلا ازدواج نکرده و به انجام آزمایشهای عجیب فیزیکی ادامه داده است. او سرانجام جعبهای پیشرفته اختراع کرده که امکان جابهجایی میان ابعاد مختلف را فراهم میکند. جیسون شماره ۲ با استفاده از این فناوری تصمیم میگیرد ببیند اگر با دنیلا ازدواج میکرد، زندگیاش چه شکلی میشد. او سپس جای خود را در خانه خانواده دسن باز میکند و جیسون شماره ۱ را مجبور میکند در جهان خودش جای او را بگیرد.
کراوچ بیشتر قسمتهای فصل اول «Dark Matter» را بهصورت مشترک نوشت و همکاریاش با فصل دوم سریال را نیز ادامه داد؛ فصلی که ۲۸ آگوست ۲۰۲۶ پخش خواهد شد. او در محافل ادبی نیز چهرهای شناختهشده است و رمانهای پرفروشی مانند «Upgrade» و «Recursion» را در کارنامه دارد.
طبیعی است که از کراوچ بهعنوان یک نویسنده درباره کتابهای محبوب و پیشنهادهای مطالعاتیاش سوال شود. او در گفتوگویی با بوکباب (BookBub) در سال ۲۰۲۵، از چند کتاب خوبی نام برد که بهتازگی خوانده بود؛ از جمله «Chosen Ones» نوشته ورونیکا راث، «Exhalation» نوشته تد چیانگ، نویسنده داستان کوتاهی که الهامبخش فیلم «Arrival» شد، و البته «Project Hail Mary» اثر اندی ویر.
مهمترین پیشنهاد کراوچ اما «Aurora» بود؛ رمانی نوشته دیوید کپ، نویسنده یا یکی از نویسندگان فیلمهایی چون «Death Becomes Her»، «Jurassic Park»، «Mission: Impossible» و «Spider-Man».

دیوید کپ علاوه بر «Jurassic Park»، فیلمنامه چند اثر دیگر استیون اسپیلبرگ را نیز نوشته است؛ از جمله «The Lost World: Jurassic Park»، «Indiana Jones and the Temple of the Crystal Skull» و تازهترین آنها، «Disclosure Day». فیلمهایی مانند «Panic Room»، «Zathura: A Space Adventure»، «Kimi» و دو تریلر رابرت لنگدن با نامهای «Angels & Demons» و «Inferno» نیز در کارنامه نویسندگی او دیده میشوند.
کپ همچنین تریلرهای موفقی مانند «Stir of Echoes» و «Premium Rush» را نوشته و کارگردانی کرده است. البته در سوی دیگر کارنامهاش، فیلم شکستخورده «Mortdecai» با بازی جانی دپ قرار دارد که کپ آن را کارگردانی کرد، اما نویسندهاش نبود؛ تصمیمی که خود او هم میداند اشتباه از آب درآمد.
فعالیتهای دیوید کپ تنها به سینما محدود نمیشود و او تاکنون دو رمان نوشته است. نخستین رمانش، «Cold Storage»، در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و او بعدها آن را به فیلمنامه فیلمی به همین نام تبدیل کرد که در سال ۲۰۲۶ ساخته شد. رمان «Aurora» نیز در سال ۲۰۲۲ به بازار آمد و بهشدت مورد توجه بلیک کراوچ قرار گرفت.
کراوچ در ستایش این رمان گفت: «دیوید کپ با «Aurora» جایگاهش را بهعنوان یکی از بهترین نویسندگان تریلر امروز کاملا تثبیت کرده است. شاید ایده خیرهکننده طوفان عظیم ژئومغناطیسی که تقریبا تمام شبکههای برق زمین را از کار میاندازد شما را به سراغ کتاب بکشاند، اما چیزی که واقعا آن را به اوج میرساند، شخصیتهایی دوستداشتنی، ریتمی نفسگیر و سوالی است که همه ما در این دوران عجیب و مدرن با آن درگیریم: وقتی زندگی از کنترلمان خارج میشود، چه اتفاقی میافتد؟»
داستان «Aurora»، همانطور که کراوچ اشاره میکند، درباره موجی الکترومغناطیسی است که با برخورد به زمین، تمام وسایل الکترونیکی سیاره را از کار میاندازد. دانشمندان پیش از وقوع این حادثه هشدارهای فراوانی دادهاند، اما کسی به حرفشان گوش نکرده است.
داستان پس از خاموشی گسترده، دو شخصیت را دنبال میکند. یکی از آنها میلیاردری است که تصور میکند این فاجعه نمیتواند به او آسیبی بزند. شخصیت دیگر خواهر کمثروتتر اوست که بیشتر نگران نیازهای اساسی و ملموسی مانند غذا و آب است.
«Aurora» تنها پروژه دیوید کپ درباره خاموشی و قطع برق نیست و به نظر میرسد این موضوع مدتها ذهن او را به خود مشغول کرده است. همین ایده در سال ۱۹۹۶ نیز محور نخستین تجربه بلند او در مقام نویسنده و کارگردان، یعنی «The Trigger Effect»، بود.
الیزابت شو، کایل مکلاکلن و درموت مالرونی در این فیلم بازی میکنند و داستان آن درباره فروپاشی سریع جامعه پس از قطع برق است. جالب اینکه کپ این اثر را زمانی ساخت که اینترنت هنوز مانند امروز به نیرویی فراگیر در زندگی روزمره تبدیل نشده بود. از نگاه او، حتی اگر برق مدتی بعد دوباره وصل شود، نبود آن کافی است تا تمدن ظرف چند هفته از هم بپاشد.
«The Trigger Effect» نقدهای نسبتا خوبی دریافت کرد و امتیاز منتقدانش در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) به ۷۲ درصد رسید، اما نتوانست تاثیر قابلتوجهی در گیشه بگذارد. بااینحال، کپ ظاهرا نتوانست این ایده را کنار بگذارد. او ۲۶ سال بعد، با نوشتن «Aurora»، بار دیگر سراغ همین مفهوم رفت؛ این بار در قالبی که کنترل بیشتر و محدودیتهای بودجهای کمتری داشت. اگر نظر بلیک کراوچ را ملاک قرار دهیم، نتیجه این بار بهتر بوده است. با توجه به سابقه کپ در نوشتن تریلرهای سینمایی درجهیک، مهارت او در خلق تریلرهای ادبی نیز چندان غافلگیرکننده نیست.
نشریه کرکس ریویوز (Kirkus Reviews) نیز نقد مثبتی درباره «Aurora» منتشر کرد و ریتم سریع و داستان پرکشش آن را ستود. این نقد، رمان را اثری متعلق به دوران پس از همهگیری کرونا دانست؛ داستانی درباره کسانی که جهان را اداره میکنند و تصورشان این است که توانایی مدیریت بحرانها را دارند، اما هنگام انجام اقدامی واقعا موثر عقبنشینی میکنند. سیاستمداران ضدعلم نیز در داستان هشدارهای علمی را نادیده میگیرند و اوضاع را وخیمتر میسازند.
شاید یکی دیگر از دلایل علاقه کراوچ به «Aurora»، نزدیکی جغرافیایی جهان این رمان با اثر خودش باشد. داستان «Dark Matter» در شیکاگو جریان دارد و «Aurora» در حومه همین شهر اتفاق میافتد؛ بنابراین این دو نویسنده، به معنای واقعی کلمه، در قلمرویی مشابه قدم گذاشتهاند.





