خداحافظی احساسی جو مینوسو با «Chicago Fire» در قسمت ۳۰۰؛ «بازیگران این سریال برای همیشه خانواده من هستند»

سریال «Chicago Fire» روز چهارشنبه ۴ نوامبر، رسیدن به قسمت سیصدم را با خداحافظی از یکی از بازیگران قدیمیاش همراه میکند: جو مینوسو که از آغاز مجموعه، نقش آتشنشان جو کروز را بازی کرده است.
فصل پانزدهم برای کروز شروعی تلخ داشت. آتشسوزی گسترده انبار که داستانش از پایان فصل قبل ادامه پیدا کرد، او را با شکستگی ستون فقرات روبهرو کرد و توان انجام شغلی را که عاشقش بود از او گرفت. حالا کروز قدمبهقدم مسیر بهبودی را طی میکند و مینوسو در این گفتوگو با تیوی اینسایدر، از پایان حضورش در نقش او، صحنههای احساسی خداحافظی و فرصتی تازه پشت دوربین میگوید.
رسیدن به ۳۰۰ قسمت را تبریک میگویم. این عدد برای شما چه معنایی دارد؟ شما از معدود بازیگرانی هستید که از ابتدا در سریال حضور داشتهاند.
جو مینوسو: ظاهرا از نظر آماری، اتفاقی تاریخی است! تازه فهمیدهام که در تاریخ تلویزیون شبکهای، من بازیگر لاتینتباری هستم که بیشترین تعداد قسمت را در نقش یک شخصیت بازی کرده است.
تبریک میگویم!
ممنونم. همین که میتوانم چنین جملهای را به زبان بیاورم، برایم افتخار بزرگی است. این تجربه بیش از هر چیز دیگری زندگیام را تغییر داده؛ مهمترین اتفاقی بوده که برایم افتاده است. شاید بگویم مهمترین اتفاق زندگیام آشنایی با همسرم بوده، اما همسرم را هم در همین سریال شناختم، پس نمیشود این دو را از هم جدا کرد.
بعد از ۱۵ سال، دل کندن از این کار حس تلخ و شیرینی دارد. رابطهام با بازیگران و عوامل، لحظههای فوقالعادهای که کنار هم داشتیم، خانوادهای که ساختیم و داستانهایی که فرصت روایتشان را پیدا کردیم، همه شبیه یک داستان عاشقانه بودهاند. واقعا بزرگترین هدیه زندگیام بوده است.
قسمت اول فصل نشان داد چه اتفاقی برای کروز افتاده و آسیب او چقدر جدی است. واکنش شما چه بود؟
شوکزده شدم. یادم هست در دفتر تهیهکنندگان نشسته بودم و به عکسهای بازیگران در اتاق نگاه میکردم. مدام چشمم به عکس خودم میافتاد و به این فکر میکردم که با رفتنم، دیگر بین عکسهای گروه نخواهد بود. شنیدن خبر در ابتدا سخت بود، اما همزمان دلیلش را درک میکردم. بعضی آتشنشانها شاید ۲۰ سال در این حرفه کار کنند و من فقط پنج سال کمتر از آن را گذراندهام. احساس میکنم انگار خودم هم واقعا این سالها خدمت کردهام.
ما با کروز مسیر طولانیای را طی کردیم. وقتی برای اولین بار او را دیدیم، تقریبا بیهدف بود؛ آدمی شوخ و حاضرجواب که با همخانهاش زندگی میکرد و مسئولیت چندانی نداشت. بعد به یک رهبر، فردی با ظرفیت رسیدن به درجه ستوانی و یک پدر تبدیل شد.
در این میان، رابطهاش با برادرش، زندگی عاطفی و مسیر حرفهایاش را هم بررسی کردیم. احساس میکنم برای یک آدم، مسیر شخصیتی کاملی ساختیم؛ فرصتی که در تلویزیون بهندرت نصیب یک بازیگر میشود. برای من بهعنوان یک مرد لاتینتبار، روایت چنین داستان مثبتی درباره یک مرد و خانواده لاتینتبار و سهمی که در جامعه دارند، اهمیت زیادی داشت. برای همین، با وجود شوکی که به من وارد شد، تصمیم را درک کردم و به داستانهایی که تعریف کردیم افتخار میکنم.
درباره شکل دادن به داستان خروج کروز، با نویسندگان صحبت کردید؟
بله، کمی دربارهاش حرف زدیم. به چند نکته اشاره کردم که شاید بعضی از نویسندگان به آنها فکر نکرده بودند، چون از ابتدای سریال اینجا نبودند. در چنین مجموعهای، خیلی از خطهای داستانی ممکن است لابهلای سالها گم شوند و از یاد بروند.
چند ایده مطرح کردم و آنها همیشه با روی باز وارد گفتوگو شدند. ویکتور تران شورانر فوقالعادهای بوده است. پذیرفتن این مسئولیت کار بزرگی است و اینکه در همان سال اول، با اتفاق مهمی مثل قسمت سیصدم یک سریال تلویزیونی روبهرو شوید، اصلا ساده نیست. او رهبر بینظیری بوده و همیشه از گفتوگو استقبال کرده است.
در آستانه قسمت ۳۰۰، کروز از نظر جسمی، عاطفی و روانی در چه وضعیتی قرار دارد؟
مسیری که در پنج قسمت اول طی میکند، بسیار بزرگ و پربار است. موقعیتهای فوقالعادهای برای بازی در اختیارم گذاشتند. در پایان قسمت اول، حتی چندان امیدی به نظر نمیرسد که کروز بتواند روزی از ویلچر بلند شود.

چیزی که ساختهاند، نوعی سفر قهرمانانه واقعی درباره مبارزه با چنین آسیب سنگینی است. قطعا جنبه جسمی ماجرا مهم است، اما چیزی که بیشتر دربارهاش صحبت میکردیم، قدمهایی بود که او از نظر ذهنی و عاطفی برمیدارد. این شکل تازهای از رشد برای کروز است که راستش فکر نمیکردم فرصت دیدنش را پیدا کنیم.
تماشای بزرگتر شدن خانواده کروز برای من لذتبخش بوده است. در قسمت ۳۰۰ چه چیزی از آنها خواهیم دید؟
واقعا شگفتانگیز است که میبینیم این خانواده چقدر بزرگ شده. لحظههای خانوادگی بسیار خوبی داریم و فرصتهای زیادی پیش میآید تا آن عشق شاد و صمیمی بینشان را ببینیم.
نیروهای ایستگاه ۵۱ در قسمت ۳۰۰ به یک موقعیت گروگانگیری اعزام میشوند.
اینکه من دیگر در نقش کروز برنمیگردم، به این معنا نیست که جو مینوسو برنمیگردد. قرار است در ادامه همین فصل کارگردانی کنم و این فرصت و زمان را داشتهام که کنار کارگردانهای چند قسمت اخیر باشم و کارشان را از نزدیک دنبال کنم؛ از جمله هنگام ساخت همین عملیات نجات. عملیات بسیار چندلایهای بود، با بدلکاریهای باورنکردنی.
چیزی که مشخصا میتوانم درباره قسمت پنجم بگویم، این است که همهچیز حول مفهوم خانواده شکل میگیرد. به آدمها، خانوادههایشان، ایستگاه ۵۱ بهعنوان یک مجموعه و خانواده کروز میپردازد. واقعا هم پرکشش و پرماجراست.
طبیعی است که این قسمت درباره خانواده باشد، چون «Chicago Fire» از ابتدا همین بوده است. ایستگاه ۵۱ یک خانواده است. درباره نقش این خانواده، بهخصوص در ارتباط با کروز، در قسمت ۳۰۰ چه میتوانید بگویید؟
فرصت پیدا میکنید ببینید این ایستگاه چه نقشی در رشد کروز بهعنوان یک مرد و یک پدر داشته؛ همینطور اینکه کروز برای ایستگاه چه معنایی داشته و در آینده خواهد داشت. راستش از خیلی جهات، انگار کمی به نقطه شروع برمیگردیم تا دوباره نشان بدهیم اعضای این گروه چقدر برای هم مهماند و چه جایگاهی در زندگی یکدیگر دارند.
مهمترین گفتوگوی کروز در این قسمت با کدام عضو ایستگاه ۵۱ است؟
قطعا با کلی سوراید، با بازی تیلور کینی. صحنه بسیار مهمی بین سوراید و کروز وجود دارد که آخرین صحنهای بود که برای این قسمت گرفتیم؛ دستکم آخرین صحنه مربوط به کروز. فوقالعاده بود و احساسات شدیدی در آن جریان داشت. اشکهای زیادی ریخته شد.
اینکه توانستم آن صحنه را با تیلور بازی کنم، واقعا لذتبخش بود، چون از آن لحظههایی است که زیاد در سریالمان نداریم. کروز همیشه حضور دارد و همیشه پشت سوراید است؛ این موضوع لزوما تغییر نمیکند، اما فکر میکنم تا حالا چنین لحظه مشخصی را بین این دو شخصیت در سریال ندیدهایم. برای همین، واقعا خاص بود.
با توجه به اینکه سریال و این شخصیت بخش بزرگی از زندگی شما بودهاند، خداحافظی با آنها چطور گذشته است؟
از خیلی جهات، فکر نمیکنم هنوز خداحافظی کرده باشم. همچنان مرتب همه را میبینم و با آنها حرف میزنم. بیشتر از همیشه پشت صحنه وقت میگذرانم. در چند ماه گذشته، بهخاطر آماده شدن برای کارگردانی، فرصت داشتهام در سمت دیگر دوربین کنار عوامل باشم و آنها را خیلی نزدیکتر بشناسم.
آدمهایی را که با آنها کار میکنم دوست دارم. به نظرم یکی از فوقالعادهترین گروههای تولید دنیا را داریم. شگفتانگیزند، از پس هر کاری برمیآیند و از سختکوشترین آدمهایی هستند که ممکن است ببینید. بازیگران این سریال هم برای همیشه خانواده من هستند.
همین تازگی قسمت اول را با چند نفر از بچهها در خانه یکی از ما تماشا کردیم. دور هم جمع شدیم و سریال را دیدیم. در عروسیها، مراسم خاکسپاری و مراسم تعمیدشان حضور داشتهام. از خیلی جهات، حتی بیشتر از خانواده خودم احساس میکنم عضوی از این خانواده هستم. برای همین، فکر نمیکنم هیچوقت واقعا با کروز خداحافظی کنم.
مشتاقم قسمتی را که کارگردانی میکنید ببینم.
من هم همینطور! واقعا بیشتر از این نمیتوانم هیجانزده باشم. چند سال است که از طریق شرکت تولید خودم کارگردانی میکنم. حدود سه یا چهار سال پیاپی فیلمهای کوتاهی ساختهایم که جایزه بردهاند. بزرگترین پروژه کوتاهمان هم سال آینده با نام «Long Lost» منتشر میشود؛ فیلمی که خودم نوشتهام و کارگردانی کردهام.
این مسیر برایم شبیه گام طبیعی بعدی در کارم بهعنوان یک هنرمند است. خیلی خوشحالم که میتوانم این تجربه را در صحنه «Chicago Fire» داشته باشم. خوششانستر از این نمیتوانستم باشم. منظورم همین است: این شخصیت فرصتهای بیشماری برایم فراهم کرده و حتی هنگام رفتنش هم یک فرصت دیگر به من داده است. همهچیزم را مدیون او هستم.
این گفتگو توسط اینسایدر انجام شده است. «Chicago Fire» چهارشنبهها ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا و ۸ شب به وقت مرکز آمریکا پخش میشود.





