دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سینما و تلویزیون

دیالوگ‌های ماندگار سریال‌های دهه ۲۰۰۰ که نسل هزاره از حفظ بلدند

برای خیلی از میلنیال‌ها، یعنی نسلی که در دهه ۲۰۰۰ بزرگ شد، تلویزیون فقط یک سرگرمی ساده نبود؛ بخشی از خاطره جمعی‌شان بود. اگر آن سال‌ها را زندگی کرده باشید، حتماً می‌دانید بعضی دیالوگ‌ها از سریال‌های دهه ۲۰۰۰ آن‌قدر معروف شدند که هنوز هم با شنیدن‌شان، یک‌راست پرت می‌شوید به همان لحظه‌ای که برای اولین بار شنیدیدشان؛ نشسته جلوی تلویزیون، خیره به صفحه، با دهانی نیمه‌باز از ذوق و تعجب، در حالی که شخصیت محبوبتان جمله‌ای را می‌گفت که بعدها قرار بود کاملاً معروف و ماندگار شود.

واقعاً هم دوران باشکوهی برای تلویزیون بود. بعضی از بهترین سریال‌ها در همان یک دهه ساخته شدند و همین است که دیالوگ‌هایشان هنوز در ذهن مانده. دهه ۲۰۰۰ پر بود از نویسندگی‌های درخشان تلویزیونی؛ دیالوگ‌هایی که هم بامزه بودند، هم تیز، هم احساسی، و هم آن‌قدر خاص که ارزش به خاطر سپردن داشته باشند.

فرقی نمی‌کرد در اتاق خوابگاهتان با نزدیک‌ترین دوست‌هایتان قسمت جدید سریالی را تماشا می‌کردید، یا تابستان را با پشت سر هم دیدن چند فصل از یک سریال می‌گذراندید؛ هر کجای زندگی و دنیا که بودید، این جمله‌های معروف همان‌هایی بودند که خیلی از میلنیال‌ها با عشق با آن‌ها بزرگ شدند. حتی حالا هم احتمالاً خیلی‌هایشان هنوز این دیالوگ‌ها را دوست دارند؛ اگر نه برای خودشان، حداقل برای خاطره‌ای که با خودشان می‌آورند.

۱. «ما توی وقفه بودیم.»

Friends

این همان جمله‌ای است که راس بعد از خوابیدن با زن دیگری، در زمانی که رابطه‌اش با ریچل در وضعیت «وقفه» بود، معروفش کرد. این لحظه — و این جمله — بحث و جدل‌های زیادی در سراسر آمریکا راه انداخت.

جمله کامل و معروفش همین بود:

«ما توی وقفه بودیم.»

یا همان جمله‌ای که طرفدارهای Friends هنوز هم درباره‌اش بحث می‌کنند: آیا واقعاً راس حق داشت؟ آیا رابطه‌شان تمام شده بود؟ یا فقط راس داشت برای اشتباهش دنبال بهانه می‌گشت؟

۲. «می‌خوام اینجا رو به آتیش بکشم.»

Mad Men

جوان همیشه سعی می‌کرد لبخندش را حفظ کند و کلماتش را با مهربانی انتخاب کند، اما با این جمله کوبنده نشان داد واقعاً درباره شرکت استرلینگ کوپر چه حسی دارد.

«می‌خوام اینجا رو به آتیش بکشم.»

همین یک جمله کافی بود تا بفهمیم پشت آن ظاهر مرتب، خونسرد و حرفه‌ای، چقدر خشم و خستگی جمع شده است.

۳. «همین رو اون گفت.»

The Office

این جمله در طول سریال آن‌قدر تکرار شد که شمردنش واقعاً سخت است. بعدتر هم تبدیل شد به یکی از معروف‌ترین عبارت‌ها و نقطه پایانی شوخی‌های دوپهلو و شیطنت‌آمیز همه.

«همین رو اون گفت.»

مایکل اسکات با همین جمله ساده کاری کرد که هر موقعیت معمولی و بی‌خطری ناگهان تبدیل شود به یک شوخی ناجور و کودکانه؛ دقیقاً همان‌طور که فقط خودش بلد بود.

۴. «بهم نگو چه کاری ازم برنمیاد.»

Lost

جان لاک این جمله معروف را در یکی از فلش‌بک‌های سریال Lost می‌گوید؛ جایی که مخاطب‌ها فهمیدند او قبل از رسیدن به جزیره و گم شدن، فلج بوده است.

«بهم نگو چه کاری ازم برنمیاد.»

این جمله فقط یک واکنش عصبی نبود؛ خلاصه‌ای از تمام شخصیت لاک بود. مردی که نمی‌خواست محدودیت‌ها، گذشته یا نگاه دیگران تعریفش کنند.

۵. «به اُ.سی خوش اومدی، عوضی.»

The O.C.

رایان بیچاره در روزهای اول ورودش به اُ.سی، حسابی از یک قلدر بلوند کتک خورد، و همین جمله تبدیل شد به یکی از معروف‌ترین و بدنام‌ترین دیالوگ‌های سریال و حتی خود آن منطقه.

«به اُ.سی خوش اومدی، عوضی.»

این دیالوگ خیلی زود تبدیل شد به یکی از آن جمله‌هایی که حتی کسانی هم که سریال را کامل ندیده‌اند، احتمالاً یک بار شنیده‌اند.

۶. «من همونم که در می‌زنه.»

Breaking Bad

والتر وایت در دوران خودش صحنه‌های معروف زیادی داشت، اما هیچ جمله‌ای از او به اندازه این یکی مشهور نشد.

«من همونم که در می‌زنه.»

این جمله لحظه‌ای بود که والتر دیگر فقط یک معلم شیمی درمانده نبود. اینجا دیگر با هایزنبرگ طرف بودیم؛ کسی که خودش را نه قربانی خطر، بلکه خودِ خطر می‌دانست.

۷. «من می‌خوام برم به اونجا.»

۳۰ Rock

یک جمله دیگر که تبدیل شد به تکیه‌کلام میلنیال‌ها در همه‌جا. لیز لمون با تمام ناخوشایند بودن بامزه‌اش این نقل‌قول را معروف کرد.

«من می‌خوام برم به اونجا.»

زیبایی جمله هم دقیقاً در همان غلط و غریب بودنش است؛ چون کاملاً شبیه خود لیز لمون است: عجیب، بامزه، صادق و کمی دست‌وپاچلفتی.

عبارت I Want To Go To There در سریال ۳۰ Rock یک ویژگی خاص دارد: این جمله از نظر دستوری غلط است (حرف اضافه To اضافه است).

۸. «طبق گوگل، تو اصلاً وجود نداری.»

Grey’s Anatomy

از کریستینا یانگ باید تشکر کرد؛ برای آن‌همه نقل‌قول فوق‌العاده که هر میلنیالی با شنیدن‌شان نمی‌داند باید بخندد، تحسین کند یا فقط سر تکان بدهد.

«طبق گوگل، تو اصلاً وجود نداری.»

این جمله دقیقاً همان خشکی، هوش و بی‌رحمی بامزه‌ای را دارد که کریستینا یانگ با آن شناخته می‌شود.

۹. «آروم بگیر دیگه.»

Saturday Night Live

نادین، با بازی بی‌نقص شری اوتری، این تکیه‌کلام را در اسکچ‌هایی که اوایل دهه ۲۰۰۰ پخش می‌شدند، معروف کرد.

«آروم بگیر دیگه.»

این جمله یکی از همان تکیه‌کلام‌هایی بود که از دل برنامه بیرون آمد و وارد حرف‌های روزمره مردم شد.

۱۰. «اوی، دیگه بس کن با این پودل‌ها!»

Gilmore Girls

یکی از معروف‌ترین جمله‌های سریالی که خیلی از میلنیال‌ها عاشقش هستند. لورلای گیلمور این جمله را در واکنش به گیر دادن‌ها و تکرارهای مادرش گفت و همان‌جا ماندگار شد.

«اوی، دیگه بس کن با این پودل‌ها!»

این جمله فقط یک عبارت عجیب و بامزه نبود؛ نمونه کامل ریتم خاص حرف زدن لورلای و روری بود. سریع، بی‌ربط، خنده‌دار و کاملاً گیلموری.

ماجرای این عبارت: لورلای قبلاً به دخترش روری گفته بود که دوست دارد یک روز یک عبارت کاملاً بی‌معنی بسازد و آن را در یک گفت‌وگو جا بدهد. بعداً وقتی مادرش امیلی دوباره دارد روی یک موضوع پافشاری می‌کند و مدام ادامه می‌دهد، لورلای ناگهان می‌گوید: Oy, with the poodles already! یعنی در واقع: «وای، دیگه بسه!» اما عمداً با یک عبارت عجیب و بی‌ربط.

۱۱. «این هم از لحظه ذنِ شما.»

The Daily Show

این جمله علامت ما بود که هر شب تلویزیون را خاموش کنیم، و همیشه راه خیلی خوبی برای تمام کردن روز بود.

«این هم از لحظه ذنِ شما.»

پایان‌بندی‌ای ساده، کنایه‌آمیز و کاملاً مناسب حال‌وهوای The Daily Show.

۱۲. «به خودت برس.»

Parks and Recreation

این همان جمله‌ای بود که هزاران خرید و ولخرجی را راه انداخت.

«به خودت برس.»

در دنیای Parks and Recreation، این فقط یک جمله نبود؛ یک فلسفه زندگی بود. گاهی واقعاً باید برای خودت چیزی بخری، چیزی بخوری، جایی بروی یا کاری بکنی که فقط حال خودت را بهتر کند.

۱۳. «چشم‌های روشن، قلب‌های پر، باخت نمی‌دیم.»

Friday Night Lights

باید از مربی تیلور و تیم دیلن پنترز تشکر کنیم که این جمله را به ما معرفی کردند؛ جمله‌ای که در طول سریال الهام‌بخش بازی‌های فوتبال و خط‌های داستانی بی‌شماری شد.

«چشم‌های روشن، قلب‌های پر، باخت نمی‌دیم (باخت نداریم).»

این دیالوگ فقط شعار یک تیم نبود؛ قلب تپنده سریال بود. جمله‌ای درباره امید، ایمان، اتحاد و این باور که اگر با دل کامل وارد میدان شوی، حتی شکست هم معنای دیگری پیدا می‌کند.

چرا این دیالوگ‌های دهه ۲۰۰۰ هنوز در ذهن مانده‌اند؟

مرور این جمله‌ها شبیه قدم زدن در کوچه خاطره‌هاست. هر کدامشان نه فقط یک دیالوگ، بلکه یادآور یک دوره‌اند؛ دورانی که سریال‌ها با شخصیت‌هایشان بخشی از زندگی روزمره ما شده بودند. ما با راس و ریچل بحث کردیم، با مایکل اسکات خندیدیم، با والتر وایت ترسیدیم، با لورلای و روری حرف زدیم، و با مربی تیلور انگیزه گرفتیم.

همین است که این جمله‌ها هنوز زنده‌اند. چون فقط در تلویزیون گفته نشدند؛ وارد خاطره، شوخی‌ها، تکیه‌کلام‌ها و حتی نگاه ما به زندگی شدند.

حالا راستش را بگویید؛ این مرور کوتاه باعث نشد دلتان بخواهد دوباره همه این سریال‌ها را از اول ببینید؟


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا