دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«رحمت» (La Grazia)؛ کندی بوروکراسی و سنگینی وجدان در پرتره‌ای کم‌رمق از قدرت و تردید

«رحمت» (La Grazia) جدیدترین ساخته پائولو سورنتینو، فیلمسازی که جهان سینمایی‌اش را با فوران سبک، زیبایی‌شناسی افراطی و ترکیب اغراق‌آمیز شهوت، سیاست و باور شناخته‌ایم، این بار چرخشی غیرمنتظره به سمت آرامش، سکون و مینیمالیسم دارد. فیلم که بعد از شکست هنری «پارتنوپه» ساخته شده، همچون تمرینی برای خودداری و ساده‌سازی به نظر می‌رسد؛ اما این فروتنی بصری و روایی، هم نقطه قوت و هم پاشنه آشیل آن است.

در این اثر، سورنتینو دنیای آشنا و پرزرق‌وبرق رم را به محدوده خشکی از تالارها، باغ‌ها و اتاق‌های کاخ ریاست‌جمهوری ایتالیا محدود می‌کند و با تکیه بر بازی تونی سرویللو، پرتره‌ای از یک رئیس‌جمهور بی‌نام و فروخورده می‌سازد؛ مردی با قدرتی بی‌پایان که زیر بار این قدرت، توان تصمیم‌گیری را از دست داده است.

رئیس‌جمهور ایتالیا (سرویللو) که تنها شش ماه تا پایان دوره آخر خود باقی مانده، بیشتر به‌جای تصمیم، عمرش را صرف «تأمل» کرده است. او قاضی بازنشسته‌ای است که پس از فوت همسرش، درون‌گراتر از همیشه شده و با نوعی بی‌حسی عاطفی، کشور را در سکونی آرام اما بی‌عملی پیش برده است. این بی‌تصمیمی چنان در وجودش ریشه دوانده که به او در بین کارکنان کاخ، لقب «بتون مسلح» داده‌اند، لقبی که خودش از آن بی‌خبر است.

اما این آرامشِ ظاهری با سه بحران هم‌زمان به لرزه می‌افتد:

  • دخترش دوروتئا (آنا فرزتی)، که مشاور اوست، تمایل دارد قانونی درباره اتانازی تصویب شود، در حالی که پاپ مخالف سرسخت آن است.
  • رقیب و جانشین احتمالی‌اش اوگو (ماسیمو ونچوریلو)، از او می‌خواهد زنی را که شوهر خشونت‌گرایش را کشته، علی‌رغم اعتراف به گناه، عفو کند.
  • دوست نزدیکش کوکو (میلویا مارلیانو)، پرده از رابطه عاشقانه همسر مرحومش با مردی ناشناس در ۴۰ سال پیش می‌زند، اما هویت او را فاش نمی‌کند.

این فشارها رئیس‌جمهور را به بحران هویت و مکاشفه‌ای شخصی می‌کشانند، جایی میان تعادل مقدس و وسوسه‌های دنیوی؛ همان تمی که بسیاری از آثار پیشین سورنتینو حول آن شکل گرفته‌اند.

در «رحمت»، سورنتینو بیش از هر فیلم اخیرش خود را مهار کرده است. خبری از صحنه‌های پرشکوه، پرتحرک و شهوانی نیست؛ دوربین بیشتر در تالارهای خالی، باغ‌های آرام و راهروهای پر از پژواک کاخ ریاست‌جمهوری پرسه می‌زند. همین انتخاب، که یادآور سبک مینی‌مالیستی فیلمسازانی چون برسون است، تضادی آشکار با افراط بصری «پارتنوپه» ایجاد می‌کند.

با این حال، گاهی این خویشتنداری به سکون و رخوت بدل می‌شود. سورنتینو اندک‌جاهایی به سراغ حرکات آشنا و غافلگیرکننده‌اش می‌رود: از جمله استفاده ناگهانی از موسیقی تکنو، یا یک رپ غریب درباره «متال گیر سالید» در پرده سوم، که بیشتر از آن‌که واقعاً داستان را زنده کند، حس تعلق به جهان فیلمساز را یادآوری می‌کند.

سرویللو که پیش‌تر در «زیبایی بزرگ» و چندین همکاری دیگر با سورنتینو درخشیده، این بار چهره‌ای خونسرد و در عین حال دوپاره خلق می‌کند؛ مردی که به‌اندازه‌ای در خود فرورفته که حتی از القاب پشت سرش به‌عنوان «بتون مسلح» بی‌خبر است. او گفت‌وگوهای بی‌اهمیت و شایعات دربارۀ روابطش را با همان میزان توجهی می‌شنود که توصیه‌های جدی پاپ را.

این دوگانگی – سنگدلی در عمل، و رقت قلب در احساس – با یک «ملایمت بوروکراتیک» به تصویر کشیده می‌شود که سرویللو استادانه آن را اجرا می‌کند. تماشای لحظاتی که این رئیس‌جمهور بی‌تصمیم کم‌کم جانی دوباره می‌گیرد، به لطف ظرافت بازی سرویللو، گاه صمیمی و تأثیرگذار می‌شود؛ حتی اگر متن فیلم آن را به‌طور کامل پشتیبانی نکند.

«رحمت» به‌شدت وابسته به استعاره است: از نمادهای پررنگی چون اسب مسابقه‌ای به نام «الویس» که به‌خاطر تعلل رئیس‌جمهور در تصمیم‌گیری برای مرگِ با رحمت، با درد می‌میرد، تا تقابل آشکار بین قانون و شفقت انسانی. سورنتینو تلاش می‌کند این داستان را سفری به‌سوی آشتی با «ناقطعیت» تصمیم جلوه دهد، اما نشانه‌گذاری‌هایش آن‌قدر آشکار است که پیام‌ها گاهی مستقیم و گل‌درشت به نظر می‌رسند.

فیلم در جوهره خود به تضاد همیشگی آثار کارگردان بازمی‌گردد: تنش میان امر مقدس و امر دنیوی، این‌بار در قامت مردی که قدرت سیاسی‌اش نه ابزاری برای تغییر، بلکه زندانی پرزرق و برق برای سکون شخصی شده است.

نقاط قوت

  • اجرای کنترل‌شده و چندلایه تونی سرویللو
  • تصویرسازی مینیمال و فضاسازی محدود اما معنادار
  • پرداخت تم جدال میان وجدان شخصی، قانون و ایمان
  • جسارت سورنتینو در فاصله‌گیری از افراط بصری همیشگی

نقاط ضعف

  • کندی و سکون بیش از حد که گاه روایت را بی‌جان می‌کند
  • استعاره‌ها و نمادهای بیش از اندازه مستقیم و سنگین‌دست
  • فقدان همان انرژی و سرزندگی حسی که در آثار پیش‌تر او، حتی در لحظات تلخ، وجود داشت

نهایتا، «رحمت» برای سورنتینو هم تجربه‌ای شخصی و هم تمرینی برای مهار است؛ پرتره‌ای از مردی در پایان راه قدرت، گرفتار میان سنگینی مسئولیت و فلج تصمیم‌گیری. این فیلم بیش از آن‌که به شکوه بصری یا لذت حسی امید داشته باشد، به درون انزوای ذهنی یک رهبر فرو می‌رود و از همین رو شاید برای طرفداران «زیبایی بزرگ» یا «جوانی» غافلگیرکننده یا حتی ناامیدکننده باشد.

با این حال، «رحمت» تصویری است ارزشمند از بوروکراسی به‌مثابه آینه‌ای برای انسان؛ جایی که کندی روندهای رسمی شاید بهانه‌ای باشد برای تأمل، اما گاهی هم مقدمه‌ای برای از دست دادن لحظه‌های تصمیم‌گیری حیاتی.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۲

۶٫۲

متوسط

«رحمت» پرتره‌ای آرام و مینیمال از رئیس‌جمهوری است که میان قدرت، ایمان و وجدان، اسیر فلج تصمیم‌گیری شده است؛ اثری با بازی درخشان سرویللو، اما کم‌رمق در انتقال هیجان و شکوه همیشگی سینمای سورنتینو.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا