سباستین للیو و دانیلا لوپز: همکاری برای خلق صدای نسل جدید زنان در «موج»

سباستین للیو امسال با فیلم موزیکال «موج» (La Ola) در جشنواره کن حضور یافته است؛ فیلمی که الهام گرفته از موج نافرمانی مدنی فمینیستی بود که در بهار ۲۰۱۸ در شیلی به راه افتاد.
اعتراضات گسترده و تجمعات دانشجویی که با هدف جلب توجه به آزار و سوءاستفادههای فراگیر علیه زنان در شیلی شکل گرفت، به «مه فمینیستی» مشهور شدند.
دانیلا لوپز در این فیلم که در بخش کن پریمیر به نمایش درآمد، نقش دانشجوی موسیقیای را بازی میکند که به این جنبش میپیوندد، در حالی که از یک حادثه با دستیار استاد آوازش رنج میبرد. در کنار او بازیگران جوان و مستعد شیلیایی دیگری مثل پولینا کورتس، لولا براوو و اوریل اورورا حضور دارند.
خبرنگار: شما پیشتر زیاد داستانهای زنان را روایت کردهاید. این اعتراضات چه چیزی داشت که توجه شما را جلب کرد؟
سباستین للیو: من دقیقاً در شیلی در زمان «مه فمینیستی» بودم. رژهها و تظاهرات واقعاً من را تحت تأثیر قرار دادند. دانشجویان زن با ماسک راه میرفتند، بعضیها حتی بدنهایشان را نمایان میکردند؛ لحظهای نمادین و قدرتمند بود. تصویری از آن روزها در یک روزنامه دیدم که همه در خیابان بودند، واقعاً تأثیرگذار بود. بعد از «زنی شگفتانگیز» داشتم فکر میکردم چه کاری میتوانم دوباره در شیلی انجام دهم. ایده استفاده از این جنبش به عنوان زمینهای برای کاوش این موضوعات و به کار بردن زبان فیلم موزیکال شکل گرفت. فکر کردم فرصت خوبی است که از موزیکال برای بیان چیزهایی استفاده کنم که کلمات به تنهایی قادر به بیانشان نیستند؛ ترکیب سیاست و نمایش.
خبرنگار: فیلم «موج» بعد از «امیلیا پرز» ساخته ژاک اودیارد که پارسال اکران شد، آمده است. چندین کارگردان مطرح به ژانر موزیکال روی آوردهاند ولی در عین حال آن را کمی دگرگون میکنند. به نظر شما دلیل این چیست؟
لیلو: ما در دورهای از تاریخ بشر و سینما هستیم که دیگر نمیشود ساده و معصوم بود. وقتی سراغ یک ژانر میروید، تقریباً وظیفه دارید که آن را نه فقط دگرگون کنید، بلکه گسترش دهید و روایتهای خودآگاه بسازید. وقتی با ژانر موزیکال کار میکنید، باید درباره آن فکر کنید و دلیل استفادهتان را بدانید. باید مرزها را جابهجا کرد تا فقط یک تمرین نوستالژیک نباشد، چیزی که در ۲۵ سال گذشته غالباً اتفاق افتاده، بلکه باید نمایشی از زمان حال باشد.
خبرنگار: فیلم هنوز شامل چندین موسیقی و رقص مفصل است. این با «امیلیا پرز» متفاوت است که موزیکال در دل روایت قرار گرفته بودند.
لیلو: بله، فیلم به طور بیپرده وارد فضای موزیکال میشود. نکته مهم لحن است. این فقط درباره بیان احساسات با رقص و آواز نیست، بلکه بیشتر تصویرسازی یک هرج و مرج سیاسی است.
خبرنگار: این فیلم در زمانی اکران میشود که به نظر میرسد دولتها در سراسر جهان سرکوب اعتراضات دانشجویی را تشدید کردهاند. فکر میکنید این موضوع فیلم را پررنگتر میکند؟
لیلو: ما در سطح جهانی با واکنشهای شدید مواجهیم؛ انگار انتقامجویی و خیانت به همه پیشرفتها با برنامهریزی آگاهانه در حال اجراست. فکر میکنم هنوز چند قدم دیگر این نوسان به سمت سرکوب ادامه دارد قبل از اینکه اوضاع دوباره متعادل شود. الان خواستههای زنان که سه سال پیش عقل سلیم به نظر میرسید، حالا به نظر بعضیها احمقانه میآید. این همان چرخه بیپایان تلاش برای تغییر و پاسخ از سوی قدرت حاکم است.
خبرنگار: این فمینیستهای جوان شیلیایی در زندگی واقعی موفق به ایجاد تغییر شدند؟ آیا این تغییرات پایدار مانده است؟
لیلو: بله و نه؛ شاید بهتر است بگویم نه و بله. معمولاً انرژیای انباشته میشود، شرایط برای مذاکره فراهم میشود و سپس سیاست و قدرت وارد عمل میشوند. معمولاً جنبشها توسط سیاست مصادره میشوند و یک نوع توافق شکل میگیرد. ظاهر تغییر وجود دارد ولی واقعیت ممکن است تغییر نکند. این فرایندی کند است.
خبرنگار: چگونه بازیگر اصلی، دانیلا لوپز را پیدا کردید؟
لیلو: یک فرایند انتخاب بازیگر بسیار گسترده داشتیم. در بزرگترین مراحل نزدیک به ۴۰۰ نفر شرکت کردند. میانگین سن زنان داستان تقریباً ۲۲ سال بود؛ همه خیلی جوان بودند. این فیلم اساساً معرفی یک نسل جدید از هنرمندان است. برای نقش جولیا، صدها چهره را دیدیم. دانیلا تازه از مدرسه بازیگری فارغالتحصیل شده و این نخستین نقش اوست.
خبرنگار: نگاهی به فیلمشناسی شما نشان میدهد که به داستانهای زنانه علاقه دارید. فکر میکنید چرا؟
لیلو: چند وقت پیش اولین تمرین فیلمسازیام را روی نوار پیدا کردم. آن موقع حدود ۲۰ ساله بودم و داستان چهار زن بود. فهمیدم علاقهام به این موضوع همیشه وجود داشته، نه به شکل برنامهریزی شده، بلکه یک علاقه واقعی. بعد دنیا تغییر کرد و این بعد بیشتر برجسته شد.
خبرنگار: فیلمنامه را با سه نویسنده زن، مانوئلا اینفانته، جوزفینا فرناندز و پالما سالاس، همنویسی کردید. این همکاری چطور شکل گرفت؟
لیلو: اولین حس من این بود که باید هماهنگی بین موضوع و شیوه ساخت فیلم وجود داشته باشد. این باید منطقی باشد. من سه نویسنده زن را دعوت کردم تا من که در اقلیت هستم، با آنها بنویسم. کسانی که واقعاً تحسینشان میکنم، بعضی را بهتر میشناختم، بعضی کمتر، اما همه از طیفهای مختلف فمینیستی بودند.
نوشتن فیلمنامه پنج سال طول کشید. سال اول بیشتر شبیه گفتوگو بود. من نقش زیادی داشتم اما واضح بود که قرار نیست من حرفهای زیادی بزنم… فیلم ایدهها و دیدگاههایی را بیان میکند که من با آنها موافقم، اما بیشتر یک دستگاه سیاسی و نمایشی است که فضا را به دیدگاههای مختلف میدهد. بیشتر تصویری تحلیلی از یک لحظه تاریخی است تا تز شخصی من.
خبرنگار: همکاری طولانیمدت شما با آهنگساز متیو هربرت چگونه بود؟
لیلو: این پنجمین فیلمی است که با هم کار میکنیم. متیو هم مثل من دنبال ایجاد هماهنگی بود. او گفت، «نباید فقط موسیقی من یا قطعات من برای شمارهها باشد.» پیشنهاد دادیم یک کمپ موسیقی برگزار کنیم و ۱۷ آهنگساز زن را دعوت کردیم. موسیقی از همین کمپها آمد و متیو چیزهای زیادی از این تجربه گرفت. بنابراین یک رویکرد مشترک و همآفرین وجود داشت، و البته با روحیه به اشتراک گذاشتن قدرت.
خبرنگار: چه چیزی رقصنده و طراح حرکات رقص، رایان هفینگتون، را به پروژه آورد؟
لیلو: به نظرم او یکی از بهترین طراحان رقص امروز است. به او گفتم، «ما سنت موزیکال نداریم، این بازیگران خیلی جوان هستند و تجربه ندارند، ما هرگز موزیکال در آمریکای لاتین یا شیلی نساختهایم، پس باید با این شرایط کار کنی. ما رقصنده حرفهای نداریم.» او گفت رقصنده حرفهای این فیلم را خراب میکند. رویکردش این است که همه میتوانند برقصند. راهی پیدا کرد که این افراد و بدنهایشان با آنچه دارند تغییر کنند. سبک رقص کمی خامتر است و به سبک حرفهای و کلاسیک فیلمهای موزیکال خیلی شباهت ندارد. موسیقی هم بیشتر از سرودهای خیابانی گرفته شده.
خبرنگار: فیلم تحت حمایت شرکت فابولا به مدیریت خوآن و پابلو لاراين تولید شده است، با همکاری فرمنتل و …، درباره این همکاریها چیزی دارید بگید؟
لیلو: این نوعی رقص است، ما قبلاً هم با هم رقصیدهایم. آنها خیلی حمایتگر هستند اما در عین حال میدانند که باید فضای کافی برای خلق چیزی منحصر به فرد وجود داشته باشد. این چهارمین فیلم ما با هم است ولی اولین فیلمی است که بعد از «زنی شگفتانگیز» در شیلی ساختهام. کار با آنها در شیلی حس خانه بودن دارد.





