شروع ضعیف «Klara and the Sun» در گیشه؛ زنگ خطر برای تایکا وایتیتی

تایکا وایتیتی، کارگردان برنده اسکار و سازنده چند فیلم محبوب، با تازهترین اثرش شروع ناامیدکنندهای را در گیشه تجربه کرده است. «Klara and the Sun» با بازی جنا اورتگا، اقتباسی از رمان علمیتخیلی تحسینشده کازوئو ایشیگورو است؛ اما ظاهرا اعتبار کتاب و نامهای شناختهشده پشت این پروژه، برای جذب تماشاگران کافی نبودهاند.
فیلم که سونی پیکچرز (Sony Pictures) آن را آخر هفته اکران کرد، در ۸۸۰ سالن تنها ۷۲۵ هزار دلار فروخت؛ یعنی میانگین فروش حدود ۸۲۴ دلار برای هر سالن. با این افتتاحیه، «Klara and the Sun» حتی به جمع ده فیلم پرفروش جدول هم راه پیدا نکرد و چشمانداز چندان امیدوارکنندهای برای ادامه اکرانش ندارد.
در مقابل، «Clayface» با افتتاحیه ۲۴ میلیون دلاری در بازار داخلی آمریکا صدرنشین شد و شروعی دلگرمکننده برای آینده جهان سینمایی دیسی (DC) تحت مدیریت جیمز گان رقم زد. موفقیت غیرمنتظره «You Can See Everything» از کمپانی ای۲۴ (A24)، که توصیههای دهانبهدهان تماشاگران به آن کمک کرده، نیز باعث شد فیلم تازه وایتیتی بیش از پیش در حاشیه بماند.
واکنش منتقدان هم کمکی به شرایط نکرده است. «Klara and the Sun» در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) تنها ۲۵ درصد نقد مثبت دارد؛ رقمی که امید به شکلگیری موجی از استقبال و توصیههای مثبت را کاهش میدهد. البته نظر منتقدان لزوما با واکنش تماشاگران یکسان نیست، اما کنار هم قرار گرفتن نقدهای ضعیف و افتتاحیه کمرمق، نشانه خوبی برای فیلم نیست.
داستان از رمان همنام ایشیگورو، منتشرشده در سال ۲۰۲۱، اقتباس شده و درباره کلارا با بازی اورتگا است؛ یک «دوست مصنوعی» که با جوزی، با بازی میا تاریا، آشنا میشود. هر دو از همان ابتدا احساس میکنند میانشان پیوندی عمیق وجود دارد. شگفتی معصومانه کلارا در برابر جهان و وفاداری بیقیدوشرطش، بهتدریج به التیام خانواده کمک میکند و روزنهای از روشنایی به زندگی پیچیده جوزی میآورد.
این افتتاحیه ضعیف، پس از ناکامی «Next Goal Wins»، دومین نتیجه ناامیدکننده پیاپی برای فیلمهای وایتیتی در گیشه است. آن فیلم در سال ۲۰۲۳ با بودجه ۱۴ میلیون دلاری ساخته شد، اما مجموع فروش جهانیاش به ۱۹ میلیون دلار هم نرسید. بودجه «Klara and the Sun» نیز بنا بر گزارشها حدود ۲۰ میلیون دلار است.
چنین بودجهای نسبت به تولیدات پرهزینه هالیوودی، ریسک مالی محدودتری دارد و درآمد حاصل از عرضه دیجیتال و پخش آنلاین ممکن است بخشی از هزینهها را جبران کند. بااینحال، نتیجه فعلی برای جایگاه وایتیتی بهعنوان کارگردانی که بتواند موفقیت تجاری قابل اتکایی رقم بزند، چندان دلگرمکننده نیست.
تا چند سال پیش، مسیر حرفهای او تصویر متفاوتی داشت. وایتیتی در سال ۲۰۱۷ با «Thor: Ragnarok» جان تازهای به یکی از مجموعههای مهم مارول (Marvel) داد. پس از استقبال نهچندان گرم از «Thor: The Dark World»، رویکرد متفاوت او به شخصیت ثور، هم منتقدان را جذب کرد و هم تماشاگران را. «Thor: Ragnarok» بیش از ۸۵۰ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و همچنان از آثار تحسینشده جهان سینمایی «مارول» به شمار میرود.
موفقیت بعدی با «Jojo Rabbit» از راه رسید؛ فیلمی که با بودجه ۱۴ میلیون دلاری، نزدیک به ۹۰ میلیون دلار فروش جهانی داشت و جایزه اسکار (Oscar) فیلمنامه اقتباسی را در سال ۲۰۲۰ برای وایتیتی به ارمغان آورد. این دستاوردها او را به یکی از فیلمسازان مطرح هالیوود تبدیل کردند، اما تکرار آن موفقیتها در سالهای اخیر دشوارتر شده است.
«Thor: Love and Thunder» در سال ۲۰۲۲ بیش از ۷۶۰ میلیون دلار در جهان فروخت؛ رقمی قابل توجه که بااینحال، هم از نظر فروش و هم استقبال منتقدان، پایینتر از «Thor: Ragnarok» قرار گرفت. پس از آن، «Next Goal Wins» نتوانست در گیشه موفق شود و حالا «Klara and the Sun» نیز شروعی ضعیف داشته است. سریال «Time Bandits» هم که وایتیتی تهیهکننده اجرایی آن بود و چند قسمتش را کارگردانی کرد، پس از تنها یک فصل لغو شد.
مجموع این نتایج میتواند اعتماد استودیوها به پروژههای بعدی او را تحت فشار قرار دهد؛ وضعیتی که در اصطلاح غیررسمی هالیوود «زندان کارگردانها» نامیده میشود، یعنی دورهای که یک فیلمساز پس از چند ناکامی، برای گرفتن پروژه و بودجه با موانع بیشتری روبهرو میشود. بااینحال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت وایتیتی به چنین نقطهای رسیده است.
او پیشتر نیز درباره ساخته شدن فیلم «Star Wars» خود ابراز تردید کرده بود. عملکرد تازهترین اثرش ممکن است نگرانیها درباره آینده آن پروژه را بیشتر کند، اما بهتنهایی به معنای لغو قطعی آن نیست.
شاید راه بازیابی اعتبار وایتیتی، بازگشت به جنس آثاری مانند «What We Do in the Shadows» باشد؛ فیلمهایی که پیش از موفقیتهای پرهزینه هالیوودی، صدای متفاوت و شوخطبع او را به مخاطبان معرفی کردند. فعلا «Klara and the Sun» بیش از آنکه شروع یک موفقیت تازه باشد، یادآور این واقعیت است که حتی نام یک کارگردان برنده اسکار هم تضمینی برای رونق گیشه نیست.





