شکست سنگین «The Rocker»؛ فیلمی که حتی اما استون هم نتوانست نجاتش دهد

اما استون از همان نخستین حضور سینماییاش در «Superbad» نشان داد که قرار است ستاره بزرگی شود. او در نقش جولز، دختری که ست با بازی جونا هیل به او علاقه دارد، بامزه، صمیمی و کاملا دوستداشتنی بود؛ همان شخصیتی که قهرمانان نوجوان و هورمونزده داستان را راهی ماموریتی برای تهیه نوشیدنی الکلی میکند.
تمام بازیگران «Superbad» با دقت انتخاب شده بودند و کریستوفر مینتز-پلس با نقش مکلاوین به کشف بزرگ فیلم تبدیل شد؛ جایگاهی که کاملا شایستهاش بود. بااینحال، استون نیز از همان ابتدا آن ویژگی تعریفناپذیر یک ستاره واقعی را داشت. مشخص بود که زمان درخشش او خیلی زود فرا خواهد رسید.
همه انتظار داشتند اما استون به موفقیتهای بزرگی برسد، اما احتمالا کمتر کسی تصور میکرد او به مریل استریپ نسل هزاره تبدیل شود. استون در ۳۷ سالگی پنج نامزدی اسکار در رشته بازیگری و دو نامزدی بهترین فیلم را بهعنوان تهیهکننده «Poor Things» و «Bugonia» در کارنامه دارد. او برای بازی در «La La Land» و «Poor Things» دو بار اسکار بهترین بازیگر زن را به دست آورده و با توجه به محبوبیت فراوانش میان اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینما، بعید است این دو جایزه آخرین موفقیتهای اسکاری او باشند؛ مگر اینکه ناگهان مسیر لیام نیسون را در پیش بگیرد و یکسره سراغ فیلمهای اکشن برود!

پیش از آنکه استون با «Birdman or (The Unexpected Virtue of Ignorance)» جایگاه خود را بهعنوان یکی از مدعیان همیشگی اسکار تثبیت کند، در چند فیلم استودیویی معمولی ظاهر شد؛ آثاری که اغلب حضور او تماشایشان را راحتتر میکرد. البته «Zombieland» از این قاعده مستثناست و جایگاه بالاتری دارد. بااینحال، حتی استون هم نتوانست «The Rocker» را نجات دهد؛ یک کمدی موسیقایی درباره بازندهای دوستداشتنی که شکستش ضربهای جدی به شانس رین ویلسون برای تبدیل شدن به ستاره نقشهای اصلی سینما زد.
فیلمنامه «The Rocker» را زوج بااستعداد مایا فوربز و والاس وولودارسکی نوشتند؛ نویسندگانی که بهترتیب روی قسمتهایی ماندگار از «The Larry Sanders Show» و «The Simpsons» کار کرده بودند. داستان درباره نوازنده درامی است که درست پس از بستن قرارداد گروه راک او با یک شرکت بزرگ موسیقی، از گروه کنار گذاشته میشود. ۲۰ سال بعد، این درامر شکستخورده فرصتی برای بازگشت پیدا میکند: کمک به گروه گاراژی دبیرستانی خواهرزادهاش، آن هم پس از آنکه نوازنده درام گروه دردسرساز میشود.

اگر پیتر کاتانیو همان رویکرد واقعگرایانه و ملموسی را که در کمدی موفق «The Full Monty» به کار گرفته بود، اینجا هم حفظ میکرد، شاید «The Rocker» به فیلم بسیار بهتری تبدیل میشد. بااینحال، انتخاب رین ویلسون برای نقش درامر ازنفسافتاده، تعادل فیلم را به هم زد.
ویلسون در سریال «The Office» از شبکه انبیسی (NBC) بهشکلی درخشان حس ناخوشایند و عجیب شخصیتش را به تصویر کشیده بود. او همچنین در «Super»، برداشت روانپریشانه جیمز گان از ژانر ابرقهرمانی، موفق ظاهر شد؛ چون آن فیلم از انرژی نامتعارف و آشفتهاش بهدرستی استفاده میکرد. اما «The Rocker» به بازیگری نیاز داشت که تماشاگر بتواند با او همدلی کند و ویلسون با همان شوخیها و رفتارهای همیشگیاش، فیلم را از فضای مهربانانه و دلگرمکننده موردنظر سازندگان دور میکند. همراه شدن با شخصیتی که تا این اندازه ارتباط گرفتن با او دشوار است، برای مخاطب آسان نیست.
اما استون در دومین فیلم سینمایی خود، تنها با تکیه بر استعداد و کاریزمای نوظهورش به نقطه اتکای «The Rocker» تبدیل میشود. بااینحال، او شایسته حضور در فیلمی بهتر و کنار ستارهای تثبیتشدهتر بود. جالب اینکه نزدیک به دو دهه بعد، خود استون به جایگاهی رسیده که میتوانست بهتنهایی فیلمی مانند «The Rocker» را روی دوش بکشد.
«The Rocker» با بودجه ۱۵ میلیون دلاری ساخته شد، اما تنها ۷ میلیون دلار در گیشه فروخت و عمدتا با نقدهای منفی روبهرو شد. این شکست خوشبختانه هیچ آسیبی به مسیر حرفهای اما استون نزد؛ بازیگری که خیلی زود از این تجربه عبور کرد و به یکی از تحسینشدهترین ستارههای نسل خود تبدیل شد.
از سوی دیگر، عملکرد ضعیف فیلم باعث شد ایده ساخت مجموعهای از آثار سینمایی با محوریت رین ویلسون چندان جدی دنبال نشود. بنابراین شاید بتوان گفت «The Rocker» با وجود تمام ضعفهایش، دستکم یک نتیجه مثبت داشت: نه مانع اوجگیری اما استون شد و نه هالیوود را به ساخت چند کمدی مشابه دیگر ترغیب کرد.




