طراحی لباس سریال «I Love LA»؛ چگونه کریستینا فلانری تنها در سه هفته جهان بصری متفاوت شخصیتها را ساخت؟

طراحی لباس در سریال کمدی ««I Love LA»» محصول اچبیاو (HBO) شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما کریستینا فلانری، طراح لباس سریال، تنها سه هفته زمان داشت تا برای گروهی از شخصیتهای کاملاً متفاوت—از دختران اینفلوئنسر لسآنجلسی گرفته تا استایلیستهای شکستخورده و پسرهای روستایینما—هویتی بصری دقیق، جذاب و قابلباور خلق کند.
فلانری میگوید هدف این بود که شخصیتها استایلهای مستقل و منحصربهفرد داشته باشند اما در عین حال همچنان مثل یک گروه دوستان واقعی دیده شوند. و البته کمی زرقوبرق هالیوودی هم لازم بود.
نبرد با زمان، کمبود بودجه و فصل فشن
فلانری توضیح داد که سریال دقیقاً زمانی وارد مرحله آمادهسازی شد که:
- هفته مد
- مت گالا
- و انواع رویدادهای فشن
در جریان بود؛ یعنی درست زمانی که برندها برای همکاری کمترین دسترسی را ارائه میدهند.
او میگوید:
«به همه برندها پیام دادیم، پیش از اینکه حتی حقوقمان واریز شود! اما همه میگفتند: “ببخشید، اینروزها فشنویک است، نمیتوانیم چیزی بفرستیم.”»
خوششانسی آنها این بود که لوکیشن فیلمبرداری لسآنجلس بود—بهشت وینتیجبازها و خانه بهترین مراکز اجاره لباس در آمریکا. فلانری میگوید:
«لسآنجلس پر از آرشیوهای وینتیج است. معمولاً من در بیابان لباس کار میکنم، اما اینجا یک بهشت بود.»
کمک ریچل سنات و ارتباط او با برندهای بزرگ
ریچل سنات (بازیگر نقش «مایا») که سابقه همکاری با بالنسیاگا را دارد، توانست در حدی محدود کمک کند تا سریال به برخی برندهای لوکس دسترسی داشته باشد.
فلانری این همکاری را «اثر دومینویی» توصیف میکند که هم برای انتخاب لباسهای مهم فصل اول مفید بود و هم مسیر فصلهای آینده را هموار میکند.
ساخت یک جهان واقعی اما کمی اغراقشده
فلانری میگوید:
«این سریال دنیایی واقعی دارد اما در عین حال کمی استایلایز است. کمی درخشش و ظرافت اضافه کردیم، اما نه آنقدر که مردم از آن فاصله بگیرند.»
او برای شخصیتها رگههایی از دنیای واقعی لسآنجلس را در نظر گرفت:
دیلن (جاشهاچرسون): «پسر رز بول»
- کاپشن کار آبی
- کلاه لسآنجلس داجرز
- استایلی ساده، زمینی و اهل محله
مایا (ریچل سنات): دختر «سیلور لیک»
- لباسهای فمینی و جسور
- استایلی که بین مینیمال و آوانگارد حرکت میکند
آلانی (ترو ویتکر): نِپو-بیبی کالاباساس
- لباسهای لوکس، سالم، براق
- نماینده نسل و پول بیدغدغه لسآنجلسی
چارلی (جردن فرستمن): استایلیست شکستخورده
- ترکیبی از لباسهای طراحان—که گاهی «قرضی» از مشتریهاست
- بههمراه تکههای ارزان برای رسیدن به یک سبک مخلوط و کمی آشفته
تالولا (ادسا آزایون): اینفلوئنسر طوفانی
- تاپهای کلیدی با برشهای عجیب
- لباسهایی که بین جذابیت و هرجومرج در نوساناند
الگوگیری از «Sex and the City»: شخصیتهای جدا، گروهی واحد
فلانری از فصل اول «Sex and the City» الهام گرفته—جایی که هر شخصیت یک هویت پوششی بسیار واضح دارد اما کنار هم، یک گروه را تشکیل میدهند.
«به چشمم اینطور بود که انگار همه وارد یک مغازه میشوند، هرکسی سراغ بخش خودش میرود، اما همه با هم خرید میکنند.»
این «یکپارچگی دوستانه» از طریق:
- رنگهای مکمل
- الگوهای هندسی
- و تکرار جزئیات کوچک
در استایلها اعمال شده است.
فلانری: «هر کاری کنم، کمی عنصر علمیتخیلی وارد لباسها میکنم!»
فلانری با خنده میگوید:
«همیشه میخواستم یک فیلم یا سریال علمیتخیلی کار کنم. اگر کسی فرصت ندهد هم، باز کمی حس و حال علمی-تخیلی وارد لباسها میکنم!»
تأکید او روی شکلها باعث شده لباسهای شخصیتها—از کت صورتی-فضایی چارلی گرفته تا تاپهای عجیب و آسمانی تالولا—سطحی از «خنکی فرازمینی» داشته باشند.
تغییر تدریجی شخصیتها در طول فصل
فلانری میگوید یکی از جذابترین بخش کار این بود که نشان دهد دوستیها چگونه استایل افراد را تغییر میدهد:
«از اول تا آخر فصل، استایل مایا دارد شبیه تالولا میشود. و تالولا هم کمی شبیه مایا.»
او اشاره میکند در یکی از قسمتها، دو شخصیت لباسی میپوشند که انگار «فرشته و شیطان روی شانههای یکدیگر» هستند.
«I Love LA» دنیایی میسازد که از دل لسآنجلس میآید، اما کمی فراتر میرود
کریستینا فلانری با ترکیب:
- واقعگرایی شهری
- وینتیج لسآنجلس
- دسترسی محدود به برندهای لوکس
- خلاقیت شکلمحور
- و نشانههای از دنیای علمی-تخیلی
دنیای بصری منحصربهفردی خلق کرده که هم سرگرمکننده است، هم شخصیتمحور، و هم هوشمندانه. با توجه به اشاره او، بهنظر میرسد این جهان پوشاکی آماده است تا در فصل دوم سریال نیز گستردهتر و جسورانهتر شود.





