دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

فیلم «Her Private Hell»؛ معمایی خیره‌کننده از نیکلاس ویندینگ رفن که بیشتر وسوسه می‌کند تا توضیح بدهد

نیکلاس ویندینگ رفن (Nicolas Winding Refn) بعد از ۱۱ فیلم بلند و ۲ سریال استریمینگ، هنوز هم از آن فیلم‌سازهایی است که تعریف‌کردنش راحت نیست. او نه کاملا فیلم‌سازی عامه‌پسند در مدل کوئنتین تارانتینو است، نه مثل هم‌وطنش لارس فون تریه فقط با شوک و جنجال شناخته می‌شود، و نه حتی می‌شود او را صرفا یک هجونویس تصویری دانست. همین ابهام، همیشه بخشی از جذابیت او بوده؛ فیلم‌سازی که یک لحظه با جدیت از شاهکار بودن آثارش حرف می‌زند و لحظه‌ای بعد، تصویری کاملا نامتعارف از خودش ارائه می‌دهد. تازه‌ترین فیلم او، «Her Private Hell»، شاید پاسخ قطعی این معما نباشد، اما قطعا سرنخ مهمی از جهان ذهنی او به دست می‌دهد.

«Her Private Hell» نخستین فیلم سینمایی رفن بعد از «The Neon Demon» است؛ اثری که به‌شکل محسوسی یکی از مبهم‌ترین و پیچیده‌ترین تجربه‌های او از زمان «Fear X» به این سو به حساب می‌آید. با این حال، زیر لایه‌های پرشمار ابهام، دیالوگ‌های رمزی و روایت تکه‌تکه، فیلم از نظر مضمونی آن‌قدرها هم دور از دسترس نیست. رفن این‌بار حال‌وهوای جالو (Giallo) ایتالیایی را با ملودرام مدرن ترکیب کرده و نتیجه، چیزی شبیه یک افسانه درخشان، زیبا و عمدا گیج‌کننده از کار درآمده است؛ فیلمی که ممکن است برای بعضی تماشاگران پس‌زننده باشد، اما اگر وارد جهانش شوید، مثل خوابی پرزرق‌وبرق شما را با خود می‌برد.

داستان فیلم در شهری بی‌نام و مه‌آلود می‌گذرد؛ جایی که مه، انگار هر از گاهی به آن هجوم می‌آورد و فضا را از همیشه رازآلودتر می‌کند. ال (Elle) با بازی سوفی تاچر (Sophie Thatcher)، بازیگر جوانی است که با وجود برخورداری از امتیاز نپو‌بیبی بودن، استعدادش هم مورد توجه قرار گرفته. پدر او، جانی تاندرز (Johnny Thunders) با بازی دوگری اسکات (Dougray Scott)، بازیگری قصه‌گو و پرنفوذ است. ال در حال بازی در فیلمی تازه است که از روی یک کمیک فضایی قدیمی ساخته می‌شود؛ پروژه‌ای که از نظر بصری چیزی میان «Barbarella»، «Planet of the Vampires» و یک آگهی عطر لوکس به نظر می‌رسد. در کنار او، کریستین فروست (Kristine Froseth) در نقش هانتر، اینفلوئنسری بیش‌ازحد مشتاق، و هاوانا رز لیو (Havana Rose Liu) در نقش دومینیک، دوست صمیمی سابق و نامادری فعلی ال، حضور دارند.

اما رفن به این سطح از روان‌درام بسنده نمی‌کند. جانی برای دخترش و اطرافیانش قصه‌ای درباره قاتلی به نام «The Leather Man» تعریف می‌کند؛ مردی که گفته می‌شود زمانی پدری بوده در جست‌وجوی دختر گمشده‌اش، اما در نهایت به جنون رسیده و به کشتن زنان جوان روی آورده است. هم‌زمان، ال رویاهایی می‌بیند ــ یا شاید هم این‌ها رویا نیستند ــ درباره یک سرباز آمریکایی در ژاپنِ اواخر دهه ۱۹۵۰ یا اوایل دهه ۱۹۶۰ به نام پرایوت کی (Private K) با بازی چارلز ملتن (Charles Melton) که در پی دختر ربوده‌شده‌اش است و باید هم با یاکوزا درگیر شود و هم از «The Leather Man» بترسد. همین خلاصه کافی است تا روشن شود رفن این‌جا با ترکیبی از نوآر، جالوی کلاسیک، نقد فضای رسانه‌ای و ملودرام اغواگر سروکار دارد.

نقطه قوت اصلی فیلم، کنترل بصری و حال‌وهوای هیپنوتیک آن است. اگر این مواد اولیه در دست فیلم‌سازی عصبی‌تر و پرحرارت‌تر می‌افتاد، شاید نتیجه از هم می‌پاشید، اما رفن با ریتم کند، سنگین و رویاگون خود، همه‌چیز را شبیه گیر افتادن در یک خواب طولانی طراحی می‌کند. این‌جا بیش از همیشه می‌شود رد نفوذ دیوید لینچ را در کار او دید. فیلم از نظر فضاسازی، به‌شکل خیره‌کننده‌ای عمل می‌کند و فیلم‌برداری مگنوس نوردنهوف یونک (Magnus Nordenhof Jønck) تقریبا در تمام لحظات، چشم‌نواز است. نماهای شهری، حسی شبیه «Blade Runner» با چاشنی «Barbie» دارند و بعضی صحنه‌ها انگار اگر برایان دی پالما یک موزیک‌ویدیوی لیدی گاگا می‌ساخت، چنین شکلی پیدا می‌کردند.

این پیوند با دی پالما فقط در تصویر نیست. پینو دوناجو (Pino Donaggio)، آهنگ‌ساز همیشگی دی پالما، برای فیلم موسیقی متن اوریجینال ساخته و نتیجه، موسیقی‌ای است باشکوه و وهم‌آلود که هم یادآور برنارد هرمن است و هم حال‌وهوای «Dressed to Kill» را زنده می‌کند. همین ترکیب باعث می‌شود «Her Private Hell» با وجود مواد روایی شهوانی و اغراق‌شده‌اش، هرگز به اثری کثیف یا سطحی تبدیل نشود. هر قابِ فیلم آن‌قدر صیقل‌خورده و دقیق است که بازیگران بیشتر شبیه مدل‌های یک فشن‌شوت به نظر می‌رسند تا شخصیت‌های یک تریلر روان‌شناختی.

در این میان، سوفی تاچر بار اصلی فیلم را روی دوش می‌کشد. او در سال‌های اخیر با آثاری مثل «Heretic» و «Companion» نشان داده بازیگری بسیار تواناست، اما نقش ال در «Her Private Hell» فرصت گسترده‌تری برای نمایش دامنه بازی او فراهم می‌کند. تاچر از معصومیت به اغواگری، از شکنندگی به بی‌ثباتی روانی، و دوباره به کنترل، حرکت می‌کند و با وجود این‌که رفن عمدا هویت و انگیزه‌های شخصیت‌ها را مبهم نگه می‌دارد، او کاری می‌کند که ال همچنان مرکز ثقل احساسی فیلم باقی بماند.

تماشای «Her Private Hell» آسان نیست. با اینکه زمان فیلم کمتر از دو ساعت است، ساختار تو‌در‌تو و روایت قطره‌چکانی‌اش باعث می‌شود سنگینی زمان را حس کنید. بخش زیادی از انرژی تماشاگر در اولین مواجهه صرف این می‌شود که اصلا بفهمد با چه چیزی روبه‌رو است. همین مسئله، هم نقطه ضعف فیلم است و هم بخشی از هویت آن. رفن سرنخ‌ها را پنهان نکرده، اما آن‌ها را طوری چیده که بیشتر به یک پازل سینمایی شباهت پیدا کند تا روایتی کلاسیک. به همین دلیل، احتمالا مثل «The Neon Demon» یا حتی «Drive»، این فیلم هم در بازبینی دوم بیشتر از نظر عاطفی خود را آشکار می‌کند.

در نهایت، «Her Private Hell» فیلمی نیست که بخواهد همه را راضی کند، و اتفاقا همین ویژگی، یکی از مهم‌ترین امتیازهایش است. رفن به‌جای این‌که مخاطب را صرفا تحریک یا عصبانی کند، او را به چالش می‌کشد. حتی صحنه‌ای در فیلم وجود دارد که شخصیت‌ها عمدا بدون زیرنویس به زبان ژاپنی با هم حرف می‌زنند؛ انتخابی که اگر برای شما آزاردهنده باشد، احتمالا کل فیلم را پس خواهید زد. اما اگر همین تصمیم برایتان جذاب یا کنجکاوی‌برانگیز باشد، «Her Private Hell» می‌تواند تجربه‌ای مسحورکننده شود.

این فیلم شاید به اندازه بعضی آثار قبلی رفن ضربه مستقیم و عاطفی وارد نکند، اما از نظر بافت، اتمسفر و غنا، کاملا در امتداد بهترین کارهای یک دهه اخیر او قرار می‌گیرد. «Her Private Hell» بیش از آن‌که بخواهد توضیح بدهد، می‌خواهد شما را در خود غرق کند. و اگر با این منطق به سراغش بروید، احتمال زیادی دارد جهنم خصوصی رفن، برای شما شبیه بهشت بصری و روایی او باشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا