دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

قسمت ۱۱۵ سریال شربت زغال اخته Kizilcik Serbeti

قسمت ۱۱۵ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti ، چهارمین فصل درامی با هنرنمایی ستارگانی محبوبی چون سیلا ترک‌اوغلو ، باریش کیلیچ ، اِوریم آلاسیا …

قسمت ۱۱۵ سریال شربت زغال اخته Kızılcık Şerbeti که تیزر آن را می توانید از این لینک به طور کامل مشاهده نمایید  ، جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از شو تی وی پخش خواهد شد؛ سالکیم وارد خانواده‌ی اونال می شود. و همانطور که نورسما فکرش را میکرد، این دو نفر نمی تواند به خوبی با هم کنار بیایند. از طرف دیگر، موضع منفی او نسبت به کیویلجیم از همین ابتدا آشکار است. کیویلجیم نیز از این که هیچ جوره نمی تواند از دست خانوادی اونال خلاص شود نارحت است. در حالی که رابطه چیمن و پسر سالکیم همچنان ادامه دارد، اولین ملاقات سالکیم و کیویلجیم به خوبی پیش نخواهد رفت. سالکیم مطمئن است که کیویلجیم دخترش را عروس آنها نخواهد کرد. از طرف دیگر، آسیل با این احتمال مواجه می شود که ممکن است شخصی از شبِ حادثه زنده مانده باشد. این شخص، کیست؟ از طرف دیگر، فاتح نیز با باشاک آشنا می شود. و رابطه‌ی آنها در چارچوب کار شکل می گیرد.

تیزر قسمت ۱۱۵ ( کلیک کنید )

ربات دریافت از شبکه‌های اجتماعی

هفته ای که گذشت سریال ششم شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )


اما آنچه در قسمت قبلی ( صد و چهاردهم ) شاهد آن بودیم …

شش ماه از حادثه غرق شدن قایق می‌گذرد. خانواده اونال سه نفر از عزیزانشان را از دست داده‌اند و حالا با تکیه بر همدیگر سعی می‌کنند زندگی را ادامه دهند. عبدالله، فاتح، نورسما و نیلای در یک خانه زندگی می‌کنند. نیلای که عبدالله را به عنوان پدر قبول دارد، نتوانسته مادرش را ترک کند و به همین دلیل در کنار عبدالله مانده است.

عمر پس از آزادی از زندان، همچنان کیویلجیم را نبخشیده و از او طلاق گرفته است. او در آخر هفته‌ها پسرشان را پیش خود می‌برد. کیویلجیم که از وضعیت پیش‌آمده بسیار ناراحت است، هیچ راهی برای بهبود اوضاع نمی‌بیند. عبدالله به سر کارش بازگشته و حالا بزرگ‌ترین دشمنش آسیل است که برای تصاحب سهام شرکت، اوضاع را به هم ریخته است.

عمر طبق قولی که به دوست زندانی‌اش حکمت داده بود، با خانواده او رابطه نزدیکی برقرار کرده است. عبدالله با دیدار سالکیم، که از طریق توصیه یکی از دوستانش با او آشنا شده، تصمیم به ازدواج می‌گیرد؛ تصمیمی که در خانه اوناال همچون بمب صدا می‌کند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا