برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجی

قسمت ۶ فصل ۲ سریال MobLand (سرزمین اوباش)

گاهی خانواده‌ها درست وقتی به هم پناه می‌برند که دیگر هیچ گوشه امنی برایشان باقی نمانده است. پس از آن‌که هری در ایرلند جان ادی و جینا را نجات داد، خطر از راهی دیگر به سراغ هریگان‌ها آمد.

قسمت پنجم فصل دوم، «سرزمین پرندگان»، پخش شد و با محاصره عمارت کاتس‌وولدز و فرار نفس‌گیر هریگان‌ها، حال‌وهوای یک جنگ تمام‌عیار را به جا گذاشت. حالا طرفداران منتظر قسمت ششم، «گوشه‌ای دیگر» هستند؛ اپیزودی که به نویسندگی جز باترورث و استر واتسون، جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ (۱ آبان ۱۴۰۵) از شبکه پارامونت پخش خواهد شد. تیزر کوتاه آن از خانواده‌ای می‌گوید که سر یک دوراهی ایستاده و چاره‌ای جز جنگیدن ندارد. انتظار برای این بخش تازه، با چنین وعده‌ای، هم هیجان‌انگیز است و هم نگران‌کننده؛ قسمت جدید احتمالا نشان می‌دهد هریگان‌ها پس از فرار کجا پناه می‌گیرند و چه کسی حاضر است برای حفظ قدرت، از مرزهای تازه‌ای عبور کند. تیزر قسمت ششم را می‌توانید از لینک تماشا کنید؛ البته برای مخاطبان ایرانی، قسمت احتمالا با چند ساعت تاخیر در سایت‌ها در دسترس قرار می‌گیرد.

«گوشه‌ای دیگر»؛ خانواده در دوراهی جنگ و فروپاشی

هشدار: این بخش حاوی اشاره به اتفاق‌های قسمت پنجم است.

تیزر قسمت ششم با این جمله آغاز می‌شود که خانواده به یک دوراهی رسیده است؛ تصویری که درست پس از فرار هریگان‌ها از حمله فرانکی معنا پیدا می‌کند. اعضای خانواده در پایان قسمت قبل زیر آتش، ناچار شدند برای زنده ماندن کنار هم بمانند؛ اما زنده ماندن در یک لحظه، لزوما به معنای آشتی یا اتحاد واقعی نیست. حالا پرسش اصلی این است که آیا آنها می‌توانند اختلاف‌های عمیقشان را کنار بگذارند و با هم بجنگند، یا اولین فرصت را برای خلاص شدن از یکدیگر غنیمت می‌شمارند؟

در تیزر، وعده داده شده که خانواده جمع می‌شود و می‌جنگد؛ اما فضای ناآرام میان شخصیت‌ها، این حرف را بیشتر به یک تصمیم اضطراری شبیه می‌کند تا نشانه‌ای از اعتماد. پرسش «واقعا برای چه اینجاییم؟» نیز نشان می‌دهد حتی در میان اعضای خانواده، همه از نقشه و هدف یکسانی خبر ندارند. سرافینا در قسمت قبل با افشای محل گردهمایی_با هماهنگی اولیه هری_، ناخواسته زمینه حمله را فراهم کرد؛ حالا باید با پیامد موضوع روبه‌رو شود و تصمیم بگیرد برای چه کسی و علیه چه کسی بازی می‌کند.

هشدار درباره در خطر بودن جن، خط داستانی دیگری را برجسته می‌کند. جن درست در لحظه‌ای که فهمیده به او دروغ گفته شده، با تهدیدی تازه مواجه است؛ در چنین دنیایی، حتی کشف حقیقت هم به معنای نجات نیست. تهدید هری به کشتن کسی که دخترش را دوباره در موقعیتی خطرناک قرار دهد، هم یادآور خشونت بی‌رحمانه اوست و هم نشان می‌دهد خطر برای جینا می‌تواند تصمیم‌هایش را از کنترل خارج کند. جمله پایانی تیزر ــ «ما یاغی به دنیا آمده‌ایم و یاغی خواهیم مرد» ــ هم چکیده جهان‌بینی خانواده‌ای باشد که دیگر راه بازگشت ساده‌ای به زندگی عادی ندارد.

در این بخش از فصل، نوشته‌های رونان بنت در کنار شورانری جز باترورث، قدرت را نه فقط در پول و نفوذ، بلکه در بازی‌های خانوادگی و ترس از خیانت جست‌وجو می‌کند. از سوی دیگر، جهان پرشتاب و خشن سریال اجازه نمی‌دهد تهدیدها فقط در گفت‌وگو باقی بمانند: یک سوءتفاهم می‌تواند به محاصره، و یک تصمیم اشتباه به نبردی خونین تبدیل شود. قسمت ششم می‌تواند این دو مسیر را به هم برساند؛ اتحاد موقت خانواده از یک سو و بی‌اعتمادی‌هایی که از درون آن را می‌جوند از سوی دیگر.

نشست صلحی که به محاصره ختم شد

هشدار: در ادامه، داستان قسمت پنجم با جزئیات روایت می‌شود.

قسمت پنجم با سایه حمله‌ای تازه بر سر هریگان‌ها آغاز می‌شود. کالین و فرانکی تصاویر دوربین‌های مداربسته را بررسی می‌کنند و از حضور کنراد در ماجرای بازمانده حمله پیشین باخبر می‌شوند. پل نیز ماجرا را به هری اطلاع می‌دهد و هری، کوین و بلا راهی کاتس‌وولدز می‌شوند؛ جایی که کنراد از جو‌جو، اسیر خانواده، بازجویی می‌کند. بازجویی خیلی زود شکل شکنجه به خود می‌گیرد و وقتی هری می‌رسد، تصمیم می‌گیرد به آن پایان دهد. او با یک کیسه پلاستیکی جان اسیر را می‌گیرد تا کنراد نتواند شکنجه را ادامه دهد؛ صحنه‌ای سنگین که بی‌رحمی هری را نشان می‌دهد، اما در عین حال روشن می‌کند چرا او خود را در نقش کسی می‌بیند که باید جلوی خشونت بی‌مهار دیگران را بگیرد.

در سوی دیگر، دی‌سی‌آی کاونا جسد فینچ را پیدا می‌کند و به صحنه مرگ او مشکوک می‌شود. گره طناب با این واقعیت که فینچ چپ‌دست بوده، جور درنمی‌آید و کاونا درمی‌یابد مرگ او صحنه‌سازی شده است. زوسیا هم از بررسی‌های او عکس می‌گیرد و آنها را برای هری می‌فرستد؛ یادآوری دیگری که نشان می‌دهد حتی وقتی هری درگیر جنگ خانواده است، ردپای اعمالش همچنان به پلیس نزدیک‌تر می‌شود.

هری گردهمایی خانواده را با هدف یافتن راهی برای مقابله با فرانکی ترتیب می‌دهد، اما نشست خیلی زود به صحنه برخورد غرور و زخم‌های قدیمی بدل می‌شود. میو از این دورهمی رضایت ندارد، کنراد و کوین دوباره برای اثبات برتری خود به جان هم می‌افتند و بلا با حرف‌های بی‌پرده‌اش تنش را بیشتر می‌کند. کنراد هم در میان گفت‌وگو ناگهان سراغ برندن را می‌گیرد؛ پسری که در فصل پیش کشته شده بود. لحظه‌ای بعد سعی می‌کند حرفش را با نام ادی توجیه کند، اما فراموشی او دیگر چیزی نیست که خانواده بتواند نادیده بگیرد. بازی پیرس برازنان در این لحظه، میان خشم، سردرگمی و آگاهی تلخ از زوال حافظه، از ظریف‌ترین لحظه‌های قسمت است.

ماجرای بطری ضدیخ نیز به این بی‌اعتمادی دامن می‌زند. کنراد آن را پیدا می‌کند و از میو می‌پرسد قرار بوده چه کسی را هدف بگیرد؛ میو از پاسخ روشن طفره می‌رود و فضای سوءظن را سنگین‌تر می‌کند. قسمت پاسخی قطعی به همه پرسش‌ها نمی‌دهد، اما همین ابهام با جهان خانواده هریگان جور است: هر ادعایی ممکن است حقیقت داشته باشد و هر اعترافی هم شاید بخشی از نقشه باشد.

هم‌زمان، هری تلاش می‌کند جن را از نقشه داننی باخبر کند، اما او حرف‌هایش را جدی نمی‌گیرد و مکالمه را با عصبانیت تمام می‌کند. سرافینا نیز در گفت‌وگو با داننی، از حضور همه هریگان‌ها در کاتس‌وولدز خبر می‌دهد. خبر از زنجیره‌ای از واسطه‌ها می‌گذرد و در نهایت به کت و فرانکی می‌رسد؛ کت مجوز حمله را صادر می‌کند. هری، که با حفظ پوشش سرافینا در عمل فرصتی برای افشای محل خانواده فراهم کرده، این بار ناخواسته شرایط را به سود دشمنانشان تغییر داده است.

در ایرلند، ادی و جینا به خواست میو به سراغ مدوسا فرستاده شده‌اند؛ گانگستری خطرناک که ادی باید او را بکشد. ادی اما هنوز برای چنین کاری آماده نیست و جینا هم نمی‌داند از ابتدا چه ماموریتی در پیش دارند. وقتی ادی به سراغ مدوسا می‌رود، گیر می‌افتد و با تهدید شکنجه روبه‌رو می‌شود. جینا با ایجاد حواس‌پرتی فرصت می‌خرد و هری درست در لحظه آخر می‌رسد؛ او مدوسا و افرادش را می‌کشد و هر دو جوان را نجات می‌دهد. صحنه رویارویی در ایرلند، در کنار خشونت عریانش، تضاد میان خامی ادی و مهارت مرگبار هری را برجسته می‌کند.

اما در کاتس‌وولدز، حمله فرانکی آغاز می‌شود. سرافینا به خانواده هشدار می‌دهد، ولی دیگر فرصتی برای مذاکره نیست: مهاجمان به عمارت هجوم می‌آورند و هریگان‌ها با تیراندازی راه خود را تا بالگرد باز می‌کنند. آنها زنده فرار می‌کنند، اما این فرار بیش از آن‌که پیروزی باشد، نشانه از دست رفتن پناهگاه و آغاز مرحله‌ای تازه از جنگ است. در همین میان، جن با دیدن تماس سرافینا روی تلفن داننی متوجه می‌شود هری درباره او راست گفته است؛ از خانه داننی بیرون می‌رود، اما این آگاهی برای پاک کردن آسیبی که دیده کافی نیست. بازی جوآن فراگت، در نمایش دل‌شکستگی و انزجار جن، این خط داستانی را به یکی از انسانی‌ترین بخش‌های قسمت تبدیل می‌کند.

کارگردانی زتنا فوئنتس و نوشته‌های جز باترورث و استر واتسون، دو جبهه ایرلند و کاتس‌وولدز را با ضرباهنگی رو به افزایش کنار هم می‌گذارند؛ نجات ادی و جینا و فرار خانواده به‌خوبی حس نزدیک شدن خطر را حفظ می‌کنند. بازی لارا پولور در نقش بلا و آنسون بون در نقش ادی نیز به تنش خانوادگی و هراس نسل جوان‌تر جان می‌دهد. شاید اگر حمله فرانکی تلفات مهمی از خانواده می‌گرفت، خطر آن ماندگارتر می‌شد؛ با این حال، شکنجه اسیر و خشونت بی‌درنگ هری اجازه نمی‌دهد جهان سریال بیش از حد امن یا بی‌پیامد به نظر برسد. این قسمت با امتیاز ۸.۲ از ۱۰، نه فقط یک نبرد پرتحرک، بلکه آزمونی برای اتحاد شکننده هریگان‌هاست.

در مجموع، فصل دوم «سرزمین اوباش» از همان ابتدا با امتیازهای باثبات و درخشان پیش رفته است: قسمت اول ۸.۲، قسمت دوم ۸.۱، قسمت سوم ۸.۴، قسمت چهارم ۸.۱ و قسمت پنجم ۸.۲ از ۱۰. این روند در کنار بازیگران قدرتمند، شوخی‌های تلخ میان لحظه‌های خشن و پیوند میان جنگ قدرت و فروپاشی خانواده، به سریال هویتی روشن داده است. اکنون که هریگان‌ها پناهگاهشان را از دست داده‌اند و اعتماد میانشان ترک برداشته، قسمت ششم فرصتی دارد تا نشان دهد این خانواده واقعا می‌تواند کنار هم بجنگد یا فقط تا اولین خیانت تازه دوام می‌آورد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا