برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیبررسی

قسمت چهارم فصل پنجم «Fire Country»؛ تصمیم‌های دشوار و راز ۸۰۰ هزار دلاری شارون

«Fire Country» در قسمت چهارم فصل پنجم، نشانه‌هایی از فاصله گرفتن از فرمول تکراری گذشته نشان می‌دهد؛ همان الگویی که در آن بحرانی شکل می‌گرفت، تصمیمی عجولانه اوضاع را پیچیده‌تر می‌کرد و بودی سرانجام همه‌چیز را نجات می‌داد. «Winners and Losers» این بار به پیامدهای تصمیم‌ها اهمیت می‌دهد و حتی اجازه می‌دهد بعضی موقعیت‌ها، با تمام تلاش آتش‌نشان‌ها، پایان خوشی نداشته باشند. ادامه بحران قسمت قبل، ایستگاه ۴۲ را هم‌زمان با کمبود بودجه، تحقیقات رسمی و پرسش‌هایی درباره مسئولیت‌پذیری روبه‌رو می‌کند. جزئیات داستان و پایان قسمت در ادامه فاش می‌شود.

مهم‌ترین راز در دست شارون است: کیفی حاوی حدود ۸۰۰ هزار دلار پول نقد که در فر خانه‌ای سوخته پیدا کرده است. او می‌خواهد این پول را به بودجه ایستگاه تبدیل کند تا بتواند نیروی بیشتری استخدام کند و دیگر مجبور نباشد مقابل خانواده‌هایی بایستد که خانه‌شان را از دست می‌دهند. پس از تصمیم‌های دردناک قسمت قبل، انگیزه‌اش قابل‌درک است، اما این انگیزه، خطر کاری را که می‌کند از بین نمی‌برد.

حضور وس، ناپدری شارون، این تناقض را برجسته‌تر می‌کند. مردی با سابقه خلاف، حالا باید به شارون هشدار بدهد که نگه داشتن و پنهان کردن منشا پول، فکر خوبی نیست. او پیشنهاد می‌کند پول به میکی، کلانتر، تحویل داده شود و چند بار یادآوری می‌کند که صاحبش ممکن است دنبالش بیاید. بااین‌حال، در نهایت به شارون کمک می‌کند و ایستگاه یک کمک مالی ناشناس دریافت می‌کند؛ کمکی که فشار مالی را کاهش می‌دهد، اما مسئله اخلاقی و خطر احتمالی را حل نمی‌کند.

خط داستانی شارون از این جهت جذاب است که او معمولا صدای عقل و احتیاط بوده، اما حالا چنان بر نجات ایستگاه تمرکز کرده که هشدارها را کنار می‌زند. هنوز منشا دقیق پول روشن نیست، ولی مبلغی با این اندازه، آن هم پیدا‌شده در محل آتش‌سوزی، چیزی نیست که بتوان بی‌دردسر وارد حساب‌ها کرد. پایان قسمت نیز بر همین نگرانی تاکید دارد: مشکل امروز حل شده، اما شاید بحرانی بزرگ‌تر برای فردا ساخته شده باشد.

در سوی دیگر، ویدئوی دوربین یک خانه، ایستگاه را زیر ذره‌بین می‌برد. جیک هنگام ارزیابی ساختمان‌ها، بعضی خانه‌ها را بازنده و خانه‌های بالادست باد را برنده نامیده است. این واژه‌ها، جدا از شرایط عملیات، برای ساکنانی که همه‌چیزشان سوخته بی‌رحمانه به نظر می‌رسند. انتشار ویدئو و اعتراض خانواده‌ها به تحقیقات رسمی درباره سازمان آتش‌نشانی کالیفرنیا، کال فایر (Cal Fire)، می‌انجامد و جیک به وظایف اداری منتقل می‌شود.

بهترین بخش این داستان، تفاوت میان توضیح دادن و عذرخواهی صرف است. جیک می‌داند با نیروی ناکافی و آتشی خارج از کنترل، ناچار بوده برخی خانه‌ها را رها کند تا از گسترش بیشتر آتش جلوگیری شود. او نمی‌خواهد برای آرام کردن فضا، مسئولیت تصمیمی را بپذیرد که از نظر حرفه‌ای درست بوده است. بااین‌حال، درد خانواده‌ها را هم انکار نمی‌کند. گفت‌وگوی مستقیمش با آن‌ها فرصتی می‌شود تا شرایط عملیات و معنای حرفش را توضیح دهد و نشان دهد خانه‌های ازدست‌رفته برای آتش‌نشان‌ها فقط چند ساختمان روی نقشه نیستند.

این برخورد، جیک را به یکی از موثرترین شخصیت‌های قسمت تبدیل می‌کند. او نه پشت اصطلاحات فنی پنهان می‌شود و نه به عذرخواهی‌ای پناه می‌برد که خودش به آن باور ندارد. خانواده‌ها همچنان با خسارتشان زندگی می‌کنند، اما دست‌کم توضیحی صادقانه دریافت می‌کنند. کلویی نیز با استفاده از تجربه‌اش درباره تایلر، به جیک کمک می‌کند به اهمیت چنین گفت‌وگویی فکر کند؛ نقشی که در این قسمت از حضور عاشقانه او کاربردی‌تر است.

تحقیقات، ایو را هم گرفتار می‌کند. تعمیر وسیله نقلیه گروه او با استفاده از تلفن همراه غیرمجاز انجل و کمک گرفتن از ارتباطاتش انجام شده، اما ایو در گزارش رسمی حقیقت را ننوشته است. حالا باید پیش از آنکه تحقیق این تخلف را آشکار کند، خودش موضوع را با وایولت در میان بگذارد. او مسئولیت رفتار نادرستش را می‌پذیرد، ولی نام انجل را نمی‌گوید. این تصمیم از یک سو نشان‌دهنده حمایت او از نیروی زیر دستش است و از سوی دیگر، همان پرسش قدیمی را زنده می‌کند: حمایت شخصی تا کجا می‌تواند جای شفافیت حرفه‌ای را بگیرد؟

همچنین بخوانید...
سریال Fire Country برای فصل دوم تمدید شد

ماجرا به گفت‌وگویی عاطفی میان منی و انجل می‌رسد. منی توضیح می‌دهد که برای دور نگه داشتن گابریلا از خطر، محله و بخشی از خانواده‌اش را ترک کرده است. او هنوز آن تصمیم را برای دخترش درست می‌داند، اما می‌پذیرد که انجل در این میان احساس رهاشدگی کرده است. حالا ایو کسی است که می‌خواهد از انجل حمایت کند و منی او را تشویق می‌کند این حمایت را بپذیرد. تحویل دادن تلفن غیرمجاز به ایو، نشانه‌ای کوچک اما روشن از تغییر رفتار انجل است. بازی‌ها به این صحنه‌ها وزن می‌دهند، هرچند سابقه رابطه منی و انجل هنوز آن‌قدر پرداخت نشده که تمام بار احساسی موردنظر را منتقل کند.

در میان این بحران‌ها، گروه داوطلب بودی باید با یک آزمون آمادگی جسمانی صلاحیتش را ثابت کند، اما دیدن بزی خون‌آلود مسیر برنامه را تغییر می‌دهد. خون متعلق به خود حیوان نیست و مشخصات روی قلاده، آن‌ها را به مزرعه کن می‌رساند. او پس از یک سکته خفیف، کنترل تراکتورش را از دست داده و زیر آن گرفتار شده است. فشار تراکتور آسیبی مرگبار ایجاد کرده، اما برداشتن آن نیز می‌تواند وضعیتش را به‌سرعت وخیم کند.

نجات کن به معنای آشنای همیشگی ممکن نیست. خواسته او این است که پیش از جابه‌جایی تراکتور، با همسرش خداحافظی کند. بودی و گروه این فرصت را فراهم می‌کنند و پدر فوشر نیز با دعا در کنارش می‌ماند. کن کمی بعد از دنیا می‌رود؛ پایانی تلخ که قسمت آن را با یک معجزه ناگهانی خنثی نمی‌کند.

همین پذیرش محدودیت، مهم‌ترین پیشرفت شخصیت بودی است. او این بار قرار نیست هر چیزی را درست کند. ارزش کار گروه در فراهم کردن آرامش، همراهی و یک خداحافظی انسانی است. داوطلب‌ها نیز نه فقط با توان بدنی، بلکه با توجه به جزئیات و همدلی، شایستگی‌شان را نشان می‌دهند. این تجربه به تصمیم سی‌جی برای ماندن در اج‌واتر کمک می‌کند و او پیشنهاد شارون برای پیوستن به ایستگاه ۴۲ را می‌پذیرد.

ورود میسون الیس، بازیکن بیسبال با بازی جی هیدن، احتمال رابطه‌ای تازه برای سی‌جی را هم مطرح می‌کند. پیوند او با فیلادلفیا و گذشته‌اش در اج‌واتر، زمینه آشنایی را فراهم می‌کند، اما هنوز برای داوری درباره نیتش زود است. در مقابل، بودی و کلویی با دشواری رابطه از راه دور روبه‌رو می‌شوند. کشش میانشان وجود دارد، ولی گفت‌وگوی ضروری درباره آینده چندان پیش نمی‌رود و آن‌ها فعلا قول می‌دهند برای کنار هم ماندن تلاش کنند.

«Winners and Losers» همه داستان‌های فرعی‌اش را به یک اندازه خوب پیش نمی‌برد، اما در لحظه‌های اصلی، تفاوت میان نیت خوب و تصمیم درست را جدی می‌گیرد. جیک انتخاب حرفه‌ای‌اش را توضیح می‌دهد، ایو بخشی از حقیقت را می‌پذیرد و بودی قبول می‌کند که همیشه نمی‌توان مرگ را شکست داد. شارون، برعکس، هنوز باور دارد نتیجه مطلوب می‌تواند خطر راه رسیدن به آن را توجیه کند. همین فاصله است که پایان قسمت را امیدوارکننده و نگران‌کننده نگه می‌دارد: ایستگاه فعلا پول و نیروی تازه دارد، اما هزینه واقعی این کمک ناشناس هنوز پرداخت نشده است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا