دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«لحظه»؛ هجو برق‌آسای شهرت در عصر پاپ و پُست‌مدرن

نقد و بررسی فیلم «لحظه» (The Moment)

فیلم «لحظه» (The Moment) ساخته ایدن زامیری و با بازی خود چارلی اکس‌سی‌اکس، یکی از جسورانه‌ترین تجربه‌های سینمایی در مرز میان مستند، هجو و خودبازنمایی چهره مشهور است؛ تجربه‌ای که اگرچه گاهی لغزنده و بی‌ثبات می‌شود، اما دقیقاً به دلیل همین آشوب انرژی‌اش، تصویری زنده از چرخه فرساینده شهرت در دنیای امروز ارائه می‌دهد. زامیری، در همکاری با چارلی، به‌جای ساخت یک مستند کنسرت معمولی با تصاویر پشت‌صحنه و تمرین‌های فنی، سراغ قالب شبه‌مستند رفته تا در آینه‌ای گزنده، ترس‌ها، بحران‌ها و پوچی پشت چهره شاد و پرنور صنعت موسیقی پاپ را نشان دهد.

تابستان ۲۰۲۴ با انتشار آلبوم ششم چارلی اکس‌سی‌اکس با نام Brat، یکی از پربارترین فصل‌های تاریخ پاپ معاصر بود؛ رنگ سبز نئون، متن‌های کوچک حروفی و فضایی که همه به بخشی از «حال‌وهوای برَت» (Brat) تبدیل شده بودند. فیلم «لحظه» همین دوران را نقطهٔ رفت و برگشت خود قرار می‌دهد؛ اما در ضدیت کامل با شادی و سرمستی آن فصل، ساختاری غم‌آلود، آشفته و خودانتقادی می‌گیرد.

داستان از همان لحظهٔ نخست با تصاویری چشم‌نواز آغاز می‌شود: چارلی در میان نورهای استروب سبز و قرمز می‌رقصد، تا هشدار «نور چشمک‌زن» روی صفحه ظاهر شود. لحظه‌ای که باید جشن باشد، درواقع مقدمه‌ای است برای فروپاشی.

از آن‌جا به‌سرعت وارد لندن می‌شویم، سپس پشت صحنهٔ ویدیوی ووگ، تماس‌های تند از داخل لیموزین، جلسات پراسترس و در نهایت، مهمانی‌هایی که دیگر برای آرامش نیستند بلکه برای گریز از خستگی‌اند. زامیری با دقت نشان می‌دهد که مشهور بودن خود نوعی زندان است؛ زندانی با نورهای زیبا و موسیقی پرضرب، اما بدون فرصت نفس‌کشیدن.

در مرکز فیلم، کشمکشی میان چارلی و اطرافیانش در جریان است: شرکت تولید، مدیران و کارگردانی متکبر (با بازی الکساندر اسکارزگارد) که می‌خواهند هرچه ممکن است «تابستان برَت» را جاودانه نگه دارند. روبه‌رویش، چارلی ایستاده که می‌خواهد بفهمد این پدیده واقعاً برای خودش چه معنا دارد.

رزانا آرکت در نقش رئیس لیبل، نماد قدرت پول و قرارداد است؛ زنی که با لبخند می‌گوید چگونه می‌توان «لحظه» را فروخت. در مقابل، چارلی شخصیتی عصیانگر دارد که مدام نظرش عوض می‌شود، مدیران را سردرگم می‌کند و با هر بحران تازه به‌دنبال راهی عاطفی برای فرار می‌گردد. این تضاد، قلب فیلم را شکل می‌دهد: هنرمند در برابر سیستم.

زامیری و نویسندگان مشترک فیلم (از جمله برتی برندز) با استفاده از شوخ‌طبعی تلخ، دنیای تبلیغات و برندهای همراه پاپ را به سخره می‌گیرند؛ از کارت اعتباری با نام «Brat» که باعث حادثه‌ای خنده‌دار می‌شود گرفته تا تبلیغات بی‌پایان لوازم آرایش و نوشیدنی شراب، همه ابزارهایی‌اند برای نمایش کالایی‌شدن هنرمند.

نقطه قوت اصلی فیلم، جسارت چارلی است که در نقش نسخه‌ای اغراق‌آمیز و گاه ناخوشایند از خودش ظاهر می‌شود. او در «لحظه» نه صرفاً ستارهٔ دوست‌داشتنی و خلاق، بلکه شخصیتی تند، خودمحور و بی‌ثبات است؛ تصویری که به روشنی از دنیای سلبریتی‌های امروز الهام گرفته شده.

چارلی به‌خوبی درک می‌کند که این اغراق لازم است تا به هجو هنرمندانی اشاره کند که پس از موفقیت عظیم، در تلاش برای یافتن مسیر بعدی گم می‌شوند. بازی او ترکیبی از انرژی و آسیب است، گاه خنده‌دار و گاه تلخ، با لحظه‌هایی که مرز واقعیت و ساخته‌شدن رسانه‌ای شخصیت را کاملاً در هم می‌شکند.

فیلم آشکارا از آثار پیشگامی چون «I’m Still Here» ساختهٔ کیسی افلک و «This Is Spinal Tap» الهام گرفته است؛ دو فیلمی که با طنز و بی‌پرده‌گویی، سازوکار شهرت را زیر سؤال می‌برند. حضور شخصیت‌هایی مثل ریچل سنات که با دیالوگ تندش («داری کار خواکین فینیکس رو می‌کنی؟») مستقیم به آن میراث اشاره می‌کند، هوشمندانه این طنز بینامتنی را در دل روایت جا می‌دهد.

در عین حال، اشاره‌هایی به جنبه‌های اسطوره‌ای‌تر سینمای شهرت نیز در فیلم از چشم پنهان نمی‌ماند؛ تضاد «هنرمند در حال فرار» با دنیای بازاری، یادآور فیلم «Private Parts» درباره هاوارد استرن است، جایی که درون بدن ماشین رسانه گرفتار می‌شود.

زامیری که پیش‌تر با چارلی در موزیک‌ویدیوهای «۳۶۰» و «Guess» همکاری کرده بود، اینجا با فیلم‌بردار شان پرایس ویلیامز ترکیبی سینمایی خلق می‌کند که گاه به مرز هنرهای بصری تجربی می‌رسد: پرده‌های نئون، فریم‌های به‌شدت اشباع‌شده از رنگ، و نورهای متناوب سبز و آبی که حس خفگی و اضطراب را منتقل می‌کنند.

اما پس از آن مقدمه چشمگیر، فیلم وارد فاز شبه‌واقع‌گرایانه می‌شود؛ دوربین نقش ناظر دارد، هم «درون» رویداد است و هم «خارج» از آن. این تغییر لحن، در نیمه دوم باعث افت شتاب روایت می‌شود. با وجود استعاره‌های درخشان و تضادهای تصویری، داستان در بخش پایانی کمی سردرگم میان جدیت و طنز در نوسان است و ریتمی که آغاز فیلم به‌طرز انفجاری داشت، تا حدی فروکش می‌کند.

«لحظه» بارها نشان می‌دهد که شهرت نه فقط یک پاداش، بلکه نوعی ماشین گرفتارکننده است؛ چرخه‌ای که هنرمند را وادار می‌کند تا به جای خلق، خود را بازتولید کند. این تصویر از شهرت، به‌ویژه در عصر تبلیغات دیجیتال، یکی از داغ‌ترین مضامین سینمای معاصر است.

زامیری و چارلی با شوخی‌های مستمر و مونولوگ‌های طنزآمیز دربارهٔ فشار رسانه‌ای، از تماشاگر می‌خواهند لحظه‌ای پشت نقش‌ها را ببیند؛ جایی که همه‌چیز محصول است و هیچ احساس پایداری وجود ندارد.

در نهایت، «لحظه» بیش از آنکه مستندی دربارهٔ موسیقی باشد، خداحافظی چارلی اکس‌سی‌اکس با یک دوره از زندگی‌اش است؛ وداعی با فصل پرنور و خسته‌کننده Brat Summer که حالا جای خود را به تأمل، طنز و خودشناسی می‌دهد. فیلم در جشنوارهٔ ساندنس آخرین دورهٔ پارک‌سیتی به نمایش درآمد، و مانند خود چارلی، ترکیبی از جسارت، آشوب و آسیب‌پذیری است.

«لحظه» فیلمی است درباره فشار درخشش — درباره هنرمندی که در مرکز نور نئون، ناگهان متوجه می‌شود هیچ چیز واقعی نیست. زامیری و چارلی اکس‌سی‌اکس، با ترکیب طنز، موسیقی، ماکیومنتری و خودافشایی، اثری خلق کرده‌اند که میان نمایش و حقیقت سرگردان است و همین سرگردانی، جذاب‌ترین بخش آن است.

هرچند نیمه دوم فیلم افت ریتم دارد، اما جسارت چارلی در به چالش کشیدن تصورات خود و دیگران درباره شهرت، این اثر را به یکی از مهم‌ترین تجربه‌های هنری سال بدل می‌سازد؛ فیلمی که با نئون سبز و خنده‌های تلخش یادآوری می‌کند گاهی درخشش، همان لحظه‌ای است که خاموش می‌شود.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۵

۶٫۵

متوسط

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا