دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

مردی که نوار را یافت؛ کابوس تصویری در مرز حقیقت و هذیان

نقد و بررسی فیلم «مردی که نوار را یافت» (Man Finds Tape)

فیلم «مردی که نوار را یافت» (Man Finds Tape) ساختهٔ پیتر هال و پل گندرزمن، نمونه‌ای نادر در ژانر فاند فوتیج و ماکیومنتری ترسناک است که دچار همان تقلید‌های ساده‌انگارانه از «پروژهٔ جادوگر بلر» یا «فعالیت فراطبیعی» نمی‌شود. بسیاری از آثار این سبک، به لرزش دوربین و زاویهٔ دید محدود بسنده می‌کنند و از محدودهٔ تأثیرات ژانری فراتر نمی‌روند، اما هال و گندرزمن با ترکیب لحن و مضمون، فضایی می‌سازند که هم از بدن‌هراسی و نگاه دیوید کراننبرگ بهره می‌گیرد و هم از هراس کیهانی لوکرافت و حتی اشاراتی به جهان تاریک «Prince of Darkness» جان کارپنتر، الهام می‌گیرد.

فیلم با یک پرولوگ مفهومی آغاز می‌شود؛ مرور مشهورترین ویدئوهای موجود از بیگ‌فوت و هیولای لاک‌نس، تصاویری که زمانی تخیل مردم را شعله‌ور کردند اما بعدها جعلی بودنشان اثبات شد. این تمهید، بحث لن پیج (کِلسی پریبیلسکی) را پیش می‌کشد: اینکه چگونه تصاویر را تفسیر می‌کنیم، حتی وقتی معنای کاملشان را نمی‌دانیم.

این نگاه، پلی است به روایت اصلی: مستند درون فیلم لن دربارهٔ برادرش لوکاس، یوتیوبر معروف با نام کاربری «Man Finds Tape»؛ لقبی که به دلیل کشف یک نوار مرموز بر او گذاشته شده است.

آنچه لوکاس پیدا می‌کند، تنها یک قطعهٔ آرشیوی نیست، بلکه سندی بصری از تجربه‌ای تلخ در کودکی‌اش: تصویری دانه‌دار از او در خواب شبانه که با حضور یک شخصیت سایه‌وار بیدار می‌شود، چیزی می‌خورد و دوباره به خواب فرو می‌رود. بدترین بخش ماجرا این است که این واقعه ثبت شده، بی‌آنکه لوکاس تا سال‌ها از وجودش آگاه باشد. پرسش‌ها آغاز می‌شوند: آن فرد چه کسی بود؟ چه کار با لوکاس کرد؟ هدف از ضبط چه بود؟

به‌تدریج، این کشف، زندگی لوکاس را به سمت آشفتگی و وضعیت‌های کاتاتونیک می‌کشاند.

ماموریت لن برای کمک به برادرش زمانی جدی‌تر می‌شود که لوکاس تصویری از دوربین‌های مداربستهٔ یک خیابان محلی برای او می‌فرستد: مردی آرام وارد قاب می‌شود، همهٔ رهگذران ناگهان بی‌حرکت می‌شوند، و یک ون به آرامی او را زیر می‌گیرد. تصویر، تکان‌دهنده و به‌شدت سرد است؛ مرگ به شکلی بی‌رحمانه در برابر چشمان بی‌واکنش مردم. این همان لحظه‌ای است که مخاطب زیر لب می‌گوید: «این دیگر چیست؟» و همزمان می‌ترسد که جواب را بداند.

تحقیقات لوکاس و لن، مسیری عمیق‌تر را آشکار می‌کند: ارتباط این رویدادها با یک شخصیت مذهبی مرموز که به خانواده و جامعهٔ کوچکشان گره خورده است. بی‌آنکه جزئیات لو داده شود، روایت وارد قلمرو لوکرافت می‌شود؛ نیروهایی ناشناخته با نقشه‌ای بزرگ‌تر از آنچه به چشم می‌آید. ظهور یک مرد ناشناس با لباس سیاه، که ارتباط مستقیمی با این وقایع دارد، به پیچیدگی و بی‌ثباتی داستان می‌افزاید. آیا او می‌تواند جلوی چیزی شبیه به یک آخرالزمان را بگیرد؟

جذابیت «مردی که نوار را یافت» در این است که با وجود استفاده از قالب فاند فوتیج و ماکیومنتری، خود را محدود به قواعد رایج سبک نمی‌کند. روایت نه صرفاً یک داستان روح یا خانهٔ جن‌زده است، بلکه قصه‌ای دربارهٔ شرارت سازمان‌یافته و هراس عمیق انسانی است که از طریق تصاویر خانگی، کلیپ‌های یوتیوب و فیلم‌های نظارتی روایت می‌شود.

فیلم با مدت زمان کمتر از ۹۰ دقیقه، ریتم تندی دارد و برخلاف بسیاری از آثار مشابه، در پردهٔ سوم از نفس نمی‌افتد.

حضور جاستین بنسون و آرون مورهد به‌عنوان تهیه‌کننده، بی‌تأثیر در کیفیت نهایی نیست؛ فیلمی که بی‌قراری غیرقابل پیش‌بینی «The Endless» و انرژی پیچیدهٔ «Something in the Dirt» را تداعی می‌کند. خود کارگردان‌ها نیز به تأثیرگیری از مستند روایی «Stories We Tell» اثر سارا پلی اشاره کرده‌اند؛ ترکیب الهام‌بخش از روایت شخصی، مستند واقعی و وحشت تخیلی.

«مردی که نوار را یافت» نشان می‌دهد که ژانر فاند فوتیج می‌تواند فراتر از تقلیدهای تکراری باشد؛ می‌تواند با جسارت به سراغ ترکیب زیرژانرها برود، از بدن‌هراسی تا هراس کیهانی، بی‌آنکه ضرباهنگ یا کشش خود را از دست بدهد. فیلم، با تصاویر غبارآلودی که کم‌کم حقیقت پنهانشان روشن می‌شود، مخاطب را در مرز شکنندهٔ میان واقعیّت و کابوس نگاه می‌دارد.

این اثر، بیش از یک داستان صرفاً ترسناک، یک تجربهٔ چندلایه از حافظه، هویت و شرارت پنهان در زیر پوست جامعه است؛ تجربه‌ای که ثابت می‌کند هنوز می‌توان با قالب فاند فوتیج، داستانی تازه و تکان‌دهنده گفت.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۴

۷٫۴

خوب

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا