نادیا هالگرن از پشتصحنه ساخت مستند «Victoria Beckham» و همکاری با ویکتوریا میگوید

تقریباً دو سال بعد از انتشار مستند پربیننده و برنده امی «Beckham» در نتفلیکس، حالا وقت آن رسیده که دیگر عضو مشهور خانواده غیررسمی سلطنتی بریتانیا داستان خودش را روایت کند.
مستند سهقسمتی «Victoria Beckham» که از ۹ اکتبر در نتفلیکس منتشر میشود، این بار دوربین را کاملاً به سمت خواننده سابق گروه اسپایس گرلز و طراح مد موفق – که در مستند «Beckham» یکی از لحظات وایرال را با جمله معروف «پدرم یک رولزرویس داشت» رقم زد – میگرداند. برخلاف مستند دیوید بکهام که مرور ۳۰ سال فوتبال، خانواده و شهرت بود، مستند ویکتوریا درباره اکنون است: آماده شدن او برای بزرگترین نمایش مد حرفهاش در پاریس و هرجومرجهای دقیقه نودی که ممکن است همهچیز را خراب کند. در کنار لحظات امروز، فیلم به گذشته هم سر میزند و با صراحتی بیسابقه ویکتوریا را در حال صحبت درباره مشکلات سلامتی، فشار رسانهها به عنوان یک مادر جوان و تلاشهایش برای بازتعریف خود در دنیای مد نشان میدهد.
این مستند هم مثل «Beckham» توسط استودیوی Studio 99 متعلق به دیوید بکهام ساخته شده، اما این بار کارگردانی آن بر عهده نادیا هالگرن است؛ فیلمساز آمریکایی که برای مستند نامزد امی «Becoming» درباره میشل اوباما شناخته میشود.
در گفتوگویی، نادیا هالگرن از تجربه کار با ویکتوریا، تفاوتهای این مستند با «Beckham»، سختیها و لحظات طنز، و تصمیمهای مهمش درباره آنچه در فیلم آورده و آنچه کنار گذاشته شده، میگوید.
با توجه به اینکه مستند درباره ویکتوریا بکهام است، مطمئناً سروصدای زیادی به پا خواهد کرد. آمادهاش هستید؟
نادیا هالگرن: بله، این بخشش را دوست دارم! وقت گذراندن با او و دیوید تجربه فوقالعادهای بود، و حالا وقت آن است که مردم هم این داستان را ببینند و گفتگو شکل بگیرد.
وقت زیادی را در دنیای بکهامها گذراندید، آن تجربه چطور بود؟
نادیا: واقعاً آدمهای گرم و مهربانی هستند. من قبل از دیدن مستند دیوید، عملاً چیزی دربارهشان نمیدانستم. اما در آن فیلم، ویکتوریا از نظر سرگرمکنندگی و عمق داستان واقعاً برجسته بود. وقتی بعداً تماس گرفتند که آیا حاضر به همکاری با او هستم، کنجکاویام برانگیخته شد.
آیا ویکتوریا باید شما را به عنوان کارگردان تأیید میکرد؟
نادیا: بله، او خواست حضوری ملاقات کنیم. او به نیویورک آمد و یک ساعت با هم حرف زدیم. همانجا فهمیدیم که همکاریمان میتواند نتیجه بدهد.
ظاهراً باید خیلی برای ساخت این مستند قانع میشد.
نادیا: بله. ویکتوریا خیلی خصوصی است و اهل بیان آزاد احساساتش نیست. حتی در «Beckham» هم این چالش برایش وجود داشت. او گفت که فقط اگر شرایط و فرد مناسب باشد، حاضر است فیلم ساخته شود.
در مراحل اولیه، درباره امیدها و خواستههایش از این پروژه چه گفت؟
نادیا: بیشتر صحبتهایمان درباره خودشناسی بود. او حالا ۵۰ ساله و در اوج کاریاش است. من علاقهمند بودم که این لحظه را ثبت کنم، لحظهای که او به گذشته نگاه میکند و میبیند چگونه به امروز رسیده، و از این مسیر، خودش را بهتر بشناسد.
کار با شخصی که کنترل شدیدی بر تصویر عمومیاش دارد، چگونه بود؟
نادیا: این بار او آماده رها کردن کنترل بود. البته سخت بود. کل روند کار خارج کردنش از منطقه امن بود، ویکتوریا هم با وجود ناراحتی این کار را کرد. نتیجه این شد که او درباره چیزهایی که قبلاً هرگز نگفته بود، صادقانه صحبت کرد.
ویکتوریا میگوید وقتی دوربین میبیند، سپر دفاعیاش بالا میرود. شکستن این سپر سخت بود؟
نادیا: بله، ولی شدنی بود. تجربه کارم با میشل اوباما در «Becoming» کمکم کرد، چون آن موقع هم با فردی کار میکردم که در لحظهای حساس جلوی دوربین میرفت.
آیا فشار یا مقایسه با مستند دیوید وجود داشت؟
نادیا: بله، ولی این دو کار کاملاً متفاوتاند. فیلم ما وریته است و در لحظه با ویکتوریا پیش میرود.
او در فیلم بارها شوخطبعیاش را نشان میدهد.
نادیا: ویکتوریا یکی از بامزهترین آدمهایی است که دیدهام. اولین دیدارمان پر از شوخی و صمیمیت بود، مثل گفتوگو با یک دوست قدیمی.
برخورد با مطالب و آرشیو رسانهای آن زمان که گاهی بیرحمانه بود، شما را شوکه کرد؟
نادیا: بله. وقتی دیدم در ۲۵ سالگی و با وجود داشتن نوزاد، چه حرفهای زنندهای دربارهاش زده شده، واقعاً ناراحت شدم. این تجربهها بخش مهمی از شکلگیری شخصیت امروز اوست.
چرا موضوعهایی مثل شایعات خیانت دیوید یا «اختلاف خانوادگی» ویکتوریا و بروکلین را وارد نکردید؟
نادیا: میخواستم تمرکز بر لحظه اکنون باشد، نه موضوعاتی که در مستند دیوید گفته شده یا بیربط به داستان امروز اوست. ما هیچ چیز را صحنهسازی نکردیم، فقط آنچه طبیعی اتفاق افتاد را ثبت کردیم.
محدودیتی برای سوژهها وجود داشت؟
نادیا: نه. درباره بسیاری از سختترین بخشهای زندگیاش حرف زدیم. او تقریباً حاضر بود هرجا لازم بدانم برود، حتی اگر راحت نبود.
ویکتوریا کنترل نهایی تدوین را داشت؟
نادیا: خیر، ولی درباره ایده کلی با هم صحبت کرده بودیم و رابطه کاریمان بر اساس اعتماد پیش رفت.
فیلم با موفقیت نمایش مد پاریس تمام میشود. آیا پایان از قبل برنامهریزی شده بود؟
نادیا: خیر، ما نمیدانستیم نتیجه چه میشود. این یک ریسک بزرگ بود و خوشبختانه پایان موفقی داشتیم که حس و هیجان را منتقل کرد.
شباهتی بین ویکتوریا و میشل اوباما دیدید؟
نادیا: با وجود تفاوتها، هر دو زنان موفقیاند که در کنار مردان بسیار محبوب، مسیر خاص خود را ساخته و در حال شناخت دوباره جایگاهشان در جهان هستند.
امیدوارید مخاطبان چه برداشتی از این مستند داشته باشند؟
نادیا: امیدوارم ویکتوریا را بهتر بشناسند؛ زنی هوشمند، مهربان، مقاوم و مبارز.
آیا یادگاریای از برند ویکتوریا گرفتید؟
نادیا: بله، او برای تولدم یک کتوشلوار زیبا هدیه داد؛ چون میدانست دو هفته بعد به مراسم اسکار میروم. این نشان میدهد عشق ویکتوریا به مردم، حتی در قالب پوشاندن و آراستنشان، چقدر مهم است.





