دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانفستیوال کننقد و بررسی

نقد فیلم «ادینگتون» (Eddington): نئو-وسترنی متفاوت و طنزآمیز از آری آستر – جشنواره کن

چطور می‌توان فیلمی طنزآمیز درباره وضعیت امروز آمریکا ساخت، وقتی خبرهای روزانه‌اش اصلاً شوخی‌بردار نیست؟

آری آستر یکی از معدود کارگردان‌هایی است که جرات چنین کاری دارد و فیلم جدیدش «ادینگتون» به تاریخچه‌ای می‌پردازد که تا امروز در سینما به درستی روایت نشده؛ هرچند تنها پنج سال از آن گذشته است. داستان فیلم در دوران پاندمی روایت می‌شود، اما در قالبی نئو-نوآر وسترن که سرشار از طنز تلخ و نقدهای سیاسی است؛ طنزی که کمتر از دوران درخشش نویسنده و فیلمنامه‌نویس تری ساوترن دیده‌ایم.

زمان روایت فیلم – اواخر ماه مه ۲۰۲۰ – اهمیت ویژه‌ای دارد: کووید-۱۹ تازه به همه‌گیری جهانی تبدیل شده و مردم ادینگتون، شهری کوچک در شهرستان سویلا، در حال عادت کردن به ماسک زدن و فاصله‌گذاری اجتماعی هستند. بیشتر افراد مقررات را رعایت می‌کنند اما برخی شک دارند، از جمله کلانتر جو کراس (با بازی واکین فینیکس) که در ابتدا توسط پلیس منطقه‌ای مجاور بازداشت می‌شود. جو کلانتر خاص و متفاوتی است؛ او قانون را به نفع مردم و به شکل دلخواه خود تفسیر می‌کند، تخلفات کوچک را نادیده می‌گیرد و باور دارد ویروس هرگز به شهر کوچکشان نمی‌رسد.

دیدگاه او با شهردار شهر، تد گارسیا (پدرو پاسکال) که صاحب بار محلی و مردی با گذشته‌ای پیچیده است، در تضاد است. تد زمانی با همسر جو، لوئیز، که این روزها در حال بهبود از یک بحران عصبی است، رابطه داشته. روند بهبود لوئیز کند است و حضور مادرش، داون (دیدرا اوکانل)، نظریه‌پرداز توطئه‌ای که از خانه بیرون نمی‌رود، شرایط را دشوارتر می‌کند. داون با تئوری‌های عجیب و غریب درباره پاندمی و اخبار جعلی، از داستان اشتباه گرفتن کشتی به جای تایتانیک تا بازداشت هیلاری کلینتون، فضای شهر را آلوده کرده است.

زیرمتن فیلم نشان می‌دهد که «شیطان همیشه برای دست‌های بیکار کاری پیدا می‌کند». در شرایط عادی، افرادی مثل داون به عنوان «دیوانه» رد می‌شدند، اما در کسالت و انزوا و بی‌کاری دوران پاندمی، حرف‌های عجیبش به سرعت در شهر گسترش می‌یابد. حتی جو را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد، وقتی در صبحانه از او و لوئیز می‌پرسد: «خشم‌ات کجاست؟»

خشم جو در ابتدا پنهان است، اما باعث می‌شود تصمیم بگیرد در انتخابات شهرداری شرکت کند و این خبر را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کند. این موضوع باعث نگرانی تد می‌شود و این دو در رویارویی‌ای به سبک وسترن‌های کلاسیک با موسیقی دنیل پمبرتون روبرو می‌شوند. جو کمپین انتخاباتی خود را با نوشتن شعارهای ضدقرنطینه روی ماشین پلیس آغاز می‌کند.

در همین حال، جهان بیرون پر از خشم و نارضایتی‌های ناشی از قرنطینه است و آری آستر با جسارت از قتل جورج فلوید به عنوان محرکی برای آشوب در این شهر کوچک استفاده می‌کند. دانشجویان محلی شاخه‌ای از جنبش «جان سیاه‌پوستان مهم است» تشکیل می‌دهند و تجمع اعتراضی برگزار می‌کنند که جو تلاش می‌کند آرامش را حفظ کند. اما به تدریج درمی‌یابد ابزارهای سیاسی سنتی در این شرایط کافی نیستند و اخبار جعلی مثل ویروسی خطرناک گسترش می‌یابد.

اگرچه «ادینگتون» از لحاظ شدت تهاجم کمتر از فیلم قبلی آری آستر است، اما ترکیب جسورانه ژانرها باعث می‌شود مخاطبان به دو دسته تقسیم شوند. بدون اینکه چند پیچش مهم داستان را لو دهیم، فیلم از وسترنی ملایم به نئو-نوآری خونین تبدیل می‌شود که یادآور آثار جان دال در اوایل دهه ۹۰ است. اما مهم‌تر از همه، نقد تیز و بی‌رحمانه‌ای است بر سیاست‌های آمریکا؛ از بیت‌کوین و تئوری توطئه پیتزاگیت تا شبکه‌های اجتماعی مانند تیک‌تاک و انکار واکسن. «ادینگتون» به شدت به ترامپ و طرفداران متعصبش (MAGA) می‌تازد که چگونه نسل‌ها را رادیکالیزه کرده‌اند.

در نمایش اول فیلم در جشنواره کن، مخاطبان بین‌المللی کمی با ترکیب واقعیت و داستان کنار آمدند و اهمیت ارجاعات به شخصیت‌ها و موضوعاتی مثل دکتر فاوتی، جرج سوروس، تاکر کارلسون، کایل ریتن‌هاوس و حتی مارجوری تیلور گرین را درک نکردند. اما «ادینگتون» را می‌توان فیلمی بزرگ و جدی دانست؛ اثری که کووید را بمب بیگ بنگ در نظر می‌گیرد که ما را به این نقطه فعلی رسانده است. فیلم به ظهور گروهایی می‌پردازد که عملا به آمریکا ضربه زده‌اند و زخمی عمیق و هنوز التیام‌نیافته بر جای گذاشته‌اند. «ادینگتون» بدون هیچ ترس و ملاحظه‌ای این زخم را باز می‌کند؛ زخمی که همه حاضر نیستند به آن نگاه کنند یا حتی درباره‌اش فکر کنند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا