نقد و بررسی فیلم «خزندهها» (Crawlers)؛ هجوم از پشت دیوارها
کابوس هشتپا در آپارتمان پارادیزو پالمز

فیلم «خزندهها» (Crawlers) از آن دسته آثار ترسناکی است که برای ترساندن مخاطب به ایدهای پیچیده نیاز ندارد. کافی است یک آپارتمان فرسوده، چند همسایه ناسازگار، یک قرنطینه اجباری و انبوهی عنکبوت گرسنه را کنار هم بگذاریم تا کابوس آغاز شود. فیلم تازه آنخل گومز هرناندس دقیقاً از همین فرمول استفاده میکند؛ فرمولی آشنا که پیشتر در آثاری مانند «آراکنوفوبیا» (Arachnophobia)، «هشتپایان عجیبوغریب» (Eight-Legged Freaks) و البته فیلم فرانسوی «هجوم» (Infested) هم به شکلهای متفاوت دیدهایم. تفاوت اصلی اینجاست که «خزندهها» بیشتر از آنکه بخواهد یک وحشت واقعگرایانه و سنگین بسازد، به دنبال سرگرمی، شوخیهای سیاه و موقعیتهایی است که مخاطب را همزمان به خنده و چندش وادارند.
داستان در ساختمان آپارتمانی پارادیزو پالمز در کالیفرنیا اتفاق میافتد؛ ساختمانی که ساکنانش معمولاً علاقهای به شناختن یکدیگر ندارند و هرکدام درگیر مشکلات خودشان هستند. سرنا، مدیر ساکن ساختمان، زنی خسته و تحت فشار است که باید خرابیها، اعتراض همسایهها و رفتار تحقیرآمیز صاحبخانه، آقای راسمور، را تحمل کند. او در نگاه بسیاری از ساکنان فقط یک خدمتکار یا سرایدار است و کسی جدیاش نمیگیرد. اما وقتی یک استاد دانشگاه پس از بازگشت از سفری خارجی با زخمی عجیب روی شانهاش جان میدهد و از دل آن زخم سیلی از عنکبوتهای کوچک بیرون میریزد، همهچیز تغییر میکند.

ساختمان قرنطینه میشود و ساکنان درون آن گیر میافتند. عنکبوتها از کانالهای هوا عبور میکنند، در گوشههای تاریک پنهان میشوند، رشد میکنند و به اندازه موش میرسند. آنها فقط موجوداتی اتفاقی و بیهدف نیستند؛ عنکبوتی بزرگتر ظاهراً رفتار گروه را هدایت میکند و همین ویژگی، به تهدید شکل آشناتری میدهد. فیلم البته چندان درگیر توضیح علمی منشأ این موجودات یا محدودیت تواناییهایشان نمیشود. عنکبوتها هرجا که فیلمنامه به آنها نیاز داشته باشد ظاهر میشوند و هر کاری را که برای پیش بردن صحنه لازم است انجام میدهند. این بیقاعدگی از منطق ترس کم میکند، چون هیولا زمانی ترسناکتر میشود که بدانیم چه میتواند و چه نمیتواند انجام دهد.
بااینحال، فیلم در استفاده از فضای بسته موفق است. راهروهای باریک، آسانسور، آپارتمانهای کوچک، دریچههای هوا و انباریهای تاریک، محیطهایی هستند که اجازه نمیدهند شخصیتها بهسادگی فرار کنند. عنکبوت ممکن است داخل بسته چیپس، کفش، تختخواب یا حتی گهواره یک نوزاد پنهان شده باشد. همین نزدیکی دائمی، ترس را به چیزی روزمره تبدیل میکند. «خزندهها» میداند که همیشه لازم نیست عنکبوت را کامل نشان دهد؛ گاهی سایهای روی دیوار، حرکتی درون یک کیسه یا چیزی که پشت چشم قربانی میجنبد، بیشتر از نمایش مستقیم هیولا اثر میگذارد.
یکی از بهترین ویژگیهای فیلم، طراحی موقعیتهای تعلیقآمیز است. صحنهای که عنکبوتی هنگام خواب به سمت دهان یک قربانی میرود، هم چندشآور است و هم به شکل غریبی خندهدار. در صحنهای دیگر، موجودی درون بسته خوراکی پنهان شده و قربانی بدون اطلاع دستش را به سمت آن میبرد. حتی تکرار جملههای آرامشبخش و کلیشهای مانند «من در امان هستم» و «از من محافظت میشود» درست پیش از حمله، به یک شوخی تلخ تبدیل میشود. فیلم در چنین لحظاتی به خوبی از تضاد میان آرامش ظاهری و وحشت ناگهانی استفاده میکند.

مشکل اصلی «Crawlers» در بخش شخصیتپردازی است. بیشتر ساکنان ساختمان تیپهایی آشنا هستند که برای واکنش نشان دادن به مرگ طراحی شدهاند، نه برای آنکه واقعاً اهمیتی پیدا کنند. بردلی، چهره خودشیفته شبکههای اجتماعی، آنقدر نفرتانگیز نوشته شده که مرگش بیشتر شبیه اجرای یک مجازات است تا لحظهای تراژیک. لیدی لش، سلطهگر گوتیک ساختمان، با بازی ملینا ماتیوس جذابتر از بقیه است و شوخیهایش با سرنا اندکی به فضای انسانی فیلم جان میدهد. با این حال، حتی او نیز فرصت کافی برای تبدیل شدن به شخصیتی کامل پیدا نمیکند.
ماتیلدا لوتس در نقش سرنا از دیگران بهتر عمل میکند. او خستگی و تحقیرشدگی زنی را به نمایش میگذارد که مدتهاست از طرف اطرافیانش جدی گرفته نمیشود. با ورود عنکبوتها، سرنا برای نخستین بار هدفی روشن پیدا میکند و بحران بهجای آنکه فقط زندگیاش را نابود کند، به او فرصتی برای اثبات خودش میدهد. بازی لوتس به اندازهای محکم است که بتواند این شخصیت نسبتاً ساده را قابلدنبالکردن کند، اما فیلمنامه گاهی با تصمیمهای غیرمنطقی او و دیگران، مسیر همدلی مخاطب را دشوار میکند. بسیاری از مرگها نتیجه بیاحتیاطی و نادانی شخصیتهاست، نه قدرت خارقالعاده عنکبوتها.
فیلم از نظر خشونت نیز کم نمیگذارد. نیش عنکبوتها باعث میشود بدن قربانیان از هم بپاشد تا خوردنشان آسانتر شود و بعضی مرگها با جزئیات ناخوشایندی نمایش داده میشوند. با این حال، تکرار الگوی نیش خوردن، درد کشیدن و ناپدید شدن قربانی، بهمرور اثر اولیهاش را از دست میدهد. عجیب اینجاست که یکی از بهترین قتلهای فیلم اصلاً به عنکبوتها مربوط نمیشود؛ گویی سازندگان برای ایجاد تنوع مجبور شدهاند از موجودات اصلی فاصله بگیرند.
شباهت «خزندهها» به «هجوم» نیز قابل چشمپوشی نیست. هر دو فیلم درباره هجوم عنکبوتها به یک ساختمان و گرفتار شدن ساکنان در فضای قرنطینهشده هستند. «هجوم» مسیر جدیتر، تلختر و ترسناکتری را انتخاب کرده بود، اما Crawlers با شوخی و لحن سبکتر جلو میرود. این تفاوت باعث میشود فیلم تازه همیشه ترسناک نباشد، اما در عوض تماشای آن برای یک شب سرگرمکننده آسانتر شود. اثر هرگز به اندازه نمونه فرانسوی خفهکننده و بیرحم نمیشود، ولی در خلق چند لحظه چندشآور و پرتنش موفق است.
«خزندهها» فیلمی است که بیشتر روی همان چیزی تمرکز میکند که عنوانش وعده داده: موجوداتی که میخزند، پنهان میشوند و ناگهان از جایی نامنتظر سر برمیآورند. داستان انسانی اثر ساده و گاهی کلیشهای است و شخصیتها بهجز سرنا و لیدی لش، چندان ماندگار نمیشوند. اما کارگردانی آنخل گومز هرناندس در استفاده از سایه، قابهای بسته و حملههای ناگهانی، به فیلم انرژی قابلقبولی میدهد. این اثر قرار نیست جای «هجوم» را بگیرد یا به کلاسیک تازهای در سینمای عنکبوتی تبدیل شود؛ بااینحال برای تماشاگرانی که از عنکبوتها میترسند و از دیدن قربانی شدن ساکنان یک ساختمان فرسوده لذت میبرند، انتخابی مناسب و نسبتاً خوشریتم است. کافی است مغز را برای مدتی خاموش کنید و امیدوار باشید چیزی از داخل فنجان قهوه یا پشت چشمتان بیرون نیاید.





