دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

نقد و بررسی فیلم «قوانین خانه سایدر» (The Cider House Rules)

قوانین خانه سایدر؛ روایتی زیبا اما سرگردان میان عشق، اخلاق و سرنوشت

فیلم «قوانین خانه سایدر» به کارگردانی لاسه هالستروم و با فیلمنامه‌ای از جان ایروینگ – اقتباس‌شده از رمان خودش – در ظاهر داستانی کلاسیک از بلوغ، جستجوی معنا و یافتن جایگاه فردی در جهان است، اما در عمق، مجموعه‌ای از روایت‌ها و ایده‌های اخلاقی و اجتماعی را کنار هم می‌گذارد بی‌آن‌که همه را به جمع‌بندی روشن برساند.

در مرکز داستان، یتیمی به نام هومر ولز (توبی مگوایر) قرار دارد؛ کودکی که در همان پرورشگاه محل تولدش – «خانه یتیمان سنت کلود» در ایالت مین – توسط پزشک و مدیر مجموعه، دکتر لارج (مایکل کین)، بزرگ شده است. این پزشک، هومر را نه‌تنها به فرزندخواندگی می‌پذیرد بلکه او را شاگرد خاص خود می‌داند و از همان ابتدا به او آموزش کامل پزشکی می‌دهد تا روزی جایگزین او شود.

یکی از محورهای اصلی فیلم، نگاه به مسئله سقط جنین در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ آمریکاست. دکتر لارج بدون پرسش، سقط جنین انجام می‌دهد تا زنان جوان قربانی روش‌های خطرناک غیرقانونی نشوند. در مقابل، هومر با این رویکرد موافق نیست و عقیده دارد که تنها در موارد تجاوز یا زنا با محارم این کار توجیه‌پذیر است. این تضاد دیدگاه، می‌توانست محور اصلی یک درام اخلاقی پرکشش باشد؛ اما فیلم آن را به عنوان یکی از موضوعات در میان مجموعه‌ای از خطوط روایی مطرح می‌کند و هرگز به نتیجه یا موضع‌گیری صریح نمی‌رسد.

این درهم‌آمیختگی سبب شده نقدها بر فیلم متناقض باشند: برخی آن را اثری در دفاع از حق انتخاب زنان بدانند، بعضی رویکردش را مردسالارانه بخوانند، و برخی اصلاً این بحث را در نقد خود نادیده بگیرند. نتیجه برای مخاطب عادی، نوعی سردرگمی است که نمی‌داند فیلم قرار است در نهایت چه پیام روشنی داشته باشد.

روایت زمانی جان تازه می‌گیرد که کندی (شارلیز ترون) و نامزدش والی (پل رود) برای انجام سقط جنین به پرورشگاه می‌آیند و با هومر آشنا می‌شوند. هومر تصمیم می‌گیرد با آن‌ها به مزرعه خانوادگی والی برود و در فصل برداشت سیب به عنوان کارگر کنار آقای رز (دلروی لیندو) و دخترش رز رز (اریکا بادو) کار کند.

این تجربه کار یدی و زندگی غیرمرفه، برای هومر آزادی و طراوتی تازه می‌آورد؛ او عشق را با کندی تجربه می‌کند، به دور از سایه دکتر لارج، و گمان می‌برد شاید بتواند مسیر متفاوتی برای زندگی‌اش بسازد. اما حضور دختر جوانی که قربانی زنا با محارم شده، دوباره او را در برابر همان پرسش اخلاقی دشوار قرار می‌دهد که سال‌ها در پرورشگاه از آن گریخته بود.

مایکل کین در نقش دکتر لارج، ترکیبی از پدری مهربان و طبیبی جنجالی را با یکی از بهترین بازی‌های دوران کاری‌اش خلق می‌کند؛ مردی پیشرو، اما با ضعف‌های اخلاقی – از جمله اعتیاد به اتر و روابط نامتعارف با پرستاران. شارلیز ترون، کندی را با صداقتی شیرین و حضور ملموس اجرا می‌کند. در مقابل، بازی توبی مگوایر به عنوان هومر، بیش از حد یکنواخت و بی‌فراز و فرود است و گاه حس می‌شود از مدل بازی شخصیت «بنجامین» در «فارغ‌التحصیل» الهام گرفته است. شخصیت آقای رز نیز با وجود ارتکاب به عملی نفرت‌انگیز (زنا با نزدیکان)، در فیلم چنان مبهم و چندپهلو پرداخت می‌شود که نه کاملاً هیولایی است و نه قابل درک.

جان ایروینگ این فیلمنامه را طی ۱۳ سال و با عبور از دست چهار کارگردان نوشته و همراهی کرده است. شاید همین وفاداری نویسنده به تمام جزئیات رمان، باعث شده بخش‌های مختلف داستان کنار هم بمانند بدون آن‌که به نتیجه نهایی منسجم یا ضربه دراماتیک واحدی برسد. فیلم شبیه یک سرگذشت ویکتوریایی سریالی‌ست؛ مثل همان «دیوید کاپرفیلد» که در پرورشگاه برای بچه‌ها خوانده می‌شود. صحنه‌ها و خط‌های روایی به خودی خود می‌توانند جذاب باشند، اما کنار هم به نقطه اوج یا پیام مشخصی نمی‌انجامند.

«قوانین خانه سایدر» در لحظاتش می‌تواند دلنشین و تأثیرگذار باشد: روابط صمیمی در پرورشگاه، شب‌بخیر گفتن‌های دکتر لارج با خطاب «ای شاهزادگان مین – ای پادشاهان نیوانگلند»، کار میان درختان سیب، یا لحظات عاشقانه ساده میان هومر و کندی. اما این زیبایی‌ها به جای آن‌که بخشی از یک کلیت پرقدرت باشند، مانند قطعات پراکنده یک آلبوم عکس عمل می‌کنند؛ هرکدام ارزش دیدن دارند، اما با کنار هم گذاشتن‌شان به تصویری کامل نمی‌رسیم.

«قوانین خانه سایدر» اثر خوش‌ساختی است که بیشتر به خاطره‌پردازی سینمایی شبیه است تا یک درام متمرکز. فیلم میان موضوعات مهمی چون سقط جنین، بلوغ، سرنوشت، و ساختار خانواده، بی‌هدف حرکت می‌کند و در نهایت مخاطب را با لحظاتی زیبا اما بدون پیام یا نتیجه مشخص ترک می‌کند.

مایکل کین و شارلیز ترون با بازی‌های پرحس خود جان اثر را حفظ می‌کنند، اما عدم تمرکز فیلمنامه و لحن یکنواخت شخصیت اصلی باعث می‌شود فیلم به جای یک روایت قدرتمند، بیشتر شبیه به خواندن بخش‌هایی از یک رمان بلند باشد؛ رمانی که هنوز همه فصل‌هایش به نقطه پایان نرسیده‌اند.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۹

۶٫۹

قابل تامل

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا