دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نگاهی اجمالی

هم‌بازی شدن میشل تراختنبرگ و هیدن پنتیر در فیلم محبوب «Ice Princess»

میشل تراختنبرگ در ۲۶ فوریه ۲۰۲۵ و در ۳۹ سالگی درگذشت. علت مرگ او عوارض ناشی از دیابت اعلام شد؛ بیماری‌ای که پس از پیوند کبد به آن مبتلا شده بود. هیدن پنتیر نیز در ۱۶ اوت ۲۰۲۶ و در ۳۶ سالگی از دنیا رفت و هنوز علت مرگ او به‌طور قطعی مشخص نشده است.

تراختنبرگ و پنتیر هر دو فعالیت در سینما و تلویزیون را از سنین بسیار پایین آغاز کردند. یکی از نخستین نقش‌های مهم تراختنبرگ، حضور در قسمتی از «Law & Order» در سال ۱۹۹۱ بود؛ زمانی که حدود ۶ سال داشت. پنتیر هم در سال ۱۹۹۴ و در حدود ۵ سالگی در قسمت‌هایی از «One Life to Live» ظاهر شد.

هر دو بازیگر تقریبا در دوره‌ای مشابه به پروژه‌های سینمایی مطرح راه یافتند. تراختنبرگ نقش اصلی فیلم کودکانه و کارآگاهی «Harriet the Spy» محصول ۱۹۹۶ را بازی کرد و پنتیر نیز صداپیشه دات، شاهزاده مورچه‌ها، در انیمیشن موفق «A Bug’s Life» محصول ۱۹۹۸ از استودیوی پیکسار (Pixar) بود. تراختنبرگ به‌دلیل اختلاف سنی چندساله، کمی زودتر در کانون توجه قرار گرفت، اما هر دو از چهره‌های هم‌نسلی بودند که در سن پایین به شهرت قابل‌توجهی رسیدند.

آن‌ها همچنین با حضور در سریال‌های ژانری محبوب، مرحله تازه‌ای از شهرت را تجربه کردند. تراختنبرگ از سال ۲۰۰۰ در نقش داون، خواهر بافی، به جمع بازیگران «Buffy the Vampire Slayer» پیوست. پنتیر نیز از سال ۲۰۰۶ با ایفای نقش کلر بنت در سریال ابرقهرمانی موفق «Heroes» بیش از پیش مورد توجه مخاطبان جریان اصلی قرار گرفت.

بااین‌حال، نقطه تلاقی کارنامه این دو بازیگر به سال ۲۰۰۵ و فیلم ورزشی و خانوادگی «Ice Princess» به کارگردانی تیم فایول بازمی‌گردد. تراختنبرگ در این فیلم محصول کمپانی والت دیزنی (Walt Disney) نقش کیسی را بازی می‌کند؛ دانش‌آمندی نابغه در علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات که استعداد شگفت‌انگیزی در اسکیت روی یخ پیدا می‌کند. پنتیر نیز در نقش جنیفر، معروف به جن، ظاهر می‌شود؛ اسکیت‌بازی که تینا، مادر و مربی‌اش با بازی کیم کاترال، او را به سمت رقابت با کیسی سوق می‌دهد.

«Ice Princess» در زمان اکران موفقیت تجاری بزرگی نبود، اما طی سال‌های بعد مخاطبان بیشتری پیدا کرد و به فیلمی محبوب برای دوستداران آثار شیرین، آرام و خانوادگی تبدیل شد.

داستان «Ice Princess» می‌تواند برای نوجوانان علاقه‌مند به علم و همه کسانی که در قلبشان رویای تبدیل شدن به یک شاهزاده یخی را دارند، جذاب باشد. کیسی دانش‌آمندی شیفته علوم است که برای ورود به دانشگاه هاروارد تلاش می‌کند. او هنگام کار روی پروژه‌ای ویژه در زمینه فیزیک متوجه می‌شود می‌توان برخی اصول علمی را از اسکیت نمایشی استخراج کرد؛ ورزشی که از دوران کودکی به آن علاقه داشته است. کیسی دوباره اسکیت را آغاز می‌کند و درمی‌یابد دانش علمی‌اش به او کمک می‌کند اسکیت‌باز بهتری باشد.

او سپس الگوریتمی کامپیوتری طراحی می‌کند که می‌تواند حرکات اسکیت را بهبود دهد و با استفاده از آن به چند ورزشکار رده جوانان کمک می‌کند. یکی از آن‌ها جن با بازی پنتیر است. جن برادر بزرگ‌تر و جذابی به نام تدی با بازی ترور بلوماس دارد و کیسی نیز به‌تدریج رابطه‌ای عاشقانه با او آغاز می‌کند.

کیسی و جن در دنیای اسکیت به رقیب یکدیگر تبدیل می‌شوند، اما ریشه اصلی این تنش به تینا، مادر جن، بازمی‌گردد. تینا اسکیت‌بازی سابق است که برای موفقیت فشار زیادی بر دخترش وارد می‌کند. در سوی دیگر، جوآن، مادر کیسی با بازی جوآن کیوسک، معتقد است دخترش باید اسکیت را کنار بگذارد و روی علایق علمی خود تمرکز کند. بخش عمده کشمکش‌های داستان نیز از برخورد دیدگاه‌های این دو مادر با خواسته‌های دخترانشان شکل می‌گیرد.

«Ice Princess» مانند بسیاری از فیلم‌های ورزشی با مسابقه‌ای بزرگ و جمع‌بندی مسیر شخصیت‌ها به پایان می‌رسد. بدون فاش کردن نتیجه می‌توان گفت با فیلمی مناسب دورهمی‌های دوستانه، دارای درجه سنی عمومی و ساخته‌شده با الگوی آثار خانوادگی دیزنی روبه‌رو هستیم؛ بنابراین خبری از پایانی تلخ نیست، شخصیت‌ها درس‌های ارزشمندی می‌آموزند و بیشتر آن‌ها با احساسی خوب از ماجرا بیرون می‌آیند. پیام روشن فیلم هم این است که هیچ دلیلی ندارد یک دختر جوان نتواند هم‌زمان به فیزیک و اسکیت علاقه‌مند باشد. میشل کوان و برایان بویتانو، دو ستاره مشهور اسکیت، نیز حضوری کوتاه در فیلم دارند.

«Ice Princess» در گیشه چندان موفق نبود و منتقدان هنگام اکران واکنش نسبتا سردی به آن نشان دادند. مهم‌ترین انتقاد این بود که فیلم مجموعه‌ای از کلیشه‌های قدیمی، تمیز و بیش‌ازحد آشنای آثار ورزشی است و به ایده‌های تازه‌تری نیاز دارد.

نیک سیلوستر در نقد خود برای ویلج وویس (Village Voice) با لحنی کنایه‌آمیز نوشت: «من هم مثل هر تماشاگر هفت‌ساله دیگری عاشق بازگویی‌های پیشاهومری، پس از ۱۱ سپتامبر و نیمه‌پدیدارشناسانه اسطوره آفرینش هستم، اما «Ice Princess» این مضمون را کمی بیش از حد جلو می‌برد.» او همچنین معتقد بود داستان تقریبا بدون اصطکاک پیش می‌رود و اتفاق واقعا ناخوشایندی در آن رخ نمی‌دهد؛ چراکه شخصیت‌ها در پایان نسبتا آسان با یکدیگر آشتی می‌کنند.

امیلی راسین در نقد خود برای سیاتل تایمز (The Seattle Times) نگاه مثبت‌تری داشت و نوشت: «این یک افسانه پریان است و دختر درس‌خوان بالاخره تاج را بر سر می‌گذارد؛ با لباس درخشان اسکیت و شوالیه‌ای با زره براق که البته یک ماشین یخ‌پرداز قرمز می‌راند. تراختنبرگ بخش زیادی از حرکات اسکیتش را خودش انجام می‌دهد و پنتیر هم همین‌طور؛ موضوعی که صحنه‌های روی یخ را باورپذیرتر می‌کند.»

با گذشت زمان، «Ice Princess» طرفداران وفاداری پیدا کرده است. صفحه فیلم در پلتفرم لتر‌باکسد (Letterboxd) نشان می‌دهد بیش از ۱۲ هزار کاربر به آن امتیاز کامل پنج ستاره داده‌اند. بسیاری از کاربران از لحظات عاشقانه، رابطه میان مادران و دختران و نگاه جدی فیلم به اسکیت نمایشی به‌عنوان یک ورزش واقعی تمجید کرده‌اند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا