دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

وداع احساسی «هانا اینبیندر» با «Hacks»؛ از پایان تلخ «ایوا» و «دبورا» تا بازگشت به استندآپ

هشدار: این مطلب حاوی جزئیات مهم از قسمت پایانی سریال «Hacks» است.

با پایان پخش سریال موفق «Hacks» از پلتفرم «اچ‌بی‌او مکس» (HBO Max)، طرفداران این مجموعه کمدی-درام در سوگ خداحافظی با یکی از مهم‌ترین آثار چند سال اخیر تلویزیون نشسته‌اند. اما شاید هیچ‌کس به اندازه «هانا اینبیندر»، بازیگر نقش «ایوا دنیلز»، از این پایان متأثر نشده باشد.

این بازیگر برنده امی که نخستین حضور جدی خود مقابل دوربین را با بازی در نقش نویسنده جوان کمدی، «ایوا»، تجربه کرد، در گفت‌وگویی تازه از بار احساسی سنگین قسمت پایانی، نسبت عمیقش با این شخصیت و آینده حرفه‌ای خود پس از پایان سریال گفته است.

قسمت پایانی «Hacks» به نویسندگی «لوسیا آنیلو»، «پل دبلیو. داونز» و «جن استاتسکی» و به کارگردانی آنیلو ساخته شده و یکی از احساسی‌ترین اپیزودهای مجموعه را رقم می‌زند؛ اپیزودی که در آن «دبورا ونس» با بازی «جین اسمارت» و «ایوا دنیلز» برای سفری به اروپا می‌روند، اما این سفر به‌تدریج ابعادی بسیار تلخ و انسانی پیدا می‌کند.

در ادامه، گفت‌وگو با «هانا اینبیندر» را می‌خوانید.

خبرنگار: در قسمت پایانی، بازی بسیار زیبا و دلخراشی ارائه دادی. پشت صحنه این فراز و فرود احساسی برای تو چگونه بود؟

هانا اینبیندر: نوعی هم‌پوشانی میان زندگی واقعی و متن وجود داشت. برایم کاملاً روشن بود که این آخرین باری است که قرار است با این شخصیت باشم. بعد از پنج فصل، پیوندی بسیار عمیق با نگاه و جهان «ایوا» پیدا کرده‌ام. به همین دلیل، تجربه‌ای که داشتم واقعاً حقیقی بود. من واقعاً «ایوا» را دوست دارم و «دبورا» را هم دوست دارم. شرایط این قسمت به‌وضوح بسیار سنگین و احساسی است و به نظرم برای من، ورود به آن وضعیت عاطفی کار چندان سختی نبود.

در قسمت پایانی، «دبورا» و «ایوا» در سفری به اروپا به نقطه‌ای سرنوشت‌ساز می‌رسند. «دبورا» فاش می‌کند که سرطانش بازگشته و قصد دارد به یک مرکز مرگ خودخواسته برود. در ادامه، میان او و «ایوا» گفت‌وگویی عاطفی و تکان‌دهنده شکل می‌گیرد؛ گفت‌وگویی که در آن «ایوا» تلاش می‌کند او را از تصمیمش منصرف کند. در نهایت، تنها چیزی که می‌تواند «دبورا» را به زندگی برگرداند، احتمال نوشتن یک برنامه کمدی تازه با بهترین دوستش است.

اینبیندر می‌گوید همین نزدیکی میان شخصیت‌ها، طی سال‌ها به یکی از ارکان اصلی سریال تبدیل شده است؛ رابطه‌ای که نه‌فقط برای مخاطبان، بلکه برای خود بازیگران هم بسیار واقعی و زنده بوده است.

خبرنگار: فیلم‌برداری اپیزود «Montecito» چگونه بود؟ به‌خصوص با توجه به اینکه طرفداران سال‌هاست رابطه «ایوا» و «دبورا» را با حساسیت و علاقه دنبال می‌کنند.

هانا اینبیندر: واقعاً خیلی خوش گذشت. از نتیجه کار بسیار راضی‌ام. «چری جونز» و «لزلی بیب» فوق‌العاده بودند؛ هم بسیار بامزه و هم کاملاً واقعی. من و جین هم خیلی خوش گذراندیم، چون این فصل، آن بگومگوها و تنش‌های همیشگی میان شخصیت‌هایمان را کمتر داشت. برای همین، اینکه برای مدتی دوباره به آن دینامیک قدیمی برگردیم، برای خودمان هم خیلی لذت‌بخش بود.

خبرنگار: من اپیزود مربوط به «جسی مک‌کارتنی» را هم خیلی دوست داشتم. دیدار با او چطور بود؟ شنیدم پیش از آن در پیام خصوصی هم با هم در ارتباط بودید و او طرفدار سریال بود.

هانا اینبیندر: بله، او سریال را دیده بود. در فصل اول، یک پوستر از «جسی مک‌کارتنی» در اتاق دوران کودکی «ایوا» وجود داشت. من هم به او گفتم: «رفیق، دوستت دارم، من طرفدارت هستم.» واقعاً منطقی بود که برای غافلگیر کردن «ایوا»، سراغ او بروند. خیلی اتفاق شیرینی بود.

یکی از اپیزودهایی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، قسمت «QuikScribbl» بود؛ بخشی که در آن «ایوا» مونولوگی صریح و تند درباره هوش مصنوعی دارد؛ موضوعی که هم‌زمان با پخش سریال، به یکی از بحث‌های داغ هالیوود تبدیل شده بود.

خبرنگار: اجرای آن مونولوگ درباره هوش مصنوعی در آن فضای پرتنش هالیوود برایت چگونه بود؟

هانا اینبیندر: زمان‌بندی‌اش تقریباً الهام‌گونه بود. این اپیزود درست زمانی پخش شد که بحث‌های تند و دو قطبی زیادی درباره هوش مصنوعی وجود داشت و خیلی‌ها در هالیوود از آن دفاع می‌کردند. من واقعاً افتخار می‌کنم که ما با صراحت در برابرش ایستادیم و این کار را بر پایه تحقیق و واقعیت انجام دادیم. از این بابت خیلی به سریال افتخار می‌کنم.

خبرنگار: یکی از نکات جذاب این فصل، تأثیر عمیق «ایوا» بر «دبورا» بود.

هانا اینبیندر: دقیقاً، من هم این را خیلی دوست دارم. در این فصل، تأثیر «ایوا» بر «دبورا» را به‌وضوح می‌بینیم؛ به‌خصوص در تصمیم‌های اخلاقی‌ای که «دبورا» می‌گیرد. حتی در همان بخش ابتدایی اجرای «سنترال پارک» و اشاره‌اش به مسائل بومیان هم این تأثیر را می‌شود دید. به نظرم خیلی جذاب بود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «Hacks» در طول پنج فصل، توانایی آن در پیوند دادن نسل‌های مختلف مخاطب بود. رابطه میان «ایوا» و «دبورا» نه‌تنها شکاف سنی، بلکه فاصله‌های فرهنگی، حرفه‌ای و فکری را هم به شکل موثری به تصویر کشید.

خبرنگار: یکی از دلایلی که من این سریال را دوست دارم، این است که مادرم هم آن را دوست دارد؛ انگار واقعاً میان نسل‌ها پل می‌زند.

هانا اینبیندر: کاملاً موافقم. یکی از معنادارترین بخش‌های این سریال همین است که توانسته آدم‌هایی را کنار هم بیاورد که شاید پیش‌تر در درک یکدیگر مشکل داشتند.

خبرنگار: تو همیشه صریح و بی‌پرده حرف می‌زنی. با توجه به اینکه سریال هم بازتابی از سازوکارهای محدودکننده در هالیوود است، آیا این باعث می‌شود احساس کنی بیان این موضوعات اهمیت بیشتری دارد؟

هانا اینبیندر: بله، من واقعاً خوش‌شانس هستم که با آدم‌هایی کار می‌کنم که از نظر سیاسی با من هم‌راستا هستند و از بیان نظرشان نمی‌ترسند. «پل»، «جن» و «لوسیا» همیشه در این سریال چیزی برای گفتن داشته‌اند. ما در «Hacks» سراغ موضوعات بسیار سیاسی رفتیم، اما آن‌ها همیشه مطمئن می‌شدند که کار، شعاری نشود و در عین حال بامزه بماند. این یکی از موثرترین شیوه‌های ارتباط برقرار کردن است و به‌نظرم خیلی استادانه انجام شد. برای من، به‌عنوان یک فرد، واقعاً نعمت بزرگی است که کنار کسانی کار می‌کنم که لازم نیست از سوءبرداشت یا نفهمیده شدن کنارشان بترسم.

با پایان «Hacks»، «هانا اینبیندر» قرار است در سینما هم بیشتر دیده شود. او به‌زودی در فیلم ترسناک سوررئال «Teenage Sex and Death at Camp Miasma» به کارگردانی «جین شونبرون» بازی خواهد کرد؛ فیلمی که از ۷ اوت اکران می‌شود. او همچنین در کمدی «Seekers of Infinite Love» ساخته «ویکتوریا استروس» نیز حضور دارد.

خبرنگار: خیلی مشتاق دیدن «Teenage Sex and Death at Camp Miasma» هستم. همکاری با «جین شونبرون» و «جیلین اندرسون» در پروژه‌ای تا این حد متفاوت از کارهای چند سال اخیرت چگونه بود؟

هانا اینبیندر: «جین» یکی از عشق‌های کمدی زندگی من است؛ واقعاً پیوندی عمیق با او دارم. او یکی از بامزه‌ترین آدم‌هایی است که در عمرم دیده‌ام و کل این تجربه برایم مثل سرخوشی کامل بود. تجربه‌ای بسیار نزدیک، صمیمی، سبک و در عین حال عمیق. برای من شگفت‌انگیز است که از خلاقانه‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین تجربه زندگی‌ام در «Hacks» بیرون آمدم و بلافاصله وارد پروژه‌ای شدم که از همان نظر، هم‌سطح و هم‌ارزش بود. داشتن چنین ارتباط‌هایی، معنادارترین چیزی است که می‌توانم بخواهم.

اینبیندر دو سال پیش نخستین ویژه‌برنامه کمدی خود با نام «Hannah Einbinder: Everything Must Go» را در «اچ‌بی‌او مکس» منتشر کرد. حالا، پس از وقفه‌ای طولانی، کم‌کم دوباره به صحنه استندآپ بازگشته است.

خبرنگار: حالا که «Hacks» تمام شده، بیشتر به دنبال نقش‌های بازیگری هستی یا شاید یک ویژه‌برنامه تازه در استندآپ؟

هانا اینبیندر: راستش برایم مدیوم خیلی تعیین‌کننده نیست. من سینما، تلویزیون و استندآپ را دوست دارم. بیشتر به سمتی می‌روم که حس کنم کار خوبی آنجاست و ارتباط بیشتری با آن دارم. این اواخر کمی دوباره روی صحنه رفته‌ام و حس خیلی خوبی داشته. کمی بیش از یک سال از استندآپ فاصله گرفته بودم. بعد از ساخت ویژه‌برنامه‌ام، بیش از یک سال، شاید نزدیک به دو سال، اصلاً دست به میکروفن نزدم. واقعاً خسته شده بودم، چون آن یک ساعت، جمع‌بندی تمام مسیر حرفه‌ای من در استندآپ بود. اما در مجموع، همه این مدیوم‌ها را دوست دارم و برایم هیجان‌انگیز است که کاری را انجام بدهم که در آن لحظه درست به نظر می‌رسد.

پایان «Hacks» فقط پایان یک سریال موفق نیست؛ پایان دوره‌ای مهم در زندگی حرفه‌ای «هانا اینبیندر» هم هست. بازیگری که با نقش «ایوا دنیلز» شناخته شد، حالا با کوله‌باری از تجربه، تحسین و اعتمادبه‌نفس، آماده ورود به فصل تازه‌ای از کارنامه‌اش است.

او در طول پنج فصل، شخصیتی را جان بخشید که هم عصبی بود، هم باهوش، هم زخم‌خورده و هم عمیقاً انسانی. شاید به همین دلیل است که وداع با «ایوا» برای خودش هم به‌اندازه مخاطبان دشوار بوده است. اما اگر چیزی از این گفت‌وگو روشن باشد، آن است که «هانا اینبیندر» بعد از «Hacks» نه‌فقط از صحنه دور نمی‌شود، بلکه با قدرت بیشتری در مسیرهای تازه قدم خواهد گذاشت.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا