پایان راه دنی ویلنوو در «Dune»؛ بازیگران از تغییرات فیلم سوم و چهره واقعی قدرت میگویند
آنیا تیلور جوی، زندایا و تیموتی شالامی از پایان سهگانهای صحبت کردهاند که قرار است برداشت قهرمانانه از پل آتریدیس را به چالش بکشد؛ اقتباسی وفادار به فرانک هربرت، اما نه بدون تغییر.

آیا پل آتریدیس همان قهرمانی است که باید به او دل بست؟ «Dune: Part Three» قرار است این پرسش را جدیتر از همیشه پیش روی تماشاگران بگذارد. در آستانه اکران فیلم در ۱۸ دسامبر، بازیگران تازهترین ساخته دنی ویلنوو در گفتوگو با نیویورک تایمز از پایان سهگانه، فاصلههای آن با رمان «Dune Messiah» و شخصیتهایی گفتهاند که جایگاهشان در مرز میان قهرمان و شرور، چندان روشن نیست.
این فیلم پایان کار ویلنوو در مقام کارگردان سهگانه «Dune» خواهد بود؛ مجموعهای که جذابیت حماسه علمیتخیلی را با پرسشهایی درباره مذهب، رهبری و خطر اطاعت از یک منجی پیوند زده است. صحبتهای بازیگران نشان میدهد قسمت سوم قرار نیست صرفاً ادامه صعود پل به قدرت باشد، بلکه پیامدها و معنای آن صعود را نیز زیر سوال میبرد.
آنیا تیلور جوی که پس از حضوری بسیار کوتاه در فیلم دوم، این بار نقش پررنگتری در قالب آلیا آتریدیس دارد، برداشت غافلگیرکنندهای از شخصیت خود ارائه کرده است. آلیا، خواهر پل، بهواسطه نوشیدن آب حیات توسط مادرش، لیدی جسیکا، پیش از تولد او، تواناییهایی غیرعادی دارد؛ ویژگیای که وجه فراطبیعی داستان را به سرنوشت خانواده آتریدیس گره میزند.
تیلور جوی درباره حضور کوتاهش در قسمت دوم گفت: «راستش تقریباً حضور چندانی نداشتم! عضو یک گروه کوچک بودم که به نامیبیا رفت، اما همان هم یکی از محبوبترین تجربههای فیلمبرداریام شد.»
او سپس درباره تجربه فیلم سوم توضیح داد: «آخر کار، من و دنی صحبت کردیم و گفتم: وای، پس آدمبده منم! عجب چیزی. ولی واقعاً میفهمیدم چرا اینطور رفتار میکند. بازیکردن شخصیتی که فقط به یک نفر وصل است و هیچکس دیگری برایش اهمیتی ندارد، یک موهبت است. این یکراستبودن برایم حالتی تقریباً غریزی و حیوانی داشت. قبلاً واقعاً با چنین رویکردی کار نکرده بودم، اما او قطعاً رامنشدنیترین شخصیتی بود که ساختهام.»
این توصیف، برداشت تیلور جوی از نقش است و لزوماً به معنای معرفی آلیا بهعنوان تنها شخصیت شرور فیلم نیست. بااینحال، نشان میدهد وفاداری عاطفی او میتواند سویهای هراسانگیز پیدا کند؛ جایی که اهمیت یک نفر، همه ملاحظات دیگر را کنار میزند.
بحث درباره قهرمان و ضدقهرمان، در مورد پل آتریدیس نیز محور اصلی گفتوگو بوده است. فرانک هربرت در «Dune Messiah» هشدار درباره رهبران منجینما را صریحتر کرد؛ هشداری که در برداشت بخشی از مخاطبان از رمان نخست، زیر سایه جذابیت پل قرار گرفته بود. تیلور جوی معتقد است فیلمها نیز با وضعیتی مشابه روبهرو هستند: «پل شخصیت خیلی کاریزماتیکی است و به فیلم سوم نیاز دارید تا بگوید: صبر کنید، پیام داستان این نیست.»
زندایا نیز تایید کرده که پایان سینمایی این داستان، در کنار وفاداری به رمان، تغییراتی دارد: «خیلی چیزهای این فیلم کاملاً به اثر اصلی وفادار است و جاهایی هم از آن فاصله میگیرد.» او جزئیات این تفاوتها را بیان نکرده است. حضور دوقلوهای آتریدیس در تریلر نهایی نیز گمانهزنی درباره استفاده از عناصری از «Children of Dune» را تقویت میکند، اما هنوز نمیتوان دامنه چنین اقتباسی را قطعی دانست.
تیلور جوی در دفاع از انتخابهای کارگردان گفت: «دنی واقعاً بزرگترین طرفدار «Dune» است. وقتی چنین کسی هدایت کار را بر عهده دارد، خیالتان راحتتر است.»
تیموتی شالامی هم درباره ماندگاری هشدار سیاسی هربرت و تجربه سه فیلم در نقش پل صحبت کرده است. به گفته او، دوام این مضامین از دهه ۱۹۶۰ تا امروز، در کنار وضعیت نگرانکننده جهان، به داستان معنایی شخصی میدهد. بااینحال، او هرچه بیشتر در نقش پیش رفته، پرداختن به تصویر سیاسی کلان را به ویلنوو سپرده و بر تجربه انسانی شخصیت متمرکز شده است: «به این فکر میکردم که واقعاً بودن در چنین موقعیتی چه حسی دارد؛ به رهبران خوب و بد، در گذشته و حال، و اینکه تصمیمگرفتن دائمی درباره مسائل مهم چقدر میتواند آدم را خسته و تحلیل ببرد.»
آینده سینمایی مجموعه پس از خروج ویلنوو هنوز روشن نیست. چهار رمان دیگر از مجموعه اصلی هربرت برای اقتباس باقی مانده، اما مسیر ادامه فیلمها مشخص نشده است. در تلویزیون، انتظار میرود فصل دوم پیشدرآمد «Dune: Prophecy» در سال ۲۰۲۷ به اچبیاو مکس بازگردد.
«Dune: Part Three» روز ۱۸ دسامبر در سینماهای معمولی و آیمکس اکران میشود و در رقابت با «Avengers: Doomsday»، بخش عمده پردههای آیمکس را در اختیار گرفته است. بااینهمه، آزمون اصلی پایان سهگانه فراتر از ابعاد پرده خواهد بود: اینکه آیا میتواند تماشاگر را پس از همراهکردن با پل، وادار کند دوباره به او نگاه کند؛ نه فقط بهعنوان چهرهای باشکوه در یک حماسه، بلکه بهعنوان بخشی از همان خطری که داستان از ابتدا دربارهاش هشدار میداد.





