چطور سلینا رلسون-هال با رقص روح داستانی را در «The Testament of Ann Lee» دمید

سلینا رلسون-هال، طراح حرکتی که سالهاست بدن انسان را به ابزار روایت و درمان تبدیل میکند، این بار جهان شِیکرها را در فیلم تاریخی–موزیکال «The Testament of Ann Lee» به شکلی خیرهکننده جانبخشیده است. او در گفتوگویی تازه میگوید: «زندگی زیادی را صرف بیرونبردن تروما از بدنم کردهام.»
و همین نگاه، روح حرکات او را شکل داده—حرکاتی که در فیلم مونا فاستولد، پایههای آیینی یکی از رادیکالترین جنبشهای مذهبی قرن هجدهم را با قدرتی تازه احیا میکند.
از «Vox Lux» تا «After Yang»؛ جهشی بزرگ در مسیر هنری رُلسون-هال
طی ۱۵ سال گذشته، رلسون-هال با فیلمسازانی چون گاسپار نوئه، لنا دانهام و کوگونادا همکاری کرده و در پروژههایی بهغایت متفاوت از «After Yang» تا «Smile 2» نقش داشته است. اما «The Testament of Ann Lee» نخستین تجربهاش بود که در آن باید حرکتپردازی یک فیلم کامل را خلق میکرد.
او میگوید: «مونا فاستولد ساعتها درباره نوشتههای شیکرها تحقیق کرده بود. در برخی متون نوشته شده بود که آنها تا ۱۰ ساعت بیوقفه میرقصیدند… پرسیدم بدن بعد از ۱۰ ساعت رقص چه شکلی میشود؟ همین شد نقطه شروع من.»
داستان آن لی، رهبری که خود را تجسد زنانه باورهایشان میدانست
فیلم—به قلم مونا فاستولد و بردی کوربه—زندگی آن لی را روایت میکند؛ زنی انگلیسی در قرن هجدهم که باور داشت مسیح در او متجلی شده. آماندا سایفرد (با اجرایی پرقدرت) او را در نقطه شکلگیری جنبش شیکرها و مهاجرتشان به نیوانگلند بازی میکند.
برای رلسون-هال، این داستان از ابتدا درباره حرکت بود: «شیکرها ایمانشان را با رقص و آواز بیان میکردند. ما هیچ فیلمی از آن دوران نداریم، بنابراین آزادی داشتم تا تصور کنم حرکتشان چگونه بوده.»
نقاشیهای قدیمیِ عبادت شیکرها تنها رفرنس موجود بودند—تصاویر مارپیچهایی فشرده، دقیق و مذهبی که رلسون-هال بازآفرینیشان کرد.
تنها یک هفته قبل از فیلمبرداری و خلق ساختار رقص
رلسون-هال از ژانویه ۲۰۲۴ روی تستهای کوتاه کار میکرد، اما درست یک هفته قبل از شروع فیلمبرداری در بوداپست باید کل ساختارها را میساخت. او میگوید: «وقتی به لوکیشن واقعی رسیدیم، همه چیز دوباره تغییر کرد. حرکت همیشه از فضا تأثیر میگیرد.»
بدن چه میخواهد؟ نگاه رلسون-هال به بازیگر، نه رقصنده
او طراحی را با یک سؤال آغاز میکند: «این شخصیت چه میخواهد؟ چه چیزی را حمل میکند؟ از چه عبور میکند؟»
رقص او هرگز صرفاً حرکت نیست—حرکت بهمثابه روایت است. برای او، بازیگر باید «با نیت مشخص» حرکت کند، نه برای زیبایی رقص.
سکانس دریا: باور روی عرشه، طوفان در اطراف
یکی از سختترین سکانسها روی عرشه یک کشتی واقعی قرن هجدهمی—کشتی گوتهبورگ—فیلمبرداری شد.
شیکرها در طول سفرشان از انگلستان به آمریکا، زیر آفتاب، برف، باد و رگبار میرقصند.
رلسون-هال میدانست:
- حرکت باید «تیز و دقیق» باشد
- زیرا فاستولد میخواست میان شرایط آبوهوایی متفاوت، کاتهای سخت بزند
- این رقص باید مثل تمرین نظامی تکرارشونده باشد—چیزی که با بدن یکی میشود
بهقول او: «بدن باید به جایی برسد که دیگر فکر نکند. فقط انجام دهد.»
او همچنین بر زمینبودن پاها و «آسمانی بودن» دستها تأکید داشت: «گفتم دستها مثل آنتناند—تا ندانید چه میخواهید رها کنید یا دریافت کنید، حرکت نکنید.»
اوج احساسی فیلم: چهار زایمان، چهار مرگ، و رقصی که بدن را میشکند
در یکی از تکاندهندهترین سکانسها، سایفرد در قالب آن لی چهار بار زایمان و چهار بار مرگ نوزاد را تجربه میکند. حرکات این صحنه، از شادی وصال تا فروپاشی غم، کاملاً در بدن او تجلی یافته.
رلسون-هال میگوید: «بدن مثل اسفنج همهچیز را نگه میدارد. آن لی با ایمانی عظیم متولد شد اما دنیا چیزی به او نداد… و بعد چهار کودک را از دست داد. وزن این تروما او را به زمین میکوبد.»
برای سکانس موزیکالِ «Hunger and Thirst»، او تنها یک بار توانست رقص را کامل اجرا کند: «اگر ادامه میدادم یا بالا میآوردم، یا گریه میکردم. درد آن لی خیلی زیاد بود.»
بدن، ابزار رهایی
شیکرها از حرکت برای رهایی روحی استفاده میکردند—حرکتی که از دل رنج میآمد و راهی به سوی آزادی معنوی بود. رلسون-هال میگوید: «رقص همیشه راه من برای ترک بدن بوده است. اما برای رهایی باید از بدن عبور کنی—و برای عبور، باید عمیقتر در بدن فرو بروی.»
این همان پارادوکس زیبایی است که فیلم آن را در مرکز خود قرار میدهد.





