دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«کات استیلینگ»؛ موش‌و‌گربه‌ی خیابان‌های نیویورک با امضای آرونوفسکی و کاریزمای آستین باتلر

دارن آرونوفسکی، فیلم‌سازی که در ذهن بسیاری از مخاطبان با درام‌های سنگین و تیره‌ای مانند «مرثیه‌ای برای یک رویا»، «قوی سیاه»، «مادر!» و «نهنگ» شناخته می‌شود، در «کات استیلینگ» (Caught Stealing) مسیری تازه را تجربه کرده است. فیلمی که ضمن حفظ روح تاریک و خشونت‌آلود، لحنی سرگرم‌کننده‌تر، پرتحرک‌تر و حتی تجاری‌تر دارد. این بار، آرونوفسکی به‌جای روایت افسرده‌کننده و روان‌کاوانه، سراغ یک اکشن-کمدی جنایی رفته که یادآور تعقیب‌وگریزهای کلاسیک شهری و فیلم‌هایی مثل After Hours (پس از ساعات اداری) مارتین اسکورسیزی است و با نقش‌آفرینی شارپ و کاریزماتیک آستین باتلر، بدل به اثری هیجان‌انگیز و دیدنی می‌شود.

هَنگ تامپسون (آستین باتلر)، یک بارمن ساکن ایست‌ویلیج نیویورک است که روزگارش را با تماشای مسابقات بیسبال و تلاش برای پاک ماندن از الکل می‌گذراند. او زمانی آرزو داشت وارد لیگ‌های بزرگ بیسبال شود، اما حادثه‌ای ناشی از رانندگی در حال مستی، باعث مرگ یکی از هم‌تیمی‌ها و از بین رفتن زانویش شد. حالا هَنگ با کمک نامزدش ایوون (زویی کراویتز)، امدادگر اورژانس، در تلاش است زندگی‌اش را دوباره سر و سامان دهد.

وقتی همسایه عجیب و انگلیسی‌اش، راس (مت اسمیت با ظاهری کاملاً متفاوت)، از او می‌خواهد برای مدتی از گربه‌اش باد مراقبت کند، هَنگ بی‌خبر از اینکه این لطف ساده او را به قلب جنگ مافیایی نیویورک پرتاب می‌کند، قبول می‌کند. طولی نمی‌کشد که مزدوران روس به‌دنبال راس به آپارتمان او هجوم می‌آورند، هَنگ تا سرحد مرگ کتک می‌خورد و حتی یکی از کلیه‌هایش را از دست می‌دهد. اما همه‌چیز وقتی پیچیده‌تر می‌شود که او یک «کلید» مرموز را در اسباب‌بازی گربه پیدا می‌کند؛ شیئی که ظاهراً بزرگ‌ترین جنایتکاران شهر – از برادران یهودی ارتدکس لیپا و شمولی (لیو شرایبر و وینسنت دنوفریو) گرفته تا گروه‌های تبهکار روس و پلیس دمدمی‌مزاج (رجینا کینگ) – برای به‌دست آوردنش حاضرند هر کاری بکنند.

بر اساس رمان چارلی هوستون – که خودش هم فیلمنامه را اقتباس کرده – هَنگ ترکیبی از بدشانسی، ساده‌دلی و بقاگرایی است. او یک «جان ویک» نیست؛ مهارت‌های رزمی خارق‌العاده ندارد، بلکه برای زنده‌ماندن بیشتر از شانس، هوش لحظه‌ای و چند حرکت بیسبالی استفاده می‌کند. همین «آدم معمولی بودن» اوست که باعث می‌شود تماشاگر با شخصیت هم‌ذات‌پنداری کند.

آستین باتلر پس از موفقیت در «الویس» و حضور در «تلماسه»، این‌بار در نقش کسی ظاهر شده که زیر جذابیت ظاهری، آسیب‌پذیری و نوعی مهربانی اخلاقی دارد؛ حتی سلامت یک گربه را به خطر نمی‌اندازد و وسط این حجم از جنایت، وقت پیدا می‌کند به مادرش زنگ بزند. رابطه او با باد – گربه بدقلق اما وفادارش – بعد انسانی و لطیفی به داستان اضافه می‌کند که در تضاد کامل با خشونت پیرامونش قرار دارد.

فیلم سرشار از کاراکترهای فرعی جالب و متمایز است:

  • زویی کراویتز در نقش ایوون، پناهگاه عاطفی و ستون حمایتی هَنگ.
  • رجینا کینگ به‌عنوان کارآگاه الیز رومَن، شخصیتی که در مرز میان کمک و تهدید حرکت می‌کند.
  • مت اسمیت در نقش راس، عامل آغاز بحران، با بازی متفاوت و ظاهری غیرقابل‌شناسایی.
  • لیو شرایبر و وینسنت دنوفریو به‌عنوان برادران یهودی ارتدکس، در بخش سوم فیلم فضای طنز سیاه را پررنگ می‌کنند (حضور کوتاه و بامزه کارول کین در نقش مادرشان در یک عروسی بزرگ نیز یادمانی است).
  • بد بانی در قالب گنگستر پورتوریکویی، یک حضور کوتاه اما نامتعارف که حال‌وهوای فیلم را به کارهای گای ریچی نزدیک می‌کند.

برخلاف سبک بصری خفقان‌آور «قوی سیاه» یا «نهنگ»، اینجا آرونوفسکی با تصویربرداری متیو لیباتیک، نیویورک دهه ۹۰ را زنده می‌کند: از خیابان‌های شلوغ ایست‌ویلیج تا بازارهای برایتون بیچ و فضای خاص شِی استادیوم. تدوین اندرو وایس‌بام، به‌خصوص در سکانس تعقیب‌وگریز استادیوم، ریتمی پرانرژی و جذاب به فیلم داده است. طراحی صحنه مارک فریدبرگ نیز بازآفرینی فضای اواخر دهه ۹۰ نیویورک را چشمگیر کرده و حس نوستالژی را تقویت می‌کند.

فیلم در لحظاتی به‌وضوح ادای دِینی به «بعد از ساعات اداری» اسکورسیزی دارد: هم در انرژی شبانه نیویورک و هم در زنجیره برخوردهای غیرمنتظره با شخصیت‌های عجیب شهری. با این حال، فضای تاریک و خشونت موجود در اثر، امضای شخصی آرونوفسکی را نیز حفظ کرده است.

«کات استیلینگ» صرفاً یک اکشن-کمدی جنایی نیست؛ فیلم زیر لایه‌های سرگرمی، درباره مردی است که از خود گذشته و سعی می‌کند در میانه فشار جنایتکاران و وسوسه‌های الکل، راهی برای حفظ شرافت و نجات خود و دیگران پیدا کند. حضور گربه به‌عنوان نماد مسئولیت شخصی و نقطه عطف احساسی، به این مسیر غافلگیرکننده و انسانی عمق بیشتری می‌دهد.

نقاط قوت

  • بازی پرکشش آستین باتلر و شخصیت‌پردازی ملموس هَنگ
  • گروه بازیگران مکمل قوی با نقش‌آفرینی‌های به‌یادماندنی
  • فضای بصری زنده و بازآفرینی موفق نیویورک دهه ۹۰
  • ترکیب متعادل خشونت، طنز و لحظات احساسی
  • کارگردانی منعطف و متفاوت آرونوفسکی در مقایسه با آثار قدیمی‌ترش

نقاط ضعف

  • برخی خرده‌روایت‌ها به اندازه کافی پرداخت نمی‌شوند
  • پایان‌بندی با وجود سرگرم‌کنندگی، کمی شتابزده به نظر می‌رسد
  • شخصیت راس (مت اسمیت) می‌توانست حضور و لایه‌پردازی بیشتری داشته باشد

در نهایت، «کات استیلینگ» هم یک تعقیب‌وگریز پرآدرنالین و بامزه در دل نیویورک است، هم پرتره‌ای از یک ضدقهرمان دوست‌داشتنی که سعی می‌کند در جهانی فاسد، ذره‌ای از انسانیتش را حفظ کند. آرونوفسکی در این فیلم نشان می‌دهد که می‌تواند خارج از قالب‌های سنگین و فلسفی هم فیلمی خوش‌ریتم، سرگرم‌کننده و در عین حال شخصیت‌محور بسازد.

برای آستین باتلر، این نقش گامی مهم است؛ بعد از «الویس» و «تلماسه»، او اینجا ثابت می‌کند که می‌تواند بار یک فیلم را به‌تنهایی به دوش بکشد و مخاطب را درگیر سفری پرخطر، خشن و در عین حال بامزه کند.

جمع بندی

امتیاز - ۸٫۱

۸٫۱

خوب

«کات استیلینگ» اکشنی جنایی و پرانرژی با قلبی تپنده و شخصیتی فراموش‌نشدنی است؛ ترکیبی از تعلیق، طنز و گرمای انسانی که امضای تازه‌ای از آرونوفسکی را به نمایش می‌گذارد.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا