دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سیتکاملیستمعرفی فیلم و سریال

۵ سیتکام زندگی‌نامه‌ای برتر تاریخ؛ وقتی کمدی از دل زندگی واقعی می‌آید

از «ساینفلد» تا «همه از کریس متنفرند»؛ سریال‌هایی که خاطرات شخصی را به کمدی‌های ماندگار تبدیل کردند

وقتی پای کمدی وسط باشد، ایده می‌تواند از هر جایی بیاید؛ از موقعیت‌های روزمره گرفته تا خانواده، شکست‌های عاطفی، کودکی‌های عجیب و حتی زخم‌هایی که بعدها خنده‌دار به نظر می‌رسند. اما معمولا بهترین ایده‌ها همان‌هایی هستند که ریشه شخصی دارند. سیتکام‌ها هم در طول سال‌ها همین درس را خوب یاد گرفته‌اند؛ برای همین تعداد زیادی از آن‌ها بر اساس زندگی کمدین‌ها و چهره‌هایی ساخته شده‌اند که خودشان هم در مرکز داستان حضور دارند یا الهام اصلی آن بوده‌اند.

ایده اینکه به یک کمدین سریال خودش را بدهند و اجازه بدهند بخش‌هایی از زندگی و تجربه‌های شخصی‌اش را وارد داستان کند، چیز تازه‌ای نیست. اما همه این سریال‌ها به یک اندازه موفق نبوده‌اند. بهترین سیتکام‌های زندگی‌نامه‌ای آن‌هایی هستند که فقط به شوخی و موقعیت‌های بامزه تکیه نمی‌کنند؛ بلکه میان خنده، تلخی، خانواده، رشد شخصیت و انسانیت تعادل برقرار می‌کنند.

در ادامه، ۵ نمونه از بهترین سیتکام‌های زندگی‌نامه‌ای را مرور می‌کنیم؛ آثاری که این فرمول را تقریبا به بهترین شکل اجرا کردند.

۵. «تازه از راه رسیده» (Fresh Off the Boat)

«تازه از راه رسیده» (Fresh Off the Boat) بر اساس زندگی‌نامه ادی هوانگ (Eddie Huang)، سرآشپز و نویسنده آمریکایی-تایوانی، ساخته شده است. سریال ما را به اورلاندوی دهه ۱۹۹۰ می‌برد؛ زمانی که خانواده هوانگ از تایوان به آمریکا مهاجرت کرده‌اند و ادی هنوز پسربچه‌ای در حال شناختن جهان اطرافش است.

البته Fresh Off the Boat اقتباسی آزاد از کتاب هوانگ است، اما در دل داستان خود به چند اتفاق واقعی از زندگی او هم اشاره می‌کند. یکی از این اتفاق‌ها مربوط به زمانی است که ادی در مدرسه توسط تنها دانش‌آموز سیاه‌پوست کلاسش مورد آزار قرار می‌گرفت. هوانگ در گفت‌وگو با سی‌بی‌اس ساندی مورنینگ (CBS Sunday Morning) درباره آن تجربه گفته بود:

«حتی وقتی کلاس سوم بودم… با خودم می‌گفتم: رفیق، تو فقط داری من رو اذیت می‌کنی چون من تنها کسی‌ام که از تو پایین‌تره تو این سلسله‌مراتب. ولی در تمام آن مدت، از خود آن بچه عصبانی نبودم، چون می‌دانستم این رفتار از کجا می‌آید.»

همین ترکیب میان کمدی و دشواری‌های واقعی مهاجرت، نژاد، خانواده و هویت باعث شد Fresh Off the Boat با استقبال منتقدان روبه‌رو شود. نقش‌آفرینی رندال پارک (Randall Park) و کنستانس وو (Constance Wu) در نقش والدین ادی هم یکی از دلایل اصلی موفقیت سریال بود.

این سریال ۶ فصل ادامه پیدا کرد. شروع آن از نظر آمار بیننده متوسط بود، اما جایگاه فرهنگی مهمی پیدا کرد؛ به‌ویژه چون یکی از معدود سیتکام‌های آمریکایی با محوریت یک خانواده آسیایی-آمریکایی بود. با این حال، هوانگ پس از فصل اول از مشارکت مستقیم خود در سریال فاصله گرفت. در فصل پنجم هم شبکه ای‌بی‌سی (ABC) زمان پخش سریال را به جمعه منتقل کرد و همین تصمیم باعث افت جدی آمار بینندگان شد. در نهایت، Fresh Off the Boat پس از فصل ششم به پایان رسید.

چرا مهم است؟
چون نشان داد یک سیتکام خانوادگی می‌تواند هم گرم و خنده‌دار باشد، هم درباره مهاجرت، نژادپرستی روزمره و شکل‌گیری هویت حرف بزند.

۴. «همه از کریس متنفرند» (Everybody Hates Chris)

وقتی صحبت از داستان‌گویی باشد، کمتر کمدینی به پای کریس راک (Chris Rock) می‌رسد. بنابراین کاملا منطقی بود که سریالی بر اساس نسخه‌ای سبک‌پردازی‌شده از دوران کودکی و نوجوانی او ساخته شود؛ سریالی که خود راک روایت آن را بر عهده داشت.

«همه از کریس متنفرند» (Everybody Hates Chris) در سال ۲۰۰۵ پخش شد و نامش هم شوخی مستقیمی با یکی دیگر از سریال‌های همین فهرست، یعنی «همه ریموند را دوست دارند» (Everybody Loves Raymond) بود. در این سریال، تایلر جیمز ویلیامز (Tyler James Williams)، که بعدها با «ابتدایی ابوت» (Abbott Elementary) بیشتر دیده شد، نقش نسخه نوجوان کریس راک را بازی می‌کند.

Everybody Hates Chris خیلی زود محبوب منتقدان شد. در فصل اول، سومین سریال پربیننده شبکه یوپی‌ان (UPN) بود. بعد از آن، برای سه فصل باقی‌مانده به شبکه سی‌دابلیو (The CW) منتقل شد. هرچند آمار بینندگان به‌تدریج کاهش پیدا کرد، اما علاقه و احترام به سریال کم نشد.

پس از چهار فصل، کریس راک گفت سریال عملا زندگی او را تا زمانی که وارد دنیای کمدی شد پوشش داده است؛ بنابراین با پایان یافتن یا لغو آن مشکلی ندارد. طرفداران البته بعدها یک جور بازگشت تازه هم گرفتند: نسخه انیمیشنی «همه هنوز از کریس متنفرند» (Everybody Still Hates Chris) که در سال ۲۰۲۴ از کمدی سنترال (Comedy Central) منتشر شد.

چرا مهم است؟
چون Everybody Hates Chris فقط خاطرات کودکی یک کمدین نیست؛ روایتی بامزه، تلخ و تیز از طبقه اجتماعی، خانواده، نژاد و بزرگ شدن در محیطی سخت است.

۳. Everybody Loves Raymond

اگر در سریال قبلی «همه از کریس متنفرند»، اینجا تقریبا همه ریموند را دوست دارند؛ هرچند خود ستاره سریال در ابتدا چندان مطمئن نبود که این عنوان بهترین انتخاب باشد.

«همه ریموند را دوست دارند» (Everybody Loves Raymond) بر پایه شخصیت کمدی و تجربه‌های خانوادگی ری رومانو (Ray Romano) شکل گرفت. رومانو سال‌ها به‌عنوان استندآپ کمدین فعالیت کرده بود، اما حضورش در سال ۱۹۹۵ در «برنامه آخر وقت با دیوید لترمن» (The Late Show with David Letterman) راه را برای ساخت سریال خودش باز کرد.

دیوید لترمن (David Letterman) بعدها به نیویورک تایمز (The New York Times) گفته بود:

«تا پایان اجرای او، ما از قبل وکلا را آماده کرده بودیم تا قرارداد را با او پیش ببرند.»

یک سال بعد، Everybody Loves Raymond آغاز شد و به مدت ۹ سال ادامه پیدا کرد؛ در این مدت به یکی از قابل لمس‌ترین سیتکام‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل شد.

بخش زیادی از شوخی‌های استندآپ رومانو درباره خانواده ایتالیایی-آمریکایی پررنگ، دخالت‌گر و گاهی طاقت‌فرسای او بود. وقتی این ایده به تلویزیون رسید، سریال زوج والدینی ایده‌آل خود را در پیتر بویل (Peter Boyle) و دوریس رابرتس (Doris Roberts) پیدا کرد. آن‌ها در بیش از ۲۰۰ قسمت، مدام وارد زندگی ری بارون (Ray Barone)، همسر و فرزندانش شدند؛ با دخالت، کنایه، فشار عاطفی و البته مقدار زیادی کمدی.

در کنار آن‌ها، برد گرت (Brad Garrett)، کمدین استندآپ دیگر، نقش برادر حسود و همیشه سرخورده ری را بازی می‌کرد. سریال در ابتدا از نظر رتبه‌بندی کند شروع کرد، اما بعدها به یکی از برنامه‌های ثابت جمع ۱۰ سریال برتر تلویزیون تبدیل شد و در مجموع ۱۵ جایزه امی گرفت.

چرا مهم است؟
چون Everybody Loves Raymond ثابت کرد کمدی خانوادگی وقتی از جزئیات واقعی و قابل لمس زندگی روزمره بیاید، می‌تواند هم جهانی باشد و هم ماندگار.

۲. «گلدبرگ‌ها» (The Goldbergs)

در میان سریال‌های این فهرست، «گلدبرگ‌ها» (The Goldbergs) یکی از خاص‌ترین روش‌ها را برای روایت خاطرات خالقش، آدام اف. گلدبرگ (Adam F. Goldberg)، انتخاب کرد. گلدبرگ فیلم‌های خانگی واقعی خانواده‌اش را به قسمت‌هایی تبدیل کرد که همگی در فضای مبهم و نوستالژیک «دهه ۱۹۸۰ و خرده‌ای» می‌گذشتند.

او در کودکی ساعت‌ها از خانواده و دوستانش فیلم گرفته بود و همین آرشیو شخصی، برایش به گنجینه‌ای تمام‌نشدنی از خاطرات و ایده‌ها تبدیل شد. هر قسمت سریال معمولا به یک فیلم، برنامه تلویزیونی، مد یا پدیده فرهنگی دهه ۸۰ وصل می‌شد؛ چیزی که برای نسل ایکس و هزاره‌ای‌ها حکم خوراک نوستالژی داشت.

چیزی که The Goldbergs را از بسیاری از سیتکام‌های هم‌دوره‌اش جدا می‌کرد، انتخاب بازیگران بود. از پتن آزوالت (Patton Oswalt) به‌عنوان راوی گرفته تا وندی مک‌لندن-کاوی (Wendi McLendon-Covey) در نقش مادری بیش از حد مراقب و خفه‌کننده، همه چیز طوری طراحی شده بود که سریال شبیه یک کپسول زمان از «روزهای خوب قدیم» باشد.

گلدبرگ در ۶ فصل اول شورانر سریال بود و بعد برای تمرکز روی پروژه‌های دیگر جدا شد. به گفته خود او، چهار فصل بعدی دیگر از نظر زندگی شخصی‌اش «کانون» یا بخشی از روایت واقعی او محسوب نمی‌شدند. بدون حضور مستقیم او، سریال به‌تدریج افت کرد و پس از فصل دهم لغو شد.

چرا مهم است؟
چون The Goldbergs نشان داد خاطرات خانوادگی، حتی وقتی بسیار شخصی‌اند، می‌توانند با نوستالژی فرهنگی ترکیب شوند و برای میلیون‌ها نفر آشنا به نظر برسند.

۱. «ساینفلد» (Seinfeld)

وقتی حرف از سیتکام‌های زندگی‌نامه‌ای می‌شود، سخت است بتوان «ساینفلد» (Seinfeld) را جایی جز رتبه اول گذاشت. این سریال به‌طور گسترده یکی از بهترین سیتکام‌های تاریخ تلویزیون شناخته می‌شود؛ سریالی بی‌نهایت نقل‌قول‌پذیر، با قسمت‌هایی که هنوز هم در حافظه تلویزیونی مخاطبان مانده‌اند. پایان‌بندی آن نیز یکی از پربیننده‌ترین فینال‌های تاریخ سریال‌ها بود؛ هرچند بحث بر سر آن پایان جنجالی هنوز هم ادامه دارد.

جری ساینفلد (Jerry Seinfeld) با همکاری لری دیوید (Larry David)، از بخش‌هایی از استندآپ مشاهده‌گرانه خود استفاده کرد تا هسته قسمت‌ها را بسازد. البته برخلاف بعضی از سریال‌های این فهرست، الهام Seinfeld فقط از زندگی جری نمی‌آمد؛ تجربه‌های لری دیوید و چند نویسنده دیگر اتاق نویسندگان هم نقش مهمی در شکل‌گیری داستان‌ها داشتند.

وقتی سریال بالاخره جا افتاد، به یک غول رتبه‌بندی تبدیل شد. Seinfeld در پنج فصل پایانی خود همیشه در جمع سه سریال برتر قرار داشت و در فصل نهم و آخرش حتی رتبه اول را به دست آورد.

شاید Seinfeld به اندازه برخی نمونه‌های دیگر این فهرست زندگی‌نامه‌ای مستقیم نباشد، اما از نظر تاثیرگذاری، ماندگاری و نفوذ بر سیتکام‌های بعدی، تقریبا رقیبی ندارد. این همان «سریال درباره هیچ چیز» است که نشان داد هیچ چیز، اگر خوب نوشته شود، می‌تواند همه چیز باشد.

یا اگر بخواهیم با یکی از شوخی‌های معروف خود سریال جمع‌بندی کنیم: Seinfeld واقعا استاد این قلمرو است.

چرا رتبه اول؟
چون Seinfeld نه‌تنها از زندگی و نگاه کمدینش تغذیه کرد، بلکه زبان سیتکام مدرن را تغییر داد و هنوز هم در شوخی‌نویسی تلویزیونی رد پایش دیده می‌شود.

چرا سیتکام‌های زندگی‌نامه‌ای این‌قدر جواب می‌دهند؟

سیتکام‌های زندگی‌نامه‌ای معمولا زمانی بهترین نتیجه را می‌دهند که فقط به بازسازی خاطرات واقعی بسنده نکنند. راز موفقیتشان در این است که تجربه شخصی را به چیزی عمومی و قابل درک تبدیل کنند؛ چیزی که تماشاگر با خودش بگوید: «من هم این حس را می‌شناسم.»

  • Fresh Off the Boat تجربه مهاجرت و خانواده را وارد سیتکام کرد.
  • Everybody Hates Chris از سختی‌های کودکی، کمدی ساخت.
  • Everybody Loves Raymond زندگی خانوادگی روزمره را به کمدی جهانی تبدیل کرد.
  • The Goldbergs خاطرات ویدئویی یک خانواده را با نوستالژی دهه ۸۰ پیوند زد.
  • Seinfeld از جزئیات کوچک و به‌ظاهر بی‌اهمیت زندگی، یک اثر کلاسیک ساخت.

در نهایت، این سریال‌ها ثابت می‌کنند بهترین کمدی‌ها همیشه از یک جای خیلی انسانی شروع می‌شوند؛ از خانواده، خاطره، شکست، شرمندگی، عصبانیت‌های کوچک و لحظه‌هایی که شاید وقتی اتفاق می‌افتند سخت باشند، اما بعدها تبدیل به داستان‌هایی می‌شوند که همه با آن‌ها می‌خندند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا