
یافتههای یک مطالعه پژوهشی منتشرشده در مجله ACS Applied Materials & Interfaces نشان داد که میتوان با استفاده از برخی میکروRNAهای موجود در ادرار، نشانههایی از تومورهای مغزی را شناسایی کرد. بااینحال، این پژوهش یک مطالعه آزمایشگاهی و اثبات مفهوم بود و هنوز به این معنا نیست که آزمایش معمول ادرار میتواند جایگزین MRI، سیتیاسکن یا نمونهبرداری از تومور شود. همچنین، این مطالعه افزایش بقای بیماران را بررسی نکرده است؛ بنابراین نمیتوان نتیجه گرفت که انجام منظم آزمایش ادرار در حال حاضر موجب افزایش شانس بقا میشود.
تشخیص تومورهای مغزی میتواند دشوار باشد، زیرا علائم اولیه آنها به محل، اندازه و سرعت رشد تومور بستگی دارد و ممکن است با بیماریهای شایعتری مانند سردردهای میگرنی، اختلالات عصبی یا مشکلات بینایی اشتباه گرفته شود. سردرد، تهوع، تشنج، تغییرات رفتاری، اختلال حافظه، ضعف یکطرفه بدن، اختلال در تکلم، تعادل یا بینایی از علائم احتمالی هستند، اما وجود این علائم بهتنهایی به معنای ابتلا به تومور مغزی نیست. در صورت بروز علائم عصبی جدید، پیشرونده یا شدید، ارزیابی پزشکی و در صورت نیاز تصویربرداری مغزی ضروری است.
در حال حاضر، MRI مغز با یا بدون ماده حاجب مهمترین روش تصویربرداری برای بررسی بسیاری از تومورهای مغزی است. سیتیاسکن نیز در شرایط اورژانسی، برای تشخیص خونریزی یا زمانی که MRI در دسترس نیست، کاربرد دارد. تشخیص قطعی نوع و درجه تومور معمولاً به بررسی بافت تومور و آزمایشهای مولکولی نیاز دارد. زمان تشخیص بر روند درمان اثر میگذارد، اما این موضوع به نوع تومور، محل آن، درجه بدخیمی، وضعیت عمومی بیمار و امکان جراحی کامل یا نسبی نیز وابسته است؛ بنابراین، همه تومورهای مغزی را نمیتوان صرفاً با تشخیص زودهنگام بهطور کامل خارج کرد.
در سالهای اخیر، «نمونهبرداری مایع» یا liquid biopsy بهعنوان روشی کمتهاجمی برای شناسایی مواد ژنتیکی مرتبط با سرطان مورد توجه قرار گرفته است. میکروRNAها گروهی از مولکولهای کوچک RNA هستند که بیان ژنها را تنظیم میکنند. سلولهای توموری و سلولهای اطراف آنها ممکن است الگوی متفاوتی از میکروRNAها تولید یا آزاد کنند. بخشی از این مولکولها درون وزیکولهای خارجسلولی، از جمله اگزوزومها، قرار میگیرند و به دلیل محافظتشدن در برابر تجزیه، میتوانند در مایعاتی مانند خون و ادرار پایدار بمانند.
با وجود اینکه ادرار بهسادگی و بدون ورود ابزار به بدن جمعآوری میشود، استفاده از آن برای بررسی تومورهای مغزی چالشهایی دارد. سد خونیـمغزی میتواند آزادشدن برخی نشانگرهای تومور را به جریان خون و سپس ادرار محدود کند. علاوه بر این، مقدار و کیفیت RNA موجود در ادرار ممکن است تحت تأثیر میزان آب مصرفی، زمان نمونهگیری، عملکرد کلیه، عفونت ادراری، التهاب، داروها و روش نگهداری نمونه قرار گیرد. به همین دلیل، استانداردسازی فرایند جمعآوری و آزمایش برای استفاده بالینی ضروری است.
پژوهشگران دانشگاه ناگویا در مطالعه موردنظر، دستگاهی مبتنی بر نانوسیمهای اکسید روی طراحی کردند. این دستگاه که از تعداد بسیار زیادی نانوسیم تشکیل شده بود، برای استخراج مؤثرتر وزیکولهای خارجسلولی و میکروRNAهای موجود در مقدار کمی ادرار به کار رفت. بر اساس گزارش پژوهشگران، دستگاه میتوانست از حدود یک میلیلیتر ادرار، تعداد و تنوع بیشتری از میکروRNAها را نسبت به برخی روشهای رایج آزمایشگاهی استخراج کند. امکان استریلکردن و تولید نسبتاً انبوه این ساختار نیز از ویژگیهایی بود که میتوانست در توسعه فناوریهای آینده اهمیت داشته باشد.
پژوهشگران سپس الگوی میکروRNAهای نمونههای ادرار افراد مبتلا به تومور مغزی را با افراد فاقد سرطان مقایسه کردند. در مجموعه نمونههای بررسیشده، یک مدل تشخیصی مبتنی بر ترکیب چند میکروRNA توانست افراد مبتلا به تومور مغزی را با حساسیت گزارششده ۱۰۰ درصد و ویژگی ۹۷ درصد از گروه کنترل تفکیک کند. حساسیت نشان میدهد چه نسبتی از بیماران مبتلا بهدرستی شناسایی شدهاند و ویژگی نشان میدهد چه نسبتی از افراد فاقد بیماری بهدرستی در گروه غیرمبتلا قرار گرفتهاند.
این اعداد، هرچند امیدوارکنندهاند، نباید بهعنوان دقت قطعی یا عملکرد قابل تعمیم به همه بیماران تفسیر شوند. نتایج به اندازه و ترکیب گروه مطالعه، شیوع بیماری، نوع نمونهها، روش انتخاب افراد و نحوه اعتبارسنجی مدل وابستهاند. در مطالعات کوچک، حتی چند نتیجه مثبت یا منفی میتواند درصدهای حساسیت و ویژگی را بهشدت تغییر دهد. برای اثبات کارایی واقعی این روش، به مطالعات چندمرکزی و آیندهنگر با تعداد نمونه بسیار بیشتر نیاز است؛ مطالعاتی که در آنها بیماران مبتلا به انواع مختلف تومورهای مغزی، افراد مبتلا به بیماریهای عصبی غیرسرطانی، عفونتهای ادراری، بیماریهای کلیوی و سایر سرطانها نیز حضور داشته باشند.
همچنین لازم است این مدل در گروهی مستقل از افرادی که برای ساخت آن استفاده نشدهاند، بهطور جداگانه اعتبارسنجی شود. پژوهشگران باید مشخص کنند که آیا نشانگرهای ادراری میتوانند میان تومورهای مغزی مختلف، مانند گلیوبلاستوما، مننژیوم و تومورهای متاستاتیک، تمایز ایجاد کنند یا خیر و آیا مقدار این نشانگرها با اندازه، درجه بدخیمی، پاسخ به درمان یا عود بیماری ارتباط دارد. بررسی تکرارپذیری نتایج در نمونههای گرفتهشده در زمانهای مختلف نیز اهمیت زیادی دارد.
از نظر کاربرد بالینی، این فناوری ممکن است روزی بهعنوان یک آزمایش کمکی برای ارزیابی خطر، پیگیری بیماران پس از درمان یا انتخاب افرادی که به تصویربرداری دقیقتر نیاز دارند، استفاده شود. بااینحال، برای غربالگری عمومی جمعیت، دقت آزمایش تنها معیار کافی نیست. از آنجا که تومورهای مغزی نسبتاً نادرند، حتی یک آزمایش با حساسیت و ویژگی بالا ممکن است در جمعیت عمومی نتایج مثبت کاذب قابلتوجهی ایجاد کند. بنابراین، نتیجه مثبت باید با روشهای استاندارد، بهویژه MRI و ارزیابی متخصص مغز و اعصاب یا جراح مغز و اعصاب، بررسی شود و نتیجه منفی نیز نباید در فرد دارای علائم هشداردهنده باعث تأخیر در تصویربرداری شود.
در مجموع، مطالعه دانشگاه ناگویا نشان میدهد که میکروRNAهای ادراری و فناوریهای مبتنی بر نانوسیم میتوانند مسیر تازهای برای توسعه روشهای کمتهاجمی تشخیص تومورهای مغزی فراهم کنند. بااینحال، این روش هنوز در مرحله پژوهشی قرار دارد و هیچ راهنمای معتبر پزشکی انجام منظم آزمایش ادرار برای تشخیص یا پیگیری تومورهای مغزی را بهعنوان جایگزین تصویربرداری استاندارد توصیه نمیکند. ارزش اصلی این یافته در ارائه یک مسیر تحقیقاتی جدید است، نه در تأیید یک آزمایش آماده برای استفاده عمومی یا اثبات اثر آن بر افزایش طول عمر بیماران.





