
آوریل ۱۷۷۴؛ یازده سال از پیروزی بریتانیا در جنگ هفتساله میگذرد. از همان زمان، روابط بین سیزده مستعمره آمریکا و سرزمین مادر بهتدریج تیرهتر شده است. بخش زیادی از اختلافات حول حق پارلمان بریتانیا برای اخذ مالیات از مستعمرات میچرخد؛ حقی که بسیاری از مهاجران سرسختانه با آن مخالفت میکنند. اما این ماجرا فقط مسئله مالیات نیست؛ بلکه بحث اصلی، «حاکمیت» است – اینکه چه کسی حق دارد بر سرزمینهای آمریکای شمالی حکومت کند.
پس از پایان جنگ، بریتانیا برای جلوگیری از درگیریهای مرزی با قبایل بومی و حفظ صلح در مناطق مرزی، در سال ۱۷۶۳ «اعلامیه سلطنتی» صادر کرد که مانع گسترش بیشتر مهاجران فراتر از رشتهکوههای آپالاچی به سمت سرزمینهای غربی (موسوم به «سرزمینهای سرخپوستان») میشد. این فرمان موجب شد بسیاری از زمینداران، پیشگامان و کشاورزان، که چشم به زمینهای ارزان آن سوی کوهها داشتند، بهشدت از دولت بریتانیا عصبانی شوند.
سال به سال، فهرست شکایتهای مستعمرهنشینان از بریتانیا طولانیتر میشد. هر اقدام جدید پارلمان برای اعمال قدرت، مقاومت آنان را شدیدتر میکرد. ماجرای نابودی ۴۶ تُن چای شرکت هند شرقی بریتانیا در «جشن چای بوستون» آخرین قطرهای بود که صبر لندن را لبریز کرد.
اعمال قهریه و واکنش مستعمرات

دولت «لرد نورث» (Lord North) در لندن تصمیم گرفت بوستون و ایالت ماساچوست را درس عبرت دیگران کند. بهار ۱۷۷۴، چهار هزار سرباز بریتانیایی به ماساچوست فرستاده شدند و مجموعه قوانینی موسوم به «قوانین قهریه» تصویب گردید:
- تغییر فرماندار ایالت به «ژنرال توماس گیج» (General Thomas Gage) بهعنوان فرماندار نظامی
- بستن بندر بوستون با محاصره دریایی نیروی دریایی سلطنتی
- محدود کردن مجالس نمایندگان ایالت
- آسانتر شدن امکان مصادره خانهها توسط ارتش بریتانیا
همچنین «قانون کِبک» که آزادی مذهب کاتولیک در کانادا را تضمین میکرد و اراضی وسیعی از غرب میانه را به استان کبک واگذار مینمود، باعث خشم بیشتر مهاجران پروتستان نیوانگلند شد.
این قوانین در آمریکا به «قوانین تحملناپذیر» معروف شدند و نتیجهشان برعکس انتظار لندن بود؛ مستعمرات به حمایت از ماساچوست برخاستند.
راهی به سوی کنگره قارهای

در اکتبر ۱۷۷۴، اولین «کنگره قارهای» (Continental Congress) در فیلادلفیا تشکیل شد و ۵۲ نماینده از ۱۲ مستعمره در آن شرکت کردند. افرادی چون:
- جان و ساموئل آدامز (John & Samuel Adams) از ماساچوست
- جان دیکینسون (John Dickinson) از پنسیلوانیا، طرفدار مصالحه با بریتانیا
- پاتریک هنری (Patrick Henry) از ویرجینیا، طرفدار استقلال کامل
تصمیم بر این شد که تمام کالاهای بریتانیایی تحریم و دومین نامه شکایت به شاه «جرج سوم» (King George III) ارسال شود. پاسخ رسمی هرگز دریافت نشد، اما روحیه اتحاد میان مستعمرات تقویت گردید.
زمزمههای جنگ

ژنرال گیج نگران ذخایر باروت و تسلیحات میهندوستان بود. پاییز ۱۷۷۴ او نیرو فرستاد تا انبار باروتی را در سافولککانتی (Suffolk County) تصرف کند، اما این حرکت موجی از شایعات و خشم ایجاد کرد. زمستان همان سال، نیروهای بریتانیا به بوستون عقب نشستند.
در مارس ۱۷۷۵، پاتریک هنری در سخنرانی معروفش در ویرجینیا گفت: «یا آزادی به من بدهید یا مرگ!»
یک ماه بعد، گیج دستور یافت رهبران شبهنظامیان را دستگیر و سلاحهای آنها را مصادره کند. هدف او شهر کوچک «کانکورد» (Concord) بود.
۱۹ آوریل ۱۷۷۵ – لکسینگتون و کانکورد

نیمهشب، ۷۰۰ سرباز بریتانیایی در سکوت از بندر بوستون عبور کردند و بهسوی کانکورد حرکت نمودند. فرمانده آنها «سرهنگ فرانسیس اسمیت» (Colonel Francis Smith) بود. اما میهن دوستان جاسوس داشتند؛ «پل ریویر» (Paul Revere) و چند سوارکار دیگر به روستاها خبر رساندند: «انگلیسیها میآیند!»
در لکسینگتون، کاپیتان «جان پارکر» (John Parker) با ۸۰ شبهنظامی بر روی میدان روستا آماده شد. حوالی ساعت ۵ صبح، دو طرف در برابر هم قرار گرفتند. دستور داده شد که سلاحها زمین گذاشته شود. ناگهان گلولهای شلیک شد (کسی نمیداند از کدام سو) و در پی آن آتشباری کوتاهی رخ داد. هشت آمریکایی کشته شدند و تنها یک سرباز بریتانیایی زخمی شد. این نخستین درگیری جنگ استقلال آمریکا بود.
نبرد در کانکورد

بریتانیاییها به کانکورد رسیدند اما بیشتر ذخایر میهن دوستان جابهجا شده بود. در شمال شهر، بر روی تپهای، ۴۰۰ شبهنظامی از جمله «نیروی آمادهباش» (Minute Men) حضور داشتند. مقابل پل شمالی، آنان به سمت نگهبانان بریتانیایی پیشروی کردند. سربازان بریتانیا گلولهای شلیک کردند و شبهنظامیان پاسخ دادند. چند نفر در هر دو طرف کشته یا زخمی شدند و بریتانیاییها عقبنشینی کردند.
عقبنشینی و محاصره بوستون

ظهر، اسمیت دستور بازگشت داد. هزاران شبهنظامی در مسیر کمین کرده بودند و به افسران بریتانیا شلیک میکردند. نیروهای پشتیبانی به فرماندهی «لرد پرسی» (Lord Percy) با دو توپخانه رسیدند و کمک کردند. اما پس از ۲۴ ساعت راهپیمایی و نبرد، سربازان بریتانیا به شارلتاون (Charlestown) عقب نشستند. تلفات بریتانیا: ۷۳ کشته، ۱۷۳ زخمی. تلفات آمریکاییها: ۴۹ کشته، ۳۹ زخمی.
پیامدها
در پی این نبردها، ۱۵ هزار شبهنظامی بوستون را محاصره کردند و ماساچوست رسماً در شورش بود. خبر همچون آذرخش به سراسر مستعمرات رسید. سه هفته بعد، دومین کنگره قارهای در فیلادلفیا آغاز شد. مهمترین تصمیم آنها تشکیل ارتش واحد «ارتش قارهای» و انتخاب «جرج واشنگتن» (George Washington) به فرماندهی بود؛ او پذیرفت بدون حقوق، تنها با دریافت هزینهها خدمت کند.
این انتخاب، بهرغم تردیدهای اولیه، در نهایت یکی از بهترین تصمیمهای تاریخ آمریکا شد.





