بازگشت جمعه جادویی؛ گفتوگو با مارک واترز درباره موفقیت «Freaky Friday»، همکاری با لیندزی لوهان و خاطرات یک کارگردان
در آستانه استقبال پرشور از «Freakier Friday»، مارک واترز از پشتصحنه ساخت نسخه اصلی، نقشآفرینی لیندزی لوهان و جیمی لی کرتیس، و دلایل محبوبیت ماندگار این کمدی خانوادگی میگوید.

جمعه هنوز هم روز محبوب هفته است؛ این بار به لطف موفقیت نسخه جدید و پرفروش «Freakier Friday» از دیزنی، که پس از دو دهه لیندزی لوهان و جیمی لی کرتیس را دوباره کنار هم قرار داده است. فیلمی که نه تنها نوستالژی نسلهای قدیمیتر را زنده میکند، بلکه با حضور بازیگران اصلی نسخه ۲۰۰۳ و چهرههایی چون چاد مایکل موری، استیون توبولوفسکی و حتی رایان مالگارینی (که مدتهاست از بازیگری کناره گرفته بود)، دل هواداران را برده است. اما در این میان، نام مارک واترز، کارگردان نسخه اصلی، بیش از همه به چشم میآید؛ کسی که هرچند در پروژه جدید حضور ندارد، همچنان با علاقه و خاطره از ساختهاش یاد میکند.
در ادامه، گفتوگویی خواندنی با مارک واترز را میخوانید؛ از روزهای دشوار ابتدای کارنامه تا خاطرات طلایی با ستارگان فیلم، و نگاهش به موفقیت ماندگار «Freaky Friday».
آیا فکر میکردید «Freaky Friday» پس از این همه سال چنین محبوب بماند و دنبالهای موفق پیدا کند؟
اصلاً. اینطور چیزها را نمیتوان پیشبینی کرد. تنها کاری که میتوانید بکنید این است که فیلمی بسازید که خودتان دوستش دارید و امیدوار باشید دیگران هم با شما همنظر باشند. ما برای این فیلم واقعاً زحمت کشیدیم و کلی خوش گذشت. هنوز یادم هست اولین نمایش آزمایشی فیلم؛ همه مدیران دیزنی آمده بودند و تماشاگرها در پایان، ایستاده تشویق کردند. امتیاز ۹۳ از ۱۰۰ گرفتیم و مایک آیزنر (مدیرعامل وقت دیزنی) پرسید: «ایدهای برای پایان جالبتر داری؟» و من گفتم دارم. پرسید چقدر هزینه دارد؟ تهیهکنندهام گفت یک چهارم میلیون دلار. گفت: «برو بساز!» و همان پایان معروفی را ساختیم که شخصیت روزالیند چائو پدربزرگ را نقش بر زمین میکند.
در نسخه اولیه قرار بود پدربزرگ و نوه جای هم عوض شوند؟
تقریباً همینطور بود. پایان فیلم با یک زمینلرزه دیگر تمام میشد و قرار بود باز هم جابجایی شخصیتها اتفاق بیفتد. اما تصمیم گرفتیم آن شوخی بامزه را بسازیم که به جابجایی نمیرسند و فقط یک صحنه بامزه کشتیکج داریم!
خیلیها از این فیلم به عنوان نقطه جهش حرفهای لیندزی لوهان یاد میکنند؛ اما برای شما هم نقطه عطف بزرگی بود، نه؟
کاملاً. من قبل از آن یک فیلم مستقل ساخته بودم و فیلم دومم هم با شکست مواجه شد و حتی پوسترش را هم ندارم! تهیهکننده پرخاشگری داشتم که اجازه نداد تدوین کارگردان را انجام بدهم و واقعاً به آن فیلم تعلق خاطر ندارم. احساس میکردم دیگر شانسی در سینما ندارم تا اینکه «Freaky Friday» را ساختم و همهچیز تغییر کرد.
چطور خودتان را به دیزنی برای کارگردانی این فیلم معرفی کردید؟
وقتی به جلسه رفتم، حس کردم فیلمنامه واقعاً ضعیف است اما نمیتوانستم این را به آنها بگویم! در نسخه اولیه، دختر فیلم خبرنگار مدرسه بود و میخواست با گوئن استفانی مصاحبه کند. اما من گفتم این شخصیتها باید تضاد داشته باشند؛ مادر باید پزشک باشد و دختر گیتاریست یک گروه راک، نه خبرنگار. دیزنی با این ایده موافقت کرد و همین شد نسخه نهایی فیلم که موفق هم شد. همین باعث شد که بتوانم «Mean Girls» را هم کارگردانی کنم.
همکاریتان با لیندزی لوهان در «Mean Girls» چطور شکل گرفت؟
تینا فی، لورن مایکلز و شری لنسینگ نسخه اولیه «Freaky Friday» را دیدند و تصمیم گرفتند هم من و هم لیندزی را برای «Mean Girls» انتخاب کنند. ابتدا فکر میکردم لیندزی برای نقش رجینا جورتر است، چون انرژی و شخصیت قویتری دارد. اما وقتی نقش کدی را پیدا نکردیم، سراغ ریچل مکآدامز رفتیم. لیندزی کمی ناراحت شد چون فکر میکرد نقش رجینا جالبتر است، اما در نهایت همه چیز به خوبی پیش رفت.
وقتی جیمی لی کرتیس اسکار گرفت، به یاد «Freaky Friday» افتادید؟
قطعاً! جیمی لی کرتیس همیشه بازیهای بینظیری داشته، چه در «Freaky Friday» چه در «A Fish Called Wanda» و «True Lies». گرفتن اسکار حقش بود و من هم خوشحال شدم.
در سالهای اخیر بعضیها به شوخیهای مرتبط با آسیاییها در فیلم انتقاد کردهاند؛ نظری دارید؟
کاملاً قبول دارم که کمی اغراقآمیز بود، اما اصلاً قصد توهین یا تمسخر هیچ گروهی را نداشتیم. روزالیند چائو خودش هم در جریان شوخی بود و میدانست فضاسازی طنزآمیز است. البته از نگاه امروزی شاید این صحنهها عجیب یا نامناسب به نظر برسد، اما هدف ما فقط خلق موقعیتهای بامزه بود.
آیا تا به حال به ساخت دنبالهای برای «Freaky Friday» فکر کرده بودید؟
نه، هیچوقت خودم دنبالهای ننوشتم. دوست داشتم اگر فرصتی بود، حتی به عنوان تهیهکننده اجرایی یا مشاور در پروژه جدید حضور داشته باشم، اما دعوت نشدم! البته از تیم جدید حمایت میکنم و خوشحالم که فیلم موفقی شده است.
آیا هنوز با لیندزی لوهان ارتباط دارید؟ شاید پروژهای در آینده؟
مدتی پیش در نیویورک وقتی او مشغول فیلمبرداری یک فیلم نتفلیکس بود، دوباره همدیگر را دیدیم و درباره همکاری مجدد حرف زدیم. او الان خیلی عاقلتر و حرفهایتر شده و خوشحالم که با هم دوست ماندهایم. شاید روزی فرصتی برای همکاری دوباره پیش بیاید.
در پایان؛ اگر بخواهید دلیل محبوبیت ماندگار «Freaky Friday» را در یک جمله خلاصه کنید، چه میگویید؟
این فیلم درباره خانواده، تفاوت نسلها و پذیرش یکدیگر است. فکر میکنم مردم همیشه با چنین داستانهایی ارتباط برقرار میکنند و به همین دلیل، «Freaky Friday» همچنان محبوب مانده است.





