دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی «پخمه‌ها» (Idiots)؛ سفر جاده‌ای به کابوسی از جنس کمدی سیاه بدل می‌شود

سینمای میکن بلر همیشه در مرز باریک میان پوچی، خشونت بی‌پرده و میل به شرافت انسانی در دنیایی بی‌رحم نفس کشیده است. او که با بازی در آثار شاخص جرمی سالنیه مانند «خرابه‌ی آبی» (Blue Ruin) و «اتاق سبز» (Green Room) و سپس کارگردانی فیلم ستایش‌شده‌ی «من دیگر در این دنیا احساس راحتی نمی‌کنم» خود را به‌عنوان صدایی متمایز در سینمای مستقل آمریکا تثبیت کرد، حالا در سومین تجربه‌ی کارگردانی‌اش سراغ یک کمدی جاده‌ای رفته است. فیلم «پخمه‌ها» (Idiots) که نخستین بار در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۲۶ با نام غیرمتعارف «The Shitheads» روی پرده رفت، با همراهی چهره‌های نام‌آشنای کمدی سیاه و خشن همچون جودی هیل، دنی مک‌براید، دیوید گوردون گرین و جرمی سالنیه در جایگاه تهیه‌کنندگان اجرایی ساخته شده است؛ ترکیبی که ردپای شوخی‌های بی‌پروای آن‌ها در جای‌جای اثر احساس می‌شود.

قصه از جایی شروع می‌شود که دو آدم بخت‌برگشته و درمانده به عجیب‌ترین شکل ممکن شغلشان را از دست می‌دهند. دیویس با بازی اوشی جکسون جونیور، مردی مومن، خوش‌قلب و ساده‌دل است که به خیال تماشای فیلمی آموزشی درباره‌ی زندگی حضرت عیسی، بچه‌های کانون جوانان کلیسای پرسبیتری را به تماشای فیلم جنجالی لارس فون تریه می‌برد! کشیش کلیسا با بازی کیلر مایک او را به خاطر نفهمیدن فضای تاریک و شوک‌آور فیلم فون تریه اخراج می‌کند. از سوی دیگر، مارک با بازی دیو فرانکو، یک الافِ نشئه و بی‌قید است که در شرکت وصول مطالباتش به خاطر تماشای ویدیوهای کتک‌کاری مست‌ها در یوتیوب عذرش خواسته می‌شود. این دو آس‌وپاس که به پیشنهاد ساقی مشترکشان با بازی خودِ میکن بلر به هم وصل شده‌اند، با سدان قراضه‌ی قرمز مارک در آژانس مشکوکی به نام «دوریندو» استخدام می‌شوند تا شریدان فاکس‌ورث کیمبرلی را به یک مرکز بازپروری در آن‌سوی ایالت برسانند.

نقش شریدان را میسون تیمز بازی می‌کند؛ نوجوانی فوق‌العاده لوس، ثروتمند و شرور که بیشتر شبیه تجسم واقعی همان «ضدمسیح» فون تریه ظاهر می‌شود تا پسری که صرفاً نیازمند ترک اعتیاد باشد. والدین مولتی‌میلیاردرش برای فراری دادنش از زندان او را به کمپ می‌فرستند، اما سپردن چنین هیولایی به دست دو پخمه‌ی بی‌استعداد از همان ابتدا منطق را به چالش می‌کشد. شریدان به سرعت کنترل اوضاع را در دست می‌گیرد، با مسموم کردن و خوراندن مواد به مارک یک فاجعه‌ی اسهال انفجاری و شوخی چندش‌آور به راه می‌اندازد، فرار می‌کند و دو راننده‌اش را وارد یک بازی موش و گربه‌ی دیوانه‌وار می‌سازد. در این مسیر، ایرینا با بازی کرنان شیپکا، رقصنده‌ای از اروپای شرقی که شریدان در متل گازش گرفته و پول‌هایش را دزدیده، به این جمع آشفته اضافه می‌شود.

ماجرا وقتی عجیب‌تر می‌شود که پای یک گروه عجیب‌وغریب از آدم‌ربایان شبه‌نظامی محلی به میان می‌آید. در رأس آن‌ها شخصیتی با بازی پیتر دینکلیج با گریم ترسناک و نیکولاس براون در نقش رپری خودخوانده به نام «پریکا بوش د ورولف» با موهای بافته‌شده و خالکوبی‌های صورت حضور دارند؛ خرده‌خلافکارانی که شریدان با مظلوم‌نمایی در شبکه‌های اجتماعی آن‌ها را برای نجات خود از دست دو راننده‌اش فریب داده است. اینجاست که Idiots از قالب آشنای آثاری چون «سفر جاده‌ای» (Road Trip) و «آخرین ماموریت» (The Last Detail) خارج شده و وارد فضایی شبیه به فیلم‌های اکشن و بهره‌کشی خشن دهه‌ی هفتاد می‌شود. دیو فرانکو نقشی را ایفا می‌کند که یادآور بازی برادرش در «پاین‌اپل اکسپرس» است؛ شخصیتی پرخاشگر، وابسته به مواد و بی‌خیال که تعادلی شکننده در برابر کاراکتر آرام‌تر دیویس می‌سازد.

یکی از جنبه‌های کلیدی «پخمه‌ها» تلاش بلر برای طرح پرسش‌های اگزیستانسیال طبقاتی است. دیویس در اواخر فیلم این جمله‌ی تأمل‌برانگیز را به زبان می‌آورد: «آیا واقعاً همه‌ی ما در هر لحظه تمام تلاشمونو می‌کنیم؟» این عبارت شبیه شعارهای کتاب‌های خودیاری است، اما دیویس مردی است که ایمان اخلاقی‌اش در مواجهه با وقاحت سرمایه‌داری و سنگدلی شریدان فرو می‌ریزد. او نماد طبقه‌ی فرودستی است که برای حفظ انسانیت می‌جنگد، درحالی‌که اشراف‌زاده‌ای مثل شریدان مردم عادی را وادار می‌کند برای تکه‌ای نان به جان هم بیفتند و از پشت شیشه‌ی ماشین به آن‌ها بخندد. بازی اوشی جکسون جونیور در نمایش این خشم فروخورده و فروپاشی روانی بسیار دیدنی است.

بااین‌حال، فیلم از ناهماهنگی لحن رنج می‌برد. Idiots مدام میان کمدی نشئگی، شوخی‌های اسلپ‌استیک، طنز چندش‌آور و تریلر خونین دست‌وپا می‌زند، بدون آنکه بتواند این عناصر ناهمگون را به یک کل ارگانیک پیوند بزند. بلر که در ساخته‌های پیشین خود به خوبی توانسته بود میان خشونت شوک‌آور و همدلی عاطفی تعادل برقرار کند، در اینجا ساختاری تکه‌تکه و نامنظم ارائه می‌دهد. فاصله‌ی میان شوخی‌های اگزجره و وقایع داستان گاهی آن‌قدر زیاد می‌شود که تعلیق دراماتیک فیلم از دست می‌رود. شخصیت شریدان نیز چنان غیرقابل‌تحمل و فاقد رگه‌های انسانی طراحی شده که چرخش پایانی فیلم و تلاش دیویس و مارک برای نجات او از دست شبه‌نظامیان مسلح، چندان برای تماشاگر باورپذیر جلوه نمی‌کند.

در نهایت، «پخمه‌ها» فیلمی پرهیاهو، جسورانه اما ناپخته است که ایده‌های درخشان و شوخی‌های نبوغ‌آمیزش زیر بار ریتم نامتعادل فیلمنامه هدر می‌روند. این اثر نمی‌تواند به سطح دستاوردهای پیشین بلر برسد، اما به لطف انرژی دیوانه‌وار بازیگران اصلی، ارجاعات سینمایی جذاب به آثاری چون «جادوگری» (Häxan) و لحظات خنده‌دار غیرمنتظره، تجربه‌ای تماشایی از مواجهه‌ی تلخ و گزنده‌ی طبقه‌ی کارگر با هرج‌ومرج جهان مدرن را رقم می‌زند.

امتیاز - ۵٫۹

۵٫۹

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا