دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسیویژه فرامدیا

نقد و بررسی فیلم «Quills» (قلم‌پرها)

قلم‌پرها؛ جدال میان آزادی خلاقیت و حصار اخلاق در واپسین روزهای مارکی دو ساد

فیلم «قلم‌پرها» (Quills) ساخته‌ی فیلیپ کافمن، اقتباسی از نمایشنامه‌ی داگ رایت، روایتی جسورانه و پرکشش از سال‌های پایانی زندگی مارکی دو ساد – نویسنده و فیلسوف جنجالی فرانسوی – ارائه می‌دهد. کافمن در این اثر، شخصیت دو ساد را تا حدی پالوده از چهره کامل تاریخی‌اش به تصویر می‌کشد؛ کمتر به جنایت‌های فیزیکی و خشونت بی‌رحمانه او می‌پردازد و بیشتر او را به نماد آزادی بیان و مقاومت هنری تبدیل می‌کند، حتی در شرایطی که به طور کامل محبوس و تحت فشار شدید است.

فیلم عمدتاً در سال ۱۸۰۱ و در تیمارستان شارنتون می‌گذرد. دو ساد (با بازی جفری راش) پس از سال‌ها زندان و تبعید، به دلیل «افراط» در نوشته‌ها و زندگی‌اش، در آسایشگاه روانی محبوس شده است. در این محیط بسته، او با آبه کولمیه (خواکین فونیکس)، کشیش جوانی که دیدگاهی نسبتاً لیبرال دارد، رابطه‌ای دوستانه برقرار می‌کند. کولمیه امیدوار است نوشتن، نوعی پالایش برای دو ساد باشد و شاید عطش افکار افراطی‌اش را تخلیه کند.

اما دو ساد، حتی زمانیکه قلم و کاغذش را می‌گیرند، از نوشتن دست نمی‌کشد. او لباس، دیوار سلول، پوست بدن و حتی خون و مدفوع خود را جایگزین کاغذ و جوهر می‌کند؛ عملی که بیش از همه، نشانه روحیه شکست‌ناپذیر و اصرار به بیان است.

دست‌نوشته‌های او به کمک مدلین (کیت وینسلت)، رخت‌شوی آسایشگاه، مخفیانه به بیرون قاچاق می‌شود و در شبکه‌ای زیرزمینی دست‌به‌دست می‌گردد. این جریان تا زمانی ادامه دارد که ناپلئون، دکتر رویر-کولار (مایکل کین) را مسئول سامان‌دهی و سرکوب افراط‌گری دو ساد می‌کند – شخصیتی که خود به نوعی تجسد ریاکاری و قدرت‌طلبی است.

در فیلم، سه ضلع اصلی شکل می‌گیرد:

  • دو ساد: هنرمندی که بدون مصالحه، افکار و داستان‌هایش را خلق می‌کند.
  • آبه کولمیه: روحانی جوان که معتقد به درمان و گفت‌وگوست، اما در نهایت زیر فشار اقتدار محافظه‌کارانه قرار می‌گیرد.
  • رویر-کولار: نماد اقتدار اجتماعی که ضمن حمل شعار اخلاق، لذت از ممنوعه‌ها را پنهانی در پی می‌گیرد.

کافمن با پرداخت شخصیت رویر-کولار، اصلاحی بر تم آشنا انجام می‌دهد: کسانی که بیشترین وسواس را در تحریم دارند، اغلب بیشترین کنجکاوی – یا تمایل – به محتوا یا رفتاری دارند که خود آن را محکوم می‌کنند. این تضاد، طنز تلخی را به فیلم تزریق می‌کند.

جفری راش در نقش دو ساد، ترکیبی از شیطنت، وقار و جنون را با ظرافت‌های اجرایی خاص خود ارائه می‌دهد. او نه صرفاً یک «آدم عجیب»، بلکه انسانی است در اسارت ایده‌های ثابت که حاضر نیست سانتی‌مترى از قلمروشان عقب‌نشینی کند. کلماتش ادامه جسمش هستند و درد و رنجی که تحمل می‌کند، در امتداد همان کلمات معنا می‌یابد.

کیت وینسلت در نقش مدلین، شور و آزادی زنانه‌ای دارد که به صورت عملی از نویسنده حمایت می‌کند. شخصیت او گرمی و نور را به فضای تلخ و محدودکننده آسایشگاه می‌آورد.
مایکل کین، با بازی رویر-کولار، ریاکاری را دقیق و بی‌رحمانه تصویر می‌کند؛ مردی که از یک سو «اخلاق» را مطالبه می‌کند و از سوی دیگر همسر جوانش (آملیا وارنر) را همچون «پرنده‌ای کمیاب» در قفس نگه می‌دارد.
خواکین فونیکس نیز کشیشی را به تصویر می‌کشد که مرز بین وظیفه دینی و کشش انسانی‌اش تا انتها باریک و شکننده شده است.

با وجود روایت در فضای تیره و سنگین زندان روانی، «قلم‌پرها» کاملاً فاقد شوخ‌طبعی نیست. لحظاتی که مدلین نوشته‌ها را با بی‌خیالی و شادی قاچاق می‌کند، یا زنجیره انسانی زندانیان برای انتقال رمان دیکته شده‌ی دو ساد، فضایی از بازیگوشی جمعی را ایجاد می‌کند.

کافمن با تجربه آثاری چون «The Unbearable Lightness of Being» نشان داده که در ایجاد توازن بین صحنه‌های سنگین و لحظات سبُک، مهارت دارد. اینجا نیز با وجود موضوعات حساس و صحنه‌های آزاردهنده، فیلم از خمودگی و افسردگی مطلق دور می‌ماند و مخاطب را با کنجکاوی درباره عاقبت شخصیت‌ها همراه می‌سازد.

فیلم، با تمرکز بر شخصیت دو ساد، به سوی پرسشی فلسفی پیش می‌رود: آیا انسان می‌تواند از طبیعت خود فراتر رود؟ دو ساد با وجود فشار بیرونی – خواه مهربانی کولمیه، خواه خشونت رویر-کولار – هرگز تغییر نمی‌کند. او تا انتها «خود» باقی می‌ماند؛ با افکاری که جامعه آنها را خطرناک می‌داند و با روش‌هایی که آن را غیراخلاقی یا بیمارگونه می‌خواند.

این پافشاری، هرچند در محتوا برای جامعه پذیرفتنی نیست، اما در شکل، بی‌تردید نشانه‌ای از استقلال فردی و آزادی خلاقیت است. این همان هسته پیام فیلم است: شاید زندگی موفق آن است که با شناخت و پذیرش کامل طبیعت فردی‌مان پیش برود – خوشبختانه، بیشتر ما طبیعتی کم‌مخاطره‌تر از دو ساد داریم.

«قلم‌پرها» روایتی هوشمندانه از جدال میان نظم اجتماعی و آزادی بیان است؛ فیلمی که با بازی‌های برجسته جفری راش، کیت وینسلت، مایکل کین و خواکین فونیکس، و کارگردانی متعادل فیلیپ کافمن، توانسته هم افراط‌گرایی و هم جذابیت انسانی دو ساد را در یک قاب به تصویر بکشد.

این فیلم به‌جای پرداخت صرف به شهوت و خشونت، بیشتر به شور نوشتن و میل مقاومت می‌پردازد. مخاطب، حتی اگر به افکار دو ساد هیچ گرایشی نداشته باشد، نمی‌تواند از تحسین پایداری او در بیان دست بکشد. در نهایت، «قلم‌پرها» ما را با این فکر ترک می‌کند که شاید هنر، حتی در بدترین دست‌ها، باز هم قدرتی دارد که نمی‌توان آن را کاملاً خاموش کرد.

جمع بندی

امتیاز - ۹٫۱

۹٫۱

قابل تحسین

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا