«بهترینها را برایت آرزو میکنم؛ روایتی گرم و مهربان از پذیرش، هویت و شکوفایی
نقد و بررسی فیلم «بهترینها را برایت آرزو میکنم» (I Wish You All the Best)

فیلم «بهترینها را برایت آرزو میکنم» (I Wish You All the Best) به کارگردانی و نویسندگی تامی دورفمن، اقتباسی از رمان موفق میسون دیور است که با نگاهی ظریف، انسانی و پرمحبت، داستان یک نوجوان نانباینری (غیردوگانهجنسیتی) را روایت میکند. این فیلم، بهجای تمرکز بر تراژدیهای سنگین یا دراماتیزه کردن رنج، بر مهربانی و پذیرش بیقید و شرط بهعنوان نیرویی دگرگونکننده تکیه میکند.
قهرمان داستان، بن (با بازی تاثیرگذار کوری فوگلمانیس) نوجوانی ۱۷ ساله است که پس از آشکار کردن هویت نانباینری خود، توسط والدین بهشدت تند و سنتیاش طرد میشود. در فقدان پناه و حمایت، تنها چارهٔ بن تماس با خواهرش هانا (الکساندرا داداریو) است؛ کسی که خودش نیز ۱۰ سال پیش به دلیل «غیرقابل قبول بودن» از سوی والدین کنار گذاشته شده.
هانا و همسرش توماس (کول اسپراوس) بدون تردید و بدون شرط، بن را در آغوش میگیرند. خانه، امنیت و پذیرش آنها نقطهٔ آغاز تغییر بزرگ در زندگی بن است: تجربهٔ اینکه مورد احترام، فهم و محبت قرار گرفتن، چگونه میتواند مسیر خودپذیری و رشد شخصی را باز کند.
دورفمن با ظرافت، فرآیند تغییرات در زبان بدن و رفتار بن را به تصویر میکشد. در ابتدا، شانههایش خمیده و حرکاتش مردد است؛ اما به مرور، با رها کردن بار عاطفی عدم صداقت یا پنهانکاری دربارهٔ خود، قامتش را صاف میکند، راه رفتنش آزادتر و پرانرژیتر میشود و حتی در صحنهای، سرمست و بیپروا در خیابان میرقصد.
این تغییرات کوچک اما عمیق، نشان میدهد پذیرش بیرونی چگونه میتواند به پذیرش درونی منجر شود و از درون، فرد را شاداب سازد.
هانا به بن خانهای امن میدهد، اما مسئولیتپذیری را نیز از او میخواهد. بن باید کار پیدا کند و هزینههای خود را تامین نماید. هانا شغلی در یک مرکز فعالیتهای روزانه برای سالمندان گرفتار مشکلات حافظه برایش جور میکند. همسرش توماس، که معلم دبیرستان است، با کمی خلاقیت اداری، او را در کلاسها ثبتنام کرده و از یک دانشآموز صمیمی به نام نیتن (مایلز گوتیرز–رایلی) میخواهد راه و چاه مدرسه را نشانش دهد.
بن حالا باید بیاموزد که در روابط مختلف — از محیط کار تا خانوادهٔ جدید و حتی دوستی یا رابطه با نیتن — صادق، مسئول و متعهد باشد: سر وقت سر کار حاضر شود، مکان حضورش را با خواهرش در میان بگذارد و به احساسات دیگران احترام بگذارد.
در این مسیر، بن تنها شاگرد کلاس هنر خانم لیونز (لنا دانهم) است؛ معلمی گرمقلب، عجیب و الهامبخش که به او فضای خلاقیت و بیان خود میبخشد. این صحنهها از زیباترین و تاثیرگذارترین لحظات فیلماند: بن با ترکیب و کنار همچیدن تصاویر، احساساتش نسبت به هویت خود را مجسم میکند و از مرحلهٔ سرکوب به بیان و سپس الهامبخشی میرسد.
در نهایت، بن — یا «بی» — در برابر جهان با همان چهره و هویتی که حقیقتاً متعلق به اوست، میایستد؛ لحظهای که بیش از هر چیز، دستاورد پذیرش است.
یکی از نقاط قوت فیلم، جزئیات واقعگرایانه آن است. داستان میتوانست به دام تصویرپردازی بیش از حد خوشبینانه بیفتد، اما نویسنده–کارگردان با افزودن لحظات چالشبرانگیز — مانند خطاهای بن در مسئولیتها یا تلاش والدین برای آشتی — مانع از این میشود. مواجهه با والدین، آزمونی است برای اینکه آیا بن میتواند همان سخاوت و حدگذاری که از دیگران آموخته را در مقابل آنها هم نشان دهد. این تغییر درونی، از هر توضیحی مهمتر است.
تامی دورفمن، که بسیاری او را از نقش «رایان» در سریال ۱۳ Reasons Why میشناسند و پس از سالها تجربهٔ شخصی در گذار جنسیتی، دیدگاهی بسیار حساس و انسانی به داستان داده است. عشق بیقید و شرطی که او به شخصیتها دارد، فیلم را به یک جواهر گرمابخش تبدیل میکند؛ اثری که هم از نظر عاطفی لطیف است و هم از نظر اجتماعی، پیام روشنی دربارهٔ اهمیت پذیرش در باز کردن مسیر فرد به سوی خود حقیقیاش دارد.
«بهترینها را برایت آرزو میکنم» فیلمی است که نشان میدهد مهربانی و پذیرش، به اندازهٔ هوای تازه، برای زندگی ضروریاند. روایت شکوفایی بن در پناه حمایت هانا و توماس، نمونهای الهامبخش از تاثیر مثبت محیط بر خودشناسی و عزتنفس است.
این فیلم، نه با فریاد و اغراق، بلکه با آغوشی آرام و بیقید به مخاطب یادآوری میکند که تغییر و رشد، وقتی آغاز میشود که کسی بیهیچ شرطی بگوید: «بهترینها را برایت آرزو میکنم.»





