دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانسینما زیر ذره بیننگاهی اجمالی

تحلیل بازار و اقتصاد «آمریکانا» با بازی سیدنی سوئینی: چرا اکران محدود و فروش پایین الزاماً به معنای شکست نیست؟

وقتی فیلمی با بازیگری سرشناس در بیش از هزار سینما اکران می‌شود اما فروش افتتاحیه چشمگیری ندارد، رسانه‌ها و بخشی از مخاطبان فوراً آن را «شکست‌خورده» یا «بمب باکس‌آفیس» اعلام می‌کنند. اما واقعیت اقتصاد فیلم‌های مستقل پیچیده‌تر از این برچسب‌های ساده است، و نمونه اخیر آن، فیلم «آمریکانا» با بازی سیدنی سوئینی، به خوبی این مسئله را نشان می‌دهد.

این فیلم وسترن به نویسندگی و کارگردانی تونی تاست و با حضور پاول والتر هاوزر و هالزی، در ۱۱۰۰ سالن با افتتاحیه‌ای ۵۰۰ هزار دلاری اکران شد. با توجه به ابعاد فیلم و حضور ستاره‌ای چون سوئینی، برخی رسانه‌ها این رقم را به عنوان شکست کامل قلمداد کردند. اما این تحلیل از منظر اقتصادی توزیع مستقل، صحیح نیست. «آمریکانا» از ابتدا برای یک اکران عظیم با تبلیغات چندده‌میلیونی طراحی نشده بود، بلکه پس از ورشکستگی استودیو برون، توسط لاینزگیت خریداری و در قالب لیبل Lionsgate Premiere Releasing (LGPR) اکران شد؛ لیبلی که برای آثار آرت‌هاوس یا ژانری با هزینه تبلیغاتی پایین و هدف‌گذاری خاص ساخته شده است.

منطق اقتصادی پشت اکران محدود

  • خرید فیلم توسط لاینز گیت با قیمت ۳ میلیون دلار انجام شد که ۶۰٪ آن از پیش‌فروش‌های خارجی تأمین شد.
  • مجموع هزینه بازاریابی سینمایی و PVOD (نمایش آنلاین پولی) کمتر از ۳ میلیون دلار بود.
  • انتظار فروش نهایی داخلی حدود ۱.۵ میلیون دلار است.
  • فیلم یک ماه اکران اختصاصی سینمایی خواهد داشت و سپس وارد پلتفرم‌های دیجیتال و قرارداد استریمینگ با اشتارز می‌شود.
  • ساختار مدل LGPR به گونه‌ای است که ۹۵٪ آثار این لیبل در نهایت به سود می‌رسند، حتی اگر فروش اولیه پایین باشد.

چرایی اکران گسترده (۱۱۰۰ سالن) برای فیلم‌های اینچنینی

اکثر این فیلم‌ها برای عبور از پنجره‌های توزیع بعدی (VOD، استریم و …) نیاز به اکران سینمایی دارند. اکران در بیش از هزار سالن الزاماً نشانه امید به موفقیت عظیم نیست، بلکه بخشی از استراتژی توزیع برای افزایش ارزش فیلم در بازارهای بعدی است.

بخش عمده‌ای از فیلم‌های مستقل با بازیگران مطرح، حتی پیش از اکران با کسری بودجه مواجه‌اند و بسیاری از این آثار اصلاً خریداری نمی‌شوند. نمونه‌هایی چون «Eden» ران هاوارد با هزینه ۵۰ میلیون دلاری، یا «The Rivals of Amziah King» متیو مک‌کانهی، با وجود تحسین جشنواره‌ها، به سختی خریدار پیدا می‌کنند. پس اینکه «آمریکانا» حتی به اکران سینمایی رسیده، در این بازار آشفته خودش موفقیتی کوچک محسوب می‌شود.

مثال فروش پایین افتتاحیه «Beach Bum» متیو مک‌کانهی (۱.۷۶ میلیون دلار در ۱۱۰۰ سالن) یا حتی موفقیت نسبی «Immaculate» با بازی سوئینی (افتتاحیه ۵.۳ میلیون، مجموع ۱۵.۶ میلیون دلار) نشان می‌دهد که اکران محدود و فروش پایین لزوماً معیار شکست نیست، بلکه باید به مدل توزیع، هزینه تولید و استراتژی کلی توجه کرد.

لاینز گیت با خرید «آمریکانا» نه تنها به سودآوری محدود اما مطمئن فکر کرده، بلکه هدفش ایجاد ارتباط با تونی تاست (کارگردان و شورانر سریال «Poker Face») و سرمایه‌گذاری روی آینده حرفه‌ای سیدنی سوئینی است. پروژه بزرگ‌تر آن‌ها، تریلر «The Housemaid» با بازی و تهیه‌کنندگی سوئینی خواهد بود.

نهایتا، در دنیای امروز سینما، فروش پایین در اکران محدود، به ویژه برای فیلم‌های مستقل با بودجه و تبلیغات کم، به معنای شکست نیست. این آثار اغلب با مدل‌های توزیع چندمرحله‌ای و سرمایه‌گذاری هدفمند، حتی با فروش محدود در باکس‌آفیس، در نهایت سودآور می‌شوند و سکوی پرتابی برای آینده حرفه‌ای کارگردان و ستاره‌هایشان خواهند بود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا