تورا! – زنی با چنگالهای تیز، ستارهای فراتر از افسانه
مستندی صریح، جسور و دردناک درباره زندگی و اسطورهشدن تورا ساتانا

مستند «تورا!» (Tura!) به کارگردانی کودی جرت، با روایت مارگارت چو و به مناسبت شصتمین سالگرد فیلم کالت «Faster Pussycat! Kill! Kill!» ساخته شده است؛ فیلمی که تورا ساتانا را برای همیشه به عنوان یکی از ماندگارترین نمادهای سینمای زیرزمینی و فرهنگ ضدجریان تثبیت کرد. این مستند نهتنها ادای دین به چهرهی کمکار اما افسانهای سینماست، بلکه پرترهای چندوجهی، صریح و گاه تلخ از زندگی زنی است که رنج، خشونت، تبعیض و بیعدالتی را تجربه کرد اما حاضر نشد تسلیم شود.
فیلم با روایتی هولناک از کودکی تورا ساتانا آغاز میشود: دختری با پدری ژاپنی و مادری آمریکایی که در محلهای سفیدپوست در شیکاگو بزرگ شد و کمی پیش از دهسالگی قربانی تجاوز پنج مرد شد. این حادثه، که در خود مستند با جزئیاتی دردناک از زبان خود ساتانا بازگو میشود، نقطه عطفی در زندگی او بود. ساتانا قربانی تبعیض نژادی و بیعدالتی سیستماتیک شد: نه تنها متجاوزان مجازات نشدند، بلکه خود او نیز حتی در خانواده مقصر شناخته شد. مادرش، در تلاشی بیمارگونه برای همگونسازی دخترش با جامعه سفیدپوست، حتی تا آنجا پیش رفت که چشمانش را با چسب باز نگه دارد تا ظاهر غربیتری پیدا کند.
ساتانا اما اجازه نداد این زخمها سرنوشت او را تعیین کنند. او تصمیم گرفت قویتر شود، بجنگد و انتقام بگیرد؛ و همین روحیه جنگجویی بود که بعدها در نقشهایش نیز متبلور شد.
ساتانا دوران نوجوانی را با مشکلات تحصیلی، مدرسه اصلاح و ازدواجی اجباری پشت سر گذاشت و در میانهسنین نوجوانی وارد دنیای رقص برلسک شد. خانوادهاش با وجود نیاز مالی، هیچگاه او را واقعاً نپذیرفتند. ساتانا، با زیبایی، کاریزما و قدرت بدنی منحصربهفردش، خیلی زود تبدیل به ستاره رقص شد و راهش را به سینما باز کرد.
بخش میانی مستند به شکلی پرانرژی و جذاب به دوران بازیگری ساتانا میپردازد؛ از آشنایی تصادفی با بیلی وایلدر و حضور گذرا در فیلم «Irma La Douce» تا ایفای نقش ورلا در «Faster Pussycat! Kill! Kill!» که او را به یک نماد فرهنگی بدل کرد. ساتانا، با لباس چرم مشکی، قدرت، خشونت و جذابیت را بیپروا در کنار هم به نمایش گذاشت؛ تصویری که تا دههها الهامبخش زنان و گروههای ضدجریان بود.
با وجود این تصویر قدرتمند، زندگی شخصی ساتانا پر از تضاد بود: او به جای آنکه با مردان رویاییاش (از الویس پریسلی تا تونی کورتیس) باشد، درگیر روابطی ناسالم و مردانی کنترلگر شد که تلاش کردند او را از سینما دور کنند. ساتانا، برخلاف نقشهایش، گاه در زندگی واقعی مغلوب مردسالاری و خشونت میشد؛ اما همیشه دوباره برمیخاست.
یکی از بخشهای تأثیرگذار مستند، گفتوگو با دختران ساتانا، جید و لنی است. آنها بیپرده اعتراف میکنند که مادرشان هرگز مادری صمیمی و سنتی نبوده («او از آن مادرهایی نبود که با هم شیرینی بپزیم»)، اما هرگز هم مادر بدی نبود. ذهن او غالباً درگیر گذشته، زخمها و رؤیاهای برآوردهنشده بود. پس از یک تصادف سهمگین و یک حادثه تیراندازی عجیب، ساتانا مدتی از مسیر زندگی دور شد، اما با موج محبوبیت دوباره فیلمهایش (بهویژه با ظهور فرهنگ پانک و جنبش حقوق گرایشها)، دوباره احیا شد و به قهرمانی ضدجریان بدل گشت.
کودی جرت، کارگردان مستند، سالها پیش از مرگ ساتانا با او همراه شده بود و همین باعث شده مجموعهای ارزشمند از مصاحبهها و تصاویر آرشیوی (از جمله فیلمهای خانوادگی سوپر-۸) در اختیار داشته باشد. روایت مارگارت چو و حضور چهرههایی مثل جان واترز (کارگردان کالت)، دیتا فون تیز، پیچز کریست و آنجل واکر، به غنای اثر میافزایند و ابعاد مختلف تأثیر ساتانا را در فرهنگ عامه و هنر زیرزمینی نشان میدهند.
مستند با نگاهی جسور و در عین حال محترمانه، هم اسطورهسازی و هم رازآلودگی ساتانا را حفظ میکند؛ به برخی رازهای زندگی او پاسخ میدهد اما در عین حال اسطورهاش را کامل رمزگشایی نمیکند. فیلم، ضمن نمایش جنبههای کیچ و سرگرمکننده سینمای بیپروا و فیلم درجه بی، به مسائلی جدیتر مثل نژادپرستی، تبعیض جنسیتی و قربانیسازی زنان در آمریکا نیز میپردازد.
«تورا!» فراتر از یک مستند ستایشگر است؛ پرترهای چندلایه از زنی که هم قربانی بود و هم قهرمان، هم الهامبخش و هم آسیبدیده. ساتانا نماد قدرت زنانه و مقاومت است، اما فیلم نشان میدهد که قدرت، اغلب بهایی سنگین دارد. روایت او، هم تراژدی است و هم سرود پیروزی.
برای علاقهمندان سینمای حاشیه و خلاف جریان اصلی و داستانهای واقعی زنان قوی، «تورا!» مستندی تماشایی، تکاندهنده و خاص است. این اثر، یادآور کلام مشهور راس مایر درباره ساتانا است: «شیرینترین گربهها، تیزترین چنگالها را دارند.»
جمع بندی
امتیاز - ۸
۸
متفاوت
تماشای این مستند برای دوستداران تاریخ سینما، فمینیسم و روایتهای بیپرده از زخم و قدرت زنان خالی از لطف نخواهد بود.





