جادوی طراحی لباس در «۱۹۲۳» (۱۹۲۳): بازآفرینی غرب وحشی در بستر عصر مدرن
چطور لباسها روایتگر گذر زمان، هویت شخصیتها و سرنوشتهای تلخ در سرمای مونتانا هستند؟

وقتی نام وسترن را میشنویم، معمولاً به یاد روزهای پرماجرای غرب وحشی میافتیم: شاید سالهای پس از جنگ داخلی آمریکا، نبرد لیتل بیگهورن در دهه ۱۸۷۰، یا دوئل معروف او.کی. کورال در دهه ۱۸۸۰. اما سریال «۱۹۲۳» (۱۹۲۳) با یک چالش منحصربهفرد روبهرو بود: نمایش تمام موتیفهای آشنا و دوستداشتنی وسترن—از اسب و زین و شلوار جین گرفته تا کلاههای دهگالنی—اما در دورانی چهل سال جلوتر از آن دوره طلایی. دهه ۱۹۲۰ زمانی است که غرب وحشی مونتانا، زادگاه خانواده داتن (Dutton) در سریالهای تیلور شریدن (Taylor Sheridan)، مستقیماً با مدرنیته برخورد میکند.
جنی برایانت (Janie Bryant) که پیشتر برای سریال «۱۸۸۳» (۱۸۸۳) و شاهکارهایی چون «ددوود» (Deadwood) و «مردان دیوانه» (Mad Men) طراحی لباس کرده و جوایز متعددی هم برده، بهخوبی میداند که هر دهه در غرب آمریکا، ظرایف خاص خودش را دارد. مثلاً در «۱۸۸۳» هیچ کابویی چهارخانه نمیپوشید، اما در «۱۹۲۳» با موج مهاجرت اسکاتلندیها به مونتانا، پارچههای چهارخانه وارد لباسهای روزمره میشود—تا جایی که حتی شخصیت منفی سریال، بنر کرایتون (با بازی جروم فلین)، کراواتی چهارخانه به گردن میاندازد.
برایانت در طراحی لباسهای «۱۹۲۳» وسواس زیادی به خرج داده و بیشتر لباسها، از جوراب و دستکش تا کلاهها، واقعاً از دهه ۱۹۲۰ تهیه شدهاند. میشل راندولف (Michelle Randolph)، بازیگر نقش الیزابت، میگوید بسیاری از لباسهایی که در فصل دوم میپوشد، کاملاً وینتیج و اصیل هستند. این دقت، برایانت را نامزد جایزه امی ۲۰۲۵ برای بهترین طراحی لباس دورهای کرده است.
بزرگترین تفاوت بین سالهای ۱۸۸۰ و ۱۹۲۰، کلاههای بلندتر کابویی است. اگر به کلاه جیکوب (با بازی هریسون فورد) دقت کنید، متوجه میشوید که تاج آن بلندتر از مدلهای سنتی است—مدلی که به لطف ستاره سینمای وسترن، تام میکس (Tom Mix) در دهه ۱۹۲۰ محبوب شد. برایانت میگوید: «کلاههای کابویی در سال ۱۸۸۰ سبک دیگری داشتند، اما در دهه ۱۹۲۰، با تأثیر هالیوود، این کلاههای بلندتر رایج شدند.»

خود سریال هم به نفوذ روزافزون هالیوود در آن دوره اشاره میکند؛ برخی کابویها مونتانا را ترک میکنند تا شانس خود را در صنعت فیلمسازی امتحان کنند—دورهای که حتی وایت ارپ (Wyatt Earp) واقعی هم مشاور فیلمهای وسترن هالیوود بود!
تمام اتفاقات مونتانا در فصل دوم «۱۹۲۳» در یکی از زمستانهای طاقتفرسا رخ میدهد. برایانت میگوید: «آنها چندین لایه لباس میپوشیدند؛ لباسهای زیر گرم، ژاکت، شال، دستکش، کلاه—همه روی هم. حتی در صحنههایی، دمای هوا تا منفی ۲۱ درجه فارنهایت هم پایین آمد!» لباسها باید واقعاً برای سرما آماده میبودند و در عین حال، استفاده مکرر و شرایط سخت را منعکس میکردند.
تیم ویژهای وظیفه فرسوده و کهنه نشان دادن لباسها را داشت. برای هر شخصیت، چند نسخه یکسان از هر لباس آماده میشد که بسته به پیشرفت داستان، تدریجاً کثیف و پاره و خونین میشدند—تا جایی که مثلاً الیزابت، هفت دست لباس کاملاً مشابه داشت که هرکدام به فراخور صحنه و میزان «آسیب» انتخاب میشد.

در سریال، لباسها نهتنها نماد هویت و جایگاه اجتماعی هستند، بلکه بهطور مستقیم پیشبرد داستان را بر عهده دارند. در شهر بوزمن، مردان کتوشلوار و زنان لباسهای مد روز میپوشند، در حالی که در مزرعه یلوستون خانواده داتن، سبک پوشش هنوز سنتی و کابویی است و بیشتر به گذشته تعلق دارد.
ماجرای الکس (با بازیجولیا اشلپفر)، اشرافزاده بریتانیایی که عاشق اسپنسر میشود، نمونهای عالی از روایت بصری با لباس است. برایانت میگوید: «الکس در فصل یک و دو، همه چیزش را از دست داد. تنها داراییاش پالتویی بود که در ایستگاه گرند سنترال از مرد مهاجم برداشت و بعد هم لباس پیشخدمتی قطار.» این تغییر لباسها، فرآیند «برهنه شدن» تدریجی شخصیت و شرایط سخت او را بهخوبی نشان میدهد.
در یکی از نقاط عطف داستان، الکس و همراهانش بدون دستکش مناسب وارد سرمای داکوتا و مونتانا میشوند—اشتباهی که عواقب تلخی به دنبال دارد و نقش لباس در پیشبرد فاجعه را بهوضوح برجسته میکند.
برایانت، همانطور که با «ددوود» و «مردان دیوانه» در اوج بود، با «۱۹۲۳» نیز موفق شده بیننده را کاملاً غرق در دنیایی دیگر کند؛ جایی که جزئیات لباسها، نهتنها بازتابی از زمان و مکان، بلکه روایتی موازی با داستان و شخصیتهاست. اگر «۱۹۲۳» تا این اندازه واقعی و غرقکننده است، بخش عمدهای از آن را باید مدیون جادوی طراحی لباس دانست—جادویی که هر بار بیننده را به قلب غرب وحشی مدرن پرتاب میکند.





