جمله روز دیهگو لونا؛ چرا داستانهای بومی میتوانند جهانی شوند؟
ستاره سریال «Andor» معتقد است مخاطبان امروز برای دیدن روایتهای اصیل، متفاوت و ریشهدار آمادهاند؛ حتی اگر این داستانها به زبان یا فرهنگی ناآشنا تعلق داشته باشند

گسترش پلتفرمهای نمایش آنلاین فقط شیوه تماشای فیلم و سریال را تغییر نداده است؛ این تحول به داستانهایی از فرهنگها و کشورهای مختلف نیز فرصت داده تا بدون کنار گذاشتن هویت خود، به مخاطبانی جهانی برسند. دیهگو لونا، بازیگر مکزیکی «Andor» و «Narcos: Mexico»، این تغییر را راهی برای شنیدهشدن صداهای متنوع و خلق روایتهایی دقیقتر و اصیلتر میداند.
لونا که فعالیت حرفهای خود را با تلهنوولاهای مکزیکی آغاز کرد، اکنون یکی از شناختهشدهترین بازیگران لاتینتبار در سینما و تلویزیون بینالمللی است. تجربه شخصی او نشان میدهد که یک داستان برای جهانیشدن، لزوماً نباید ویژگیهای بومیاش را کنار بگذارد؛ گاهی همین جزئیات منحصربهفرد هستند که میان اثر و مخاطب پیوندی واقعی ایجاد میکنند.
جمله روز از دیهگو لونا
دیهگو لونا در مصاحبهای با روزنامه گاردین در سال ۲۰۲۰ درباره افزایش مسیرهای انتشار داستانها گفت:
«ایجاد بسترهای بیشتر برای عرضه داستانها، به روایتهای دقیقتر و منحصربهفردتر کمک کرده است. هنوز هم چالشهایی وجود دارد، اما شرایط دیگر مانند گذشته نیست. مجموعههایی مثل «Narcos» این موضوع را بهخوبی نشان میدهند. اگر مخاطبان جذب شوند، حاضرند برای همراهی با اثر تلاش کنند. فکر میکنم مردم کمکم به دنبال همین توجه به ویژگیهای خاص هر داستان هستند؛ میخواهند چیزی را ببینند که یگانه و واقعی است و آنها را به جهانی دیگر پیوند میدهد.»
این سخن بر نکتهای مهم در صنعت سرگرمی امروز تأکید میکند: مخاطب الزاماً به دنبال داستانی کاملاً آشنا نیست. اگر شخصیتها، فضا و درام بهاندازه کافی جذاب باشند، تفاوت زبان و فرهنگ مانعی جدی نخواهد بود. تماشاگران میتوانند زیرنویس بخوانند، با بافت تاریخی تازهای آشنا شوند و وارد جهانی شوند که پیشتر تجربه نکردهاند.
اصالت؛ پلی میان فرهنگها
منظور لونا از «ویژگیهای خاص» یا همان specificity، جزئیاتی است که یک روایت را به جامعه، فرهنگ و تجربهای مشخص متصل میکنند. این جزئیات ممکن است شامل زبان شخصیتها، روابط خانوادگی، فضای سیاسی، نوع شوخطبعی یا شیوه زندگی مردم یک منطقه باشند.
در گذشته، برخی تولیدات برای جلب مخاطب گستردهتر، تفاوتهای فرهنگی خود را کمرنگ میکردند. نتیجه گاهی آثاری بود که ظاهراً برای همه ساخته شده بودند، اما هویت مشخصی نداشتند. دیدگاه لونا نقطه مقابل این رویکرد است: هرچه داستان به جهان واقعی خود وفادارتر باشد، احتمال شکلگیری ارتباطی عمیقتر با مخاطب بیشتر میشود.
این ارتباط الزاماً از شباهت سرچشمه نمیگیرد. تماشاگر ممکن است هیچ تجربه مستقیمی از زندگی در مکزیک، حضور در یک شورش کهکشانی یا قرار گرفتن در میانه شبکههای قدرت و قاچاق مواد مخدر نداشته باشد؛ اما همچنان میتواند ترس، امید، وفاداری، جاهطلبی و مبارزه شخصیتها را درک کند. داستان بومی از همین مسیر به تجربهای انسانی و جهانی تبدیل میشود.
تجربه جهانی «Narcos: Mexico»

لونا در گفتوگوی خود با گاردین از این موضوع ابراز خرسندی کرده بود که بازیاش در «Narcos: Mexico» از طریق پلتفرمی جهانی مانند نتفلیکس در اختیار مخاطبان کشورهای مختلف قرار گرفت. او در این سریال نقش میگل آنخل فلیکس گایاردو، قاچاقچی بانفوذ مواد مخدر، را بازی کرد.
«Narcos: Mexico» برای جذب مخاطب بینالمللی ناچار نبود زبان، جغرافیا یا زمینه تاریخی خود را حذف کند. اتفاقاً تمرکز بر همین عناصر به سریال هویتی متمایز داد. از نگاه لونا، چنین بازنمایی آگاهانهای اجازه میدهد ویژگیهای فرهنگی یک داستان شکوفا شوند و صداهای متنوع، آسانتر راه خود را به تصویر پیدا کنند.
البته وجود پلتفرمهای متعدد بهتنهایی برابری را تضمین نمیکند. همچنان تصمیمگیری درباره بودجه، تبلیغات، انتخاب بازیگران و میزان دیدهشدن آثار اهمیت دارد. بااینحال، افزایش مسیرهای توزیع میتواند فرصت بیشتری برای روایتهایی فراهم کند که در الگوی سنتی هالیوود بهسختی امکان تولید یا پخش جهانی داشتند.
چرا بازنمایی در سینما و تلویزیون اهمیت دارد؟
بازنمایی صرفاً به حضور بازیگرانی با ملیتها و پیشینههای مختلف محدود نمیشود. مسئله اصلی این است که شخصیتها چگونه نوشته میشوند، چه جایگاهی در داستان دارند و آیا تجربه آنها با پیچیدگی و احترام به تصویر کشیده میشود یا نه.
دیهگو لونا بارها درباره اهمیت این موضوع سخن گفته است. حضور او در نقش کاسیان اندور در فیلم «Rogue One: A Star Wars Story» و سپس سریال «Andor» نمونهای قابلتوجه از قرار گرفتن یک بازیگر مکزیکی در مرکز یکی از بزرگترین مجموعههای علمیتخیلی جهان است.
او حتی واکنش یکی از طرفداران را بازنشر کرده بود که توضیح میداد دیدن کاسیان اندور بهعنوان قهرمان اصلی یک فرنچایز محبوب، چه معنای شخصی و فرهنگی مهمی برایش داشته است. چنین واکنشهایی نشان میدهند مخاطبان فقط داستان را دنبال نمیکنند؛ آنها به این موضوع نیز توجه دارند که چه کسی اجازه پیدا میکند قهرمان، رهبر یا نیروی محرک یک روایت باشد.
لونا در سال ۲۰۱۶ در گفتوگو با کانن اوبراین گفت:
«تنوع، مثبتترین ویژگی دوران ماست. تأثیر فرهنگی مکزیک در آمریکا شگفتانگیز است و این کشور را بسیار غنی کرده. همین تنوع است که به آن غنا میبخشد.»
معنای عملی چنین نگاهی، ایجاد فرصت برای بازیگران، نویسندگان و فیلمسازانی با پیشینههای گوناگون است؛ نه بهعنوان حضوری تزئینی، بلکه بهعنوان افرادی که میتوانند تجربهها و صداهای خود را به قلب داستان بیاورند.
از سینمای مکزیک تا جهان «Star Wars»
مسیر حرفهای دیهگو لونا خود نمونهای از ظرفیت داستانهای فرامرزی است. او بازیگری را با مجموعههای تلویزیونی مکزیکی آغاز کرد، اما نقطه عطف فعالیتش با فیلم بلوغ «Y tu mamá también» به کارگردانی آلفونسو کوارون رقم خورد.
لونا پس از موفقیت این فیلم در آثار مطرحی مانند «Frida»، «Open Range»، «The Terminal» و فیلم علمیتخیلی «Elysium» ساخته نیل بلومکمپ حضور یافت. او در تلویزیون نیز علاوه بر «Narcos: Mexico» و «Andor»، در آثاری چون «Wizards: Tales of Arcadia»، «Everything Will Be Fine» و «Maya and the Three» نقشآفرینی کرده است.
بازی کنترلشده و واقعگرایانه لونا به او اجازه داده میان شخصیتهایی کاملاً متفاوت حرکت کند؛ از یک قاچاقچی محاسبهگر تا مبارزی که بهتدریج بهای واقعی مقاومت را درک میکند. او تاکنون سه بار نامزد جایزه گلدن گلوب شده که دو مورد آن در بخش بهترین بازیگر مرد سریال درام بوده است.
قدرت شورشیانی که شبیه یکدیگر نیستند
تنوع برای لونا فقط مفهومی بیرون از داستان نیست و میتواند به یکی از پایههای اصلی روایت تبدیل شود. او در مصاحبه سال ۲۰۱۶ با مجله اسکوایر، درباره حضورش در «Rogue One: A Star Wars Story» گفت:
«ما داستان گروهی از شورشیان را روایت میکنیم که تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند، اما این تفاوتها را کنار میگذارند و با هم کار میکنند. بخش بزرگی از قدرتشان نیز از همین تنوع میآید. به همین دلیل حضور در این اثر برایم بسیار جذاب است.»
این توصیف با ماهیت گروه شورشیان در «Rogue One» هماهنگ است؛ شخصیتهایی با ملیتها، باورها و گذشتههای متفاوت که هدفی مشترک آنها را کنار یکدیگر قرار میدهد. در چنین روایتی، تفاوت مانع همکاری نیست، بلکه مجموعهای از تواناییها و دیدگاههای مکمل را شکل میدهد.
شخصیت واقعی، صرفا فقط خوب یا بد نیست

لونا در انتخاب و اجرای نقشهایش به پیچیدگی اخلاقی شخصیتها نیز توجه دارد. او در مصاحبهای با مجله سی گفته بود:
«نگاه اخلاقیِ مبتنی بر خوب و بد را دوست ندارم. همیشه تلاش میکنم شخصیتی کامل، چندلایه و دارای حجم بسازم؛ وگرنه نتیجه شبیه یک کاریکاتور است که فقط نقابی روی صورت دارد.»
این دیدگاه را میتوان بهوضوح در شخصیتهایی مانند فلیکس گایاردو و کاسیان اندور مشاهده کرد. هیچکدام با یک صفت ساده تعریف نمیشوند. انتخابهای آنها از گذشته، محیط، ترسها و خواستههایشان تأثیر میگیرد و همین لایهها باعث میشوند مخاطب حتی بدون تأیید رفتارشان، انگیزههایشان را درک کند.
بازنمایی واقعی نیز به همین پیچیدگی نیاز دارد. شخصیتهایی از فرهنگهای کمتر دیدهشده نباید صرفاً نماینده یک کلیشه مثبت یا منفی باشند. آنها باید اجازه داشته باشند اشتباه کنند، تناقض داشته باشند و مانند هر انسان دیگری کامل و درعینحال ناقص باشند.
داستانگویی برای یافتن یک ارتباط انسانی
دیهگو لونا در سال ۲۰۲۳ به بکاستیج گفت:
«همه اینها فقط درباره بازیگری نیست. مسئله، روایت داستانی است که برایت اهمیت دارد؛ داستانی که مطمئنت کند میتوانی با فرد دیگری ارتباط پیدا کنی. من دوست دارم در لحظه زندگی کنم و از آن لذت ببرم.»
این جمله در کنار صحبت او درباره تنوع، تصویر روشنی از نگاهش به هنر ارائه میدهد. هدف نهایی فقط افزایش تعداد آثار یا حضور چهرههایی با پیشینههای متفاوت نیست؛ مهم آن است که این فرصتها به شکلگیری ارتباط منجر شوند.
پلتفرمهای جهانی میتوانند مرزهای توزیع را کنار بزنند، اما این اصالت داستان است که مخاطب را نگه میدارد. تجربه دیهگو لونا از سینمای مکزیک تا جهان «Star Wars» نشان میدهد هرچه یک روایت با جزئیات بیشتری به هویت خود وفادار بماند، ظرفیت بیشتری برای عبور از مرزها دارد. تماشاگران امروز ظاهراً آمادهاند با جهانهای تازه روبهرو شوند؛ به شرط آنکه بهجای نسخهای بیخطر و یکسانشده، داستانی زنده، مشخص و حقیقتاً انسانی ببینند.





