شکست ۶۰ میلیون دلاری «جیسون استاتهام» که در کمال تعجب به فرنچایز تبدیل شد
«به نام پادشاه» با کارگردانی «اووه بول» یکی از بدنامترین اقتباسهای ویدیوگیمی سینما شد؛ اما شکست تجاری و نقدهای فاجعهبار هم جلوی ساخت دنبالههایش را نگرفت.

گاهی یک فیلم آنقدر بد شکست میخورد که انتظار داریم همانجا برای همیشه دفن شود. اما هالیوود، و البته بازار ویدئوی خانگی، همیشه منطق خودش را دارد. «به نام پادشاه: داستان محاصره سیاهچاله» (In the Name of the King: A Dungeon Siege Tale) با بازی «جیسون استاتهام» (Jason Statham) و کارگردانی «اووه بول» (Uwe Boll)، یکی از همان نمونههای عجیب است؛ فیلمی فانتزی و پرهزینه که در گیشه سقوط کرد، منتقدان را عصبانی کرد، اما در نهایت به مجموعهای چندقسمتی تبدیل شد.
اووه بول؛ نامی که برای خیلیها مساوی با اقتباسهای بد است
در میان کارگردانانی که شهرت خوبی ندارند، «اووه بول» جایگاه ویژهای دارد. او در طول سالها فیلمهای زیادی ساخته که بسیاری از آنها با واکنشهای بسیار منفی منتقدان روبهرو شدهاند؛ مخصوصا اقتباسهایش از بازیهای ویدئویی.
یکی از مشهورترین نمونهها «تنها در تاریکی» (Alone in the Dark) است؛ فیلمی که در «متاکریتیک» (Metacritic) بهعنوان یکی از بدترین اقتباسهای لایو اکشن از بازیهای ویدئویی شناخته میشود. با چنین سابقهای، شاید عجیب نباشد که وقتی «بول» سراغ یک پروژه فانتزی بزرگتر رفت، نتیجه هم به همان اندازه بحثبرانگیز شد.
ورود جیسون استاتهام به قلمرو فانتزی
امروز «جیسون استاتهام» برای مخاطبان بیشتر با فیلمهای اکشن، دعواهای خیابانی، تعقیبوگریز و قهرمانهای کمحرف اما کاربلد شناخته میشود. او اکنون با فیلم «شورش» (Mutiny) دوباره در همان منطقه امن همیشگیاش قرار دارد؛ اما حدود دو دهه پیش، در پروژهای ظاهر شد که چندان با تصویر معمول او همخوان نبود.
«استاتهام» در «In the Name of the King» نقش مردی به نام «فارمر» را بازی میکند؛ مردی روستایی که پس از ربوده شدن همسرش و کشته شدن پسرش، راهی سفری انتقامی میشود. دشمنان اصلی او «کروگها» هستند؛ موجوداتی جنگجو و حیوانصفت که تحت فرمان جادوگری شرور به نام «گالیان» با بازی «ری لیوتا» (Ray Liotta) قرار دارند.
فیلم بهصورت بسیار آزاد از مجموعه بازیهای Dungeon Siege الهام گرفته بود؛ آنقدر آزاد که ارتباطش با بازی، برای بسیاری از مخاطبان چندان پررنگ به نظر نمیرسید.
بودجهای بزرگ برای کارگردانی با کارنامهای جنجالی

نکته عجیبتر ماجرا، بودجه فیلم بود. «اووه بول» تا پیش از آن بیشتر با پروژههای کمهزینهتر و بدنامی مثل «خانه مردگان» (House of the Dead) شناخته میشد، اما برای «In the Name of the King» توانست بودجهای حدود ۶۰ میلیون دلار فراهم کند.
برای یک فانتزی سینمایی، ۶۰ میلیون دلار رقم کوچکی نیست؛ بهخصوص وقتی قرار باشد فیلمی با دنیاسازی، نبردهای بزرگ، لباسهای تاریخی-فانتزی و بازیگران مشهور ساخته شود. روی کاغذ، پروژه میتوانست دستکم به یک سرگرمی اکشن-فانتزی قابل قبول تبدیل شود. اما نتیجه، از نگاه بسیاری از منتقدان و تماشاگران، چیز دیگری بود.
گروه بازیگران پرستارهای که فیلم را نجات ندادند
یکی از نکات جالب «In the Name of the King» فهرست بازیگران آن است. در کنار «جیسون استاتهام» و «ری لیوتا»، چهرههای شناختهشدهای مثل «برت رینولدز» (Burt Reynolds)، «لیلی سوبیسکی» (Leelee Sobieski)، «ران پرلمن» (Ron Perlman) و «جان ریس-دیویس» (John Rhys-Davies) هم در فیلم حضور داشتند.
روی کاغذ، چنین ترکیبی میتوانست به فیلم اعتبار بدهد. «رینولدز» با سابقهای طولانی در سینما و حضور در «شبهای عیاشی» (Boogie Nights)، «پرلمن» با محبوبیتش در «هلبوی» (Hellboy)، و «ریس-دیویس» با سابقه آثاری مثل «مهاجمان صندوق گمشده» (Raiders of the Lost Ark)، همه میتوانستند به جهان فیلم وزن بدهند.
اما حتی این بازیگران هم نتوانستند فیلمنامه، اجرا و ساختاری را نجات دهند که از همان ابتدا با مشکلات جدی روبهرو بود.
اووه بول چطور پول فیلم را جور کرد؟
یکی از بخشهای مهم ماجرا، شیوه تامین مالی فیلم است. «اووه بول» در سال ۲۰۰۷ در گفتوگو با «سینمابلند» (CinemaBlend) توضیح داد که بودجه فیلمهایش را به روش معمول استودیویی تامین نمیکند. او گفت:
«من پول فیلمهایم را از استودیوهای سینمایی نمیگیرم. خودم بیرون میروم و در کشورهای مختلف پول جمع میکنم. باید فیلمها را از قبل به کشورهای مختلف بفروشم و سرمایهگذاران خصوصی را قانع کنم به من پول بدهند. اگر بگویید دارم فیلمی بر اساس یک بازی ویدئویی میسازم، فروش آن آسانتر میشود.»
این نقلقول بهخوبی توضیح میدهد چرا پیوند با بازی «Dungeon Siege» برای فیلم اهمیت داشت؛ حتی اگر خود فیلم ارتباط عمیقی با بازی نداشت. نام یک بازی ویدئویی میتوانست به فروش خارجی، پیشفروش و جذب سرمایه کمک کند.
۴ درصد در راتن تومیتوز؛ فاجعهای از نگاه منتقدان

«In the Name of the King» پس از اکران با نقدهایی بهشدت منفی روبهرو شد. فیلم در «راتن تومیتوز» (Rotten Tomatoes) تنها امتیاز ۴ درصدی دارد؛ عددی که آن را در میان بدترین فیلمهای پرهزینه دهه ۲۰۰۰ قرار میدهد.
منتقدان به مشکلاتی مثل روایت آشفته، شخصیتپردازی ضعیف، لحن نامتعادل، جلوههای نهچندان قانعکننده و اقتباس بیرمق از منبع ویدئویی اشاره کردند. برای خیلیها، فیلم نه در مقام فانتزی حماسی جواب میداد، نه بهعنوان اکشن استاتهامی، نه حتی بهعنوان اقتباس ویدیوگیمی.
همین واکنشها باعث شد برخی بپرسند آیا کارنامه سینمایی «اووه بول» به پایان نزدیک شده است یا نه. اما داستان، طبق معمول، ساده نبود.
شکست کامل در گیشه
در هالیوود، نقدهای بد همیشه حکم مرگ یک فیلم را صادر نمیکنند. اگر فیلم بفروشد، خیلی چیزها بخشیده میشود. مشکل «In the Name of the King» این بود که نفروخت.
فیلم در ۱۱ ژانویه ۲۰۰۸ در آمریکا اکران شد، اما حتی نتوانست وارد جمع ۱۰ فیلم پرفروش آخر هفته شود. فروش افتتاحیه آن تنها ۳.۲ میلیون دلار بود؛ رقمی بسیار پایین برای فیلمی با چنین بودجهای.
هفته بعد، «کلاورفیلد» (Cloverfield) از راه رسید؛ فیلمی هیولایی در سبک «تصاویر پیداشده» که به موفقیتی بزرگ تبدیل شد و عملا شانس «In the Name of the King» برای جلب توجه بیشتر را از بین برد.
در پایان، فیلم در بازار آمریکا ۴.۷ میلیون دلار، در بازار بینالمللی ۸.۳ میلیون دلار و در مجموع فقط حدود ۱۳ میلیون دلار فروخت. این رقم حتی به بخش کوچکی از بودجه تولید ۶۰ میلیون دلاری هم نزدیک نبود؛ چه برسد به هزینههای بازاریابی.
تقصیر استاتهام بود؟ احتمالا نه
با وجود شکست فیلم، سخت است همه تقصیر را گردن «جیسون استاتهام» یا دیگر بازیگران انداخت. بسیاری از اعضای گروه بازیگری پیش و پس از این فیلم آثار موفق یا دستکم قابل دفاعی در کارنامه داشتند.
«استاتهام» هم پس از این تجربه، مسیرش را بهعنوان یکی از ستارههای قابل اتکای اکشن ادامه داد. او در مجموعههایی مثل «بیمصرفها» (The Expendables) و دنبالههای «سریع و خشمگین» (The Fast and the Furious) حضور پیدا کرد و جایگاهش را بهعنوان قهرمان اکشن تثبیت کرد.
به بیان ساده، «In the Name of the King» برای کارنامه او یک لغزش عجیب بود، نه ضربهای مرگبار.
چطور یک شکست، به فرنچایز تبدیل شد؟
اینجاست که ماجرا واقعا عجیب میشود. با وجود شکست گیشه و نقدهای فاجعهبار، «اووه بول» توانست فیلم را به یک فرنچایز تبدیل کند.
او در سال ۲۰۱۴ در گفتوگویی با «موویوب» (MovieWeb) توضیح داد:
«In The Name of The King در خیلی از کشورها عملکرد خوبی دارد. من ساختن فیلم را دوست دارم. روند فیلمبرداری چیزی است که واقعا، واقعا دوستش دارم. اگر بتوانم چون این یک فرنچایز شناختهشده است فیلمی را تامین مالی کنم، پس میتوانم به کار ادامه بدهم. این جواب شماست.»
به نظر میرسد بازار ویدئوی خانگی و فروش بینالمللی، به فیلم عمر دومی دادند. همین کافی بود تا «بول» دو دنباله دیگر بسازد.
دو دنباله با ستارههای اکشن متفاوت
نخستین دنباله با عنوان «به نام پادشاه ۲: دو جهان» (In the Name of the King 2: Two Worlds) در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این بار «دولف لاندگرن» (Dolph Lundgren)، بازیگر شناختهشده «راکی ۴» (Rocky IV)، نقش اصلی را بر عهده داشت.
قسمت سوم هم با عنوان «به نام پادشاه ۳: آخرین ماموریت» (In the Name of the King 3: The Last Mission) در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و «دومینیک پرسل» (Dominic Purcell)، بازیگر سریال «فرار از زندان» (Prison Break)، در مرکز داستان قرار گرفت.
هیچکدام از این دنبالهها نتوانستند اعتبار هنری خاصی برای مجموعه بسازند، اما نفس ساخته شدنشان نشان میدهد شکست یک فیلم در گیشه، همیشه پایان راه نیست؛ مخصوصا وقتی نامی شناختهشده، بازارهای خارجی و فروش خانگی در میان باشد.
بازنشستگی کوتاهمدت اووه بول و بازگشت دوباره
چند سال بعد، مسیر کاری «اووه بول» تغییر کرد. او در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد از فیلمسازی بازنشسته میشود و یکی از دلایلش را افت فروش دیویدی دانست؛ بازاری که پیشتر برای فیلمسازانی مثل او نقش حیاتی داشت.
اما این بازنشستگی هم چندان طولانی نشد. او بعدها دوباره به فیلمسازی برگشت و فیلم «شهروند عدالتجو» (Citizen Vigilante) با بازی «آرمی همر» (Armie Hammer) را جلوی دوربین برد.
در سال ۲۰۲۴ نیز تلاش او برای تامین مالی جمعی دنبالهای برای فیلم «پستال» (Postal) شکست خورد؛ فیلمی که خودش هم یکی دیگر از اقتباسهای ویدیوگیمی بدنام «بول» بود و نقدهای بسیار منفی گرفته بود.
چرا اقتباسهای ویدیوگیمی آن دوره اینقدر شکست میخوردند؟
برای فهم شکست «In the Name of the King»، باید آن را در زمینه بزرگتر اقتباسهای ویدیوگیمی دهه ۲۰۰۰ دید. در آن دوره، هالیوود هنوز راه درستی برای تبدیل بازیهای ویدئویی به فیلم پیدا نکرده بود. بسیاری از پروژهها فقط نام بازی را میگرفتند، اما نه روح آن را میفهمیدند، نه جهان و تجربه بازیکن را به زبان سینما ترجمه میکردند.
در چنین فضایی، نام یک بازی بیشتر ابزار بازاریابی بود تا پایهای جدی برای روایت. خود گفتههای «اووه بول» هم همین را نشان میدهد: اتصال به بازی ویدئویی، راهی برای سادهتر فروختن پروژه بود.
مشکل اینجاست که مخاطبان بازیها معمولا نسبت به منبع اصلی حساساند. وقتی فیلم ارتباطی سطحی با بازی دارد و از طرف دیگر بهعنوان یک فیلم مستقل هم خوب عمل نمیکند، نه طرفداران بازی را راضی میکند، نه مخاطبان عادی را.
جایگاه عجیب «In the Name of the King» امروز
امروز «In the Name of the King» نه بهعنوان یک فانتزی خوب به یاد مانده، نه بهعنوان اقتباسی موفق از بازی. بیشتر جایگاهش در حاشیه تاریخ سینماست؛ نمونهای از آندست پروژههایی که به خاطر شکست بزرگ، بودجه نامتناسب و ترکیب عجیب بازیگرانشان مورد کنجکاوی قرار میگیرند.
برای بعضی مخاطبان، فیلم شاید از جنس «آنقدر بد که سرگرمکننده است» باشد؛ یعنی اثری که کیفیت پایینی دارد، اما همین ضعفها آن را به تجربهای عجیب و گاهی تماشایی تبدیل میکند. البته این نوع لذت کاملا سلیقهای است و قرار نیست همه با آن همراه شوند.
شکستی که به کارنامه استاتهام لطمه جدی نزد
نکته خوشحالکننده برای طرفداران «جیسون استاتهام» این است که این فیلم نتوانست مسیر حرفهای او را خراب کند. او پس از این تجربه، همچنان به ساخت فیلمهای اکشن ادامه داد و به یکی از چهرههای ثابت این ژانر تبدیل شد.
شاید «In the Name of the King» برای «استاتهام» یک تجربه ناموفق باشد، اما در بلندمدت بیشتر شبیه یک پاورقی عجیب در کارنامه اوست؛ فیلمی که هر وقت درباره شکستهای بزرگ اقتباسهای ویدیوگیمی صحبت میشود، دوباره نامش سر زبانها میافتد.
یک فاجعه سینمایی با زندگی پس از مرگ
«In the Name of the King: A Dungeon Siege Tale» همه چیزهایی را داشت که روی کاغذ میتوانستند جذاب باشند: بودجه بالا، بازیگران مشهور، فضای فانتزی، اکشن و یک منبع ویدیوگیمی شناختهشده. اما نتیجه، فیلمی شد که نه منتقدان دوستش داشتند، نه گیشه نجاتش داد.
با این حال، سرنوشت عجیب آن نشان میدهد صنعت سرگرمی همیشه از منطق ساده پیروی نمیکند. فیلمی که با ۶۰ میلیون دلار بودجه فقط ۱۳ میلیون دلار در جهان فروخت، بهلطف بازارهای دیگر و نگاه سرسختانه کارگردانش، به دنباله رسید. این شاید بهترین توصیف برای سینمای «اووه بول» باشد: شکستخورده، بحثبرانگیز، اما بهطرز عجیبی مقاوم.
شما «In the Name of the King» را دیدهاید؟ به نظرتان این فیلم فقط یک شکست کامل است یا از آن آثار «بد اما سرگرمکننده» محسوب میشود؟ دیدگاهتان را در کامنتها بنویسید.





