خالق «Nobody Wants This» از واکنشها به فصل دوم گفت؛ از حاشیههای استر تا امید به ساخت فصل چهارم

سریال کمدی-رمانتیک «Nobody Wants This» پس از موفقیت چشمگیر فصل اول، در فصل دوم با واکنشهای متفاوتتری از سوی مخاطبان روبهرو شد؛ با این حال، تمرکز تیم سازنده بر کیفیت خلاقه، لحن اثر و مسیر شخصیتها، همچنان یکی از نقاط قوت اصلی این مجموعه نتفلیکس (Netflix) به شمار میرود. حالا ارین فاستر، خالق سریال، در کنار جنی کانر و بروس اریک کاپلان، درباره روند ساخت فصل دوم، بحثهای پیرامون شخصیت استر و آینده این مجموعه صحبت کرده است.
یکی از نکات جالب درباره تولید فصل دوم، برنامهریزی متفاوت اتاق نویسندگان بود. جنی کانر و بروس اریک کاپلان که به عنوان همشورانر به پروژه پیوستند، برای نویسندگان برنامهای سختگیرانه اما کوتاهتر در نظر گرفتند: فقط پنج ساعت کار در روز. اتفاقی که در فضای تولیدات تلویزیونی چندان رایج نیست، چون معمولا از نویسندگان و عوامل انتظار میرود ساعتهای طولانیتری کار کنند. همین تصمیم به گفته ارین فاستر باعث شد او بیشتر روی بخشهایی تمرکز کند که برایش اهمیت ویژهای دارد؛ یعنی نوشتن، تنظیم لحن سریال، انتخاب موسیقی و دیگر جزییات خلاقهای که هویت اصلی اثر را میسازند.
این تمرکز نتیجه هم داده است. «Nobody Wants This» برای فصل دوم توانست نامزدی جایزه امی در بخش بهترین سریال کمدی را به دست آورد و همچنین در بخش نظارت موسیقی، برای قسمت پایانی فصل دوم، نامزد شود. فینال فصل دوم جایی است که نوآ با بازی آدام برودی و جوآن با بازی کریستن بل، با وجود پرسش همیشگی و حلنشده درباره تغییر دین جوآن به یهودیت، بار دیگر به رابطهشان متعهد میشوند؛ آن هم در شرایطی که روابط عاشقانه اطراف آنها یکی پس از دیگری دچار فروپاشی میشود.
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای فصل دوم به مسیر شخصیت استر با بازی جکی تون مربوط بود. واکنشها به این شخصیت از همان فصل اول هم کمحاشیه نبود، اما ارین فاستر میگوید از شدت بعضی انتقادها غافلگیر شده است. به گفته او، وجود تنش و تعارض در هر سریالی ضروری است و در این داستان، بخشی از این تعارض به شکل طبیعی میان استر و بینا با بازی تووا فلدشوه، از یک سو، و جوآن از سوی دیگر شکل میگیرد. استر و بینا در برابر ورود جوآن به خانواده مقاومت میکنند و این مقاومت هم ریشه داستانی مشخصی دارد؛ بهویژه آنکه استر بهترین دوست ربکا، دوستدختر سابق، با بازی امیلی آرلوک است و طبیعی است که نسبت به جوآن موضع بگیرد.
فاستر تاکید میکند این کشمکش قرار نبوده بر پایه کلیشههای فرهنگی یا مذهبی شکل بگیرد. از نگاه او، این تنش بیشتر شبیه اختلافهای آشنای خانوادگی، بهخصوص میان جاریها و زنهای یک خانواده است، نه بازنمایی کلیشهای از زنان یهودی. او همچنین توضیح میدهد که اگر یک سریال فرصت ادامه پیدا کند، شخصیتها هم به مرور رشد میکنند و ابعاد تازهای از آنها دیده میشود. به همین دلیل، از ابتدا برای او مهم بوده که داستان استر را در مسیری عمیقتر و انسانیتر پیش ببرد.
این خط داستانی برای فاستر فقط یک انتخاب نمایشی نبوده، بلکه ریشه در تجربه شخصی او هم دارد. او میگوید در زندگی واقعی، رابطهاش با خواهرشوهرش در ابتدا پرتنش بوده و حتی هر دو به این نتیجه رسیده بودند که احتمالا از هم خوششان نمیآید. اما با گذشت زمان، کنار گذاشتن گاردها، دعواها و حتی فریاد زدن بر سر هم، رابطه آنها به خواهرانهترین شکل ممکن تغییر کرده است. این رابطه تا جایی عمیق شده که هنگام تولد دخترش، ترجیح داده خواهرشوهرش کنارش باشد، نه خواهرهای خودش. همین تجربه شخصی، الهامبخش یکی از مهمترین قوسهای احساسی داستان در «Nobody Wants This» بوده است.
خالق سریال درباره بازخورد کلی فصل دوم هم صادقانه حرف زده است. او میگوید موفقیت فصل اول تجربهای غیرمنتظره و بسیار شدید بود؛ تجربهای که باعث شد احساس کند جمع بزرگی از مخاطبان کاملا در کنار او و شخصیتهای سریال ایستادهاند. اما وقتی واکنشها به فصل دوم به اندازه فصل اول یکدست و مشتاقانه نبود، این موضوع برایش از نظر احساسی آسان نبود. فاستر اعتراف میکند مثل هر انسان دیگری، بیشتر از همه به نظرهای منفی توجه کرده؛ چون همان چیزی هستند که بیشترین ترس هر خالق اثری را نمایندگی میکنند: اینکه مخاطب ناامید شود.
با این حال، او این وضعیت را بخشی طبیعی از رابطه میان مخاطب و اثر میداند. از نگاه فاستر، تماشاگران با شخصیتها پیوند برقرار میکنند، برای آنها آرزو میسازند و درباره آیندهشان نظر دارند؛ همان کاری که خودش هم هنگام تماشای سریالهای دیگر انجام میدهد. به همین دلیل، این واکنشها را درک میکند، حتی اگر گاهی تلخ یا ناامیدکننده باشند. آنچه برای او بیش از هر چیز اهمیت دارد، این است که مخاطبان از مسیری که سریال در پیش میگیرد، رضایت داشته باشند.
در حالی که تولید فصل سوم «Nobody Wants This» به پایان رسیده، بحث درباره ادامه مسیر این سریال هم جدیتر شده است. فاستر از علاقهاش به ادامه مجموعه پنهان نمیکند و با لحنی شوخ میگوید که داشتن کار را دوست دارد. با این حال، او فقط به ادامه یافتن صرف فکر نمیکند و تاکید دارد که هنوز داستانهای بیشتری برای روایت درباره این زوج در ذهن دارد. در عین حال، نگاهش به آینده کاملا محتاطانه است: اگر فصل چهارمی ساخته شود، شاید همان نقطهای باشد که سازندگان احساس کنند شخصیتها به مسیر کامل خود رسیدهاند و داستان باید همانجا به پایان برسد.
همین رویکرد نشان میدهد تیم خلاق «Nobody Wants This» نمیخواهد صرفا به خاطر موفقیت یا تقاضای بازار، داستان را بیش از اندازه ادامه دهد. ارین فاستر بهروشنی میگوید اگر مردم این سریال را بخواهند، او هم دوست دارد آن را ادامه دهد؛ اما اگر زمان پایان رسیده باشد، ترجیح میدهد اثر را بیدلیل کش ندهد. برای یک کمدی-رمانتیک که تکیهاش بر شیمی شخصیتها، رشد احساسی و صداقت عاطفی است، شاید همین احتیاط بزرگترین تضمین برای حفظ کیفیت در فصلهای بعدی باشد.





