برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
دانستنیفرهنگ و گردشگریمجله فرا

راز تابلوی «تربیت‌کننده لاک‌پشت‌ها»؛ صبر یک روشنفکر یا طنز اصلاحات؟

پیرمردی با ردایی سرخ، کمی خمیده ایستاده و به لاک‌پشت‌هایی نگاه می‌کند که روی زمین پراکنده‌اند. نی در دست دارد، اما آن را نمی‌نوازد. فضای اتاق فرسوده است و نور از پنجره‌ای پایین به داخل می‌تابد. همه‌چیز آرام به نظر می‌رسد؛ بااین‌حال، پشت این سکون، پرسشی بی‌قرار پنهان است: چگونه می‌توان چیزی را تغییر داد که با سرعت ما حرکت نمی‌کند؟

تابلوی «تربیت‌کننده لاک‌پشت‌ها» یا Kaplumbağa Terbiyecisi، اثر عثمان حمدی‌بیگ، از شناخته‌شده‌ترین نقاشی‌های هنر ترکیه است. نسخه مشهور آن در ۱۹۰۶ خلق شد و امروز در موزه پرا در استانبول نگهداری می‌شود. عثمان حمدی‌بیگ در ۱۹۰۷ نیز نسخه دیگری از همین موضوع نقاشی کرد.

این اثر اغلب تصویری از دشواری اصلاح جامعه و مقاومت در برابر تغییر دانسته می‌شود؛ برداشتی تأمل‌برانگیز، اما نه تنها معنای ممکن تابلو.

مردی که چهره نقاش را دارد

چهره شخصیت اصلی، بازنمایی خود عثمان حمدی‌بیگ است؛ هنرمندی که فقط نقاش نبود. او در باستان‌شناسی، مدیریت موزه و آموزش هنر نیز نقش مهمی داشت و از چهره‌های مؤثر نوسازی فرهنگی در اواخر دوره عثمانی به شمار می‌رفت.

حمدی‌بیگ در ۱۸۸۱ مدیریت موزه امپراتوری عثمانی را بر عهده گرفت و از بنیان‌گذاران مدرسه صنایع نفیسه، از نهادهای پیشگام آموزش هنر در استانبول، بود. با شناخت این پیشینه، خواندن تابلو به‌عنوان تأملی درباره اصلاحات فرهنگی چندان دور از ذهن نیست.

در چهره و حالت بدن مرد، می‌توان خستگی، تأمل یا انتظار دید. او شبیه کسی نیست که با اطمینان فرمان می‌دهد و بلافاصله نتیجه می‌گیرد؛ بیشتر به انسانی می‌ماند که می‌داند میان خواستن و تغییرکردن، فاصله‌ای طولانی وجود دارد.

البته این احساس، حاصل مواجهه ما با تصویر است؛ نه لزوما توضیحی که نقاش درباره نیت خود به جا گذاشته باشد.

لاک‌پشت‌ها؛ نماد جامعه یا بوروکراسی؟

در یکی از رایج‌ترین تفسیرهای تابلو، لاک‌پشت‌ها نماد کندی ساختارهای اجتماعی و اداری هستند؛ ساختارهایی که به‌آسانی با اصلاحات همراه نمی‌شوند.

از این زاویه، مرد سرخ‌پوش به روشنفکر یا اصلاح‌گری شباهت دارد که می‌کوشد با ابزارهای فرهنگی بر محیط خود اثر بگذارد، اما پاسخ را با سرعتی بسیار کمتر از انتظارش دریافت می‌کند. این برداشت، با تجربه‌های نهادی عثمان حمدی‌بیگ نیز هم‌خوانی دارد.

بااین‌حال، نمی‌توان گفت «نقاش جامعه عثمانی را به لاک‌پشت تشبیه کرده است». تفسیر مشهور یک اثر، الزاماً نیت اثبات‌شده خالق آن نیست.

شاید بخشی از ماندگاری تابلو نیز از همین ابهام بیاید: هر بیننده می‌تواند در آن، تجربه‌ای آشنا از تلاش، انتظار و نتیجه‌نگرفتن پیدا کند.

تضاد قامت مرد با حرکت لاک‌پشت‌ها

پیکر بلند مرد، در برابر شکل‌های کوچک و نزدیک به زمین لاک‌پشت‌ها قرار گرفته است. این تضاد عمودی و افقی، فاصله میان شخصیت انسانی و جانوران را برجسته می‌کند.

در خوانش نمادین، می‌توان آن را شکاف میان آرمان و واقعیت دانست: اندیشه‌ای که می‌خواهد پیش برود و جهانی که با آهنگ دیگری حرکت می‌کند.

همچنین بخوانید...
چرا چیزی که اول دوستش نداریم، بعداً برایمان جذاب می‌شود؟

اما ترکیب‌بندی فقط حامل یک پیام اجتماعی نیست. ردای سرخ، دیوارهای فرسوده، کاشی‌ها و نور پنجره نیز نگاه بیننده را هدایت می‌کنند. حمدی‌بیگ به همان اندازه که روایتی معماگونه می‌سازد، فضایی ملموس و پرجزئیات خلق کرده است.

فضای معماری تابلو از مسجد سبز بورسا الهام گرفته؛ بنایی که عناصر آن در دیگر آثار این نقاش نیز دیده می‌شود.

نی و ساز؛ تغییر بدون اجبار؟

مرد نی را پشت بدن خود نگه داشته و ساز کوبه‌ای کوچکی نیز بر پشت دارد. این وسایل، همراه با پوشش او، تداعی‌کننده فضای درویشی و موسیقی آیینی‌اند.

در تفسیر اصلاح‌گرانه تابلو، سازها می‌توانند نشانه تلاش برای اثرگذاری از راه هنر، فرهنگ و اقناع باشند، نه زور و اجبار. مرد در حال نواختن نیست؛ گویی میان تلاش و انتظار مکث کرده است.

برخی از گزاره «لاک‌پشت‌ها گوش ندارند و موسیقی را نمی‌شنوند» استفاده کرده‌اند که از نظر علمی درست نیست. لاک‌پشت‌ها گوش خارجیِ نمایان ندارند، ولی دارای دستگاه شنوایی‌اند و بسته به گونه، صداها و ارتعاشات، به‌ویژه در بسامدهای پایین، را دریافت می‌کنند.

بنابراین، سکوت نی را بهتر است جزئی از معمای تصویر بدانیم، نه نتیجه قطعی ناشنوایی لاک‌پشت‌ها.

سرنخی از یک تصویر قدیمی

برای فهم موضوع غیرمعمول تابلو، سرنخ تاریخی دیگری هم وجود دارد: تصویری با موضوع تربیت لاک‌پشت‌ها در ژاپن که در ۱۸۶۹ در نشریه فرانسوی Le Tour du Monde منتشر شده بود و به‌عنوان یکی از منابع الهام احتمالی حمدی‌بیگ معرفی می‌شود.

این ارتباط نشان می‌دهد که موضوع تابلو لزوماً از ابتدا یک تمثیل سیاسی نبوده است. نقاش ممکن است تصویری جذاب را گرفته و آن را با چهره خود، فضای معماری عثمانی و عناصر فرهنگی تازه بازآفرینی کرده باشد.

ریشه تصویری اثر و تفسیر اجتماعی آن، البته یکدیگر را نفی نمی‌کنند؛ یک نقاشی می‌تواند از جایی الهام بگیرد و در بازآفرینی، معناهای تازه‌ای پیدا کند.

چرا این تابلو تا این اندازه مشهور شد؟

نسخه ۱۹۰۶ در یک حراج در سال ۲۰۰۴ به مبلغ ۵ میلیون لیر ترکیه فروخته شد؛ رقمی که در آن زمان رکوردی مهم برای بازار هنر ترکیه بود. این فروش، توجه عمومی به اثر را بیش از پیش افزایش داد.

اما ارزش تابلو فقط به قیمتش نیست. مردی که ساز دارد و نمی‌نوازد، جانورانی که آرام به کار خود مشغول‌اند و اتاقی که گذر زمان بر دیوارهایش پیداست، همچنان بیننده را به فکر فرو می‌برند.

شاید راز «تربیت‌کننده لاک‌پشت‌ها» همین باشد: تابلو به‌جای ارائه پاسخی روشن، ما را با دشواری تغییر تنها می‌گذارد. گاهی مسئله، کمبود تلاش نیست؛ فاصله میان آهنگ حرکت ما و جهان پیرامون ماست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا