روث بردلی درباره فصل پنجم و آینده «Slow Horses»؛ تحول شخصیت اِما فلایت و جزییات جالب

روث بردلی، بازیگر ایرلندی که از فصل چهارم به جمع بازیگران سریال «Slow Horses» محصول اپل تیوی پلاس (Apple TV+) پیوسته، میگوید بازگشت برای دومین فصل حضورش مثل «رفتن به خانه» بوده است:
«کاملاً لذتبخش بود.»
بردلی در نقش اِما فلایت — افسر سابق پلیس متروپولیتن لندن که حالا رئیس تیم امنیت داخلی سازمان MI5 با لقب «داگز» است — وارد داستان شد. او در فصل چهارم تصور میکرد با ترک پلیس و پیوستن به MI5 (امنیت داخلی بریتانیا) به یک شغل قدرتمند و تمیز رسیده، اما خیلی زود فهمید حقیقت چیز دیگری است:
«در فصل پنج، فلایت نسخه فروتنتر و زمینخوردهتری است. فهمیده باید از صفر شروع کند و برای کسب احترام، مخصوصاً از طرف تَوِنر، تلاش کند.»
بردلی درباره پیچش مهم داستان در فصل پنجم — افشای اینکه تارا (هیبا بنانی) از ابتدا با لیبیاییها همکاری داشته — توضیح میدهد که با خواندن رمانهای منبع کمی از این رویداد خبر داشت، اما بازی بنانی همهچیز را تغییر داد:
«در صحنه بازجویی که قبل از ماجرای پیکدیلی سرکس فیلمبرداری شد، هیبا آنقدر واقعی و ترسیده و صادق بازی کرد که منِ بازیگر، حتی نمیتوانستم از نگاه شخصیت فلایت شکاک باشم.»

او اشاره میکند که این لحظه مثالی از تغییر مسیر بازیگری در صحنه است؛ وقتی برنامه اولیهات را دور میاندازی چون شریک بازیات کاری میکند که واکنش تو به طور طبیعی تغییر کند.
بردلی صحنه عظیم قسمت پنجم در پیکدیلی سرکس را توصیف کرده:
«مثل فیلم ‘۲۸ Days Later’ بود. کل منطقه مسدود شده بود، صدها بازیگر سیاهیلشکر حضور داشتند و حس میکردی وسط یک واقعه عظیم هستی. واقعاً لحظهای فراموشنشدنی بود.»
فصل چهارم یک روز کامل را دربر میگرفت؛ روزی که فلایت با اعتمادبهنفس بیش از حد شروع کرد و با درک این موضوع که از عمق ماجرا عقب است، پایان داد. به همین دلیل در فصل پنجم، راهبردش این است که آرام و بیصدا کار کند و احترام دایانا تَوِنر (کریستن اسکات توماس) را جلب کند.
بردلی میگوید فلایت هنوز حس برتری نسبت به اعضای اسلو هاوس دارد، هرچند در دل میداند آنها و مخصوصاً جکسون لَمب نابغهاند و همیشه چند قدم جلوتر حرکت میکنند. این احترام پنهانی هرگز به زبان نخواهد آمد.

فلایت شیفته تَوِنر است و او را الگو و مربی بالقوه میبیند. بردلی توضیح میدهد:
«نه به معنای کنار زدنش، بلکه میخواهد از او یاد بگیرد و روزی زمانی که تَوِنر خودش کناره گرفت، جای او را بگیرد.»
تا پایان فصل پنجم، فلایت احساس میکند رابطه محکمی با تَوِنر ایجاد کرده و خود را ثابت کرده است. بردلی وعده میدهد فصل ششم «بسیار پرتنش و پرهیجان» خواهد بود:
«هر فصل متفاوت است، هیچوقت راحت نمیتوانی پیشبینی کنی. داستان هر کتاب اصلی فرق دارد ولی شخصیتها و طنز مخصوص سریال حفظ میشوند.»
او به سرعتِ بالای تولید فصلهای سریال اشاره کرده و این موضوع را «احترام به تماشاگر» میداند، چون طرفداران نمیمانند که دو سال منتظر تمدید بمانند.
در بخشِ دیگری، بردلی در پاسخ به سئوال آیا تا به حال با جاسوس واقعی ملاقات کردهاید؟ با طنز میگوید:
«اگه یه جاسوس واقعی به من زنگ بزنه و بگه ‘سلام، من تام هستم، عاشق کارت هستم!’ که دیگه جاسوس خوبی نیست» (با خنده).
در ادامه اضافه کرد:
نه، هرگز با یک جاسوس واقعی ملاقات نکردهام… ولی، کی میدونه؟ شاید هم دیده باشم و چون کارشون رو خوب بلدند، اصلاً متوجه نشده باشم! این همون نکته جالب ماجراست.
او اضافه میکند که نویسنده رمانها، «میک هِرون»، آزادانه تخیل کرده چون «هیچکس واقعاً نمیداند کار یک جاسوس دقیقاً چیست».






