دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اروپاازش بگذردراممعرفی فیلم و سریال

سریال «Minerva Academy» (آکادمی مینروا)

انضباط آهنین و رازهای پنهان در پشت دیوارهای سنگی؛ تقابل سرکوب نوجوانی با سنت‌های نظامی ناپل

دنیای نوجوانان همواره آکنده از تلاش برای کشف هویت، طغیان علیه بایدها و نبایدها و دست‌وپنجه نرم کردن با احساسات نوظهور است؛ اما زمانی که این روحیه سرکش در حصار دیوارهای بلند یک پادگان آموزشی و تحت انضباطی خشک و سلسله‌مراتبی قرار می‌گیرد، اصطکاک حاصل از آن می‌تواند بحران‌هایی عمیق بیافریند. سریال ایتالیایی «آکادمی مینروا (Minerva Academy)» که با نام اصلی «Minerva – La scuola» نیز شناخته می‌شود، محصول سال ۲۰۲۶ است که از طریق پلتفرم پخش آنلاین نتفلیکس (Netflix) در قالب هشت قسمت ۵۰ دقیقه‌ای در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این اثر به بررسی لایه‌های تاریک‌تر زندگی نوجوانانی می‌پردازد که در محیطی بسته و پرتنش، میان فشارهای خانوادگی و سنت‌های خشک سازمانی گرفتار شده‌اند. تیزر معرفی سریال را هم می‌توانید از این لینک تماشا کنید.

داستان سریال «آکادمی مینروا» و عوامل سازنده

مینروا دبیرستانی نظامی و نخبه‌پرور در ناپل است. داوطلبان پس از آزمون ورودی، باید دوره‌ای طاقت‌فرسا و سه‌روزه را پشت سر بگذارند؛ از تمرین‌های سحرگاهی تا نظافت سرویس‌های بهداشتی. سه علامت قرمز روی یونیفرم می‌تواند به معنای اخراج باشد. پذیرفته‌شدگان در مراسمی شمشیر کوتاه دریافت می‌کنند و یک دانش‌آموز ارشد راهنمایشان می‌شود؛ سنتی که هم وعده حمایت می‌دهد و هم وابستگی به سلسله‌مراتب را تثبیت می‌کند.

داستان عمدتاً همراه سه تازه‌وارد پیش می‌رود. سالوو، با بازی چیرو مینوپولی، کودکی دشواری داشته و میان مراکز نگهداری و خانواده‌های سرپرست جابه‌جا شده است. مادرش نیز او را وارد جابه‌جایی مواد مخدر کرده بود. ورود او به مینروا بیش از آنکه انتخابی تحصیلی باشد، جست‌وجویی شخصی است: فرانچسکو، دوست قدیمی‌اش که برایش حکم برادر را دارد، پس از تحصیل در همین مدرسه ناپدید شده و توضیح‌های موجود قانع‌کننده نیستند.

وینچنزو، با بازی بیاجو وندیتی، برخلاف سالوو مشتاق زندگی نظامی است و می‌خواهد مسیر پدرش را ادامه دهد؛ هرچند بیماری پدر، این آرزو را با فشار عاطفی گره می‌زند. کامیلا، با بازی مارگریتا بوئونکریستیانی، دختر خانواده‌ای ثروتمند است که پدرش پس از اتفاقی در میلان او را به مینروا فرستاده است. برخورد این سه نگاه، به‌تدریج رفاقتی می‌سازد که باید میان رقابت و وفاداری دوام بیاورد.

در میان بزرگ‌ترها، کریستیانا کاپوتوندی نقش لائورا کانالی، معلم غیرنظامی تاریخ و فلسفه، را بازی می‌کند؛ زنی که شنیدن حرف نوجوانان را مهم‌تر از اطاعت بی‌چون‌وچرا می‌داند. ایرنه مایورینو در نقش ترزا بونایوتو، معاون فرمانده، امکان اصلاح از درون ساختار را نمایندگی می‌کند. ماسیمیلیانو گالو نیز آکیله جوردانو، فرمانده مدرسه و پدر دیه‌گو و پائولا، است. سیمونه سچه در نقش دیه‌گو و بئاتریچه ساوینیانی در نقش پائولا، فشار زندگی زیر سایه چنین پدری را به داستان می‌آورند.

نکته جالب در روند شکل‌گیری اثر، رجوع نویسندگان به دبیرستان‌های نظامی واقعی ایتالیاست. این کشور چهار مدرسه از این نوع دارد که سه سال پایانی متوسطه را با آموزش نظامی ترکیب می‌کنند. مصاحبه و پژوهش میدانی بخشی از آماده‌سازی سریال بوده و حضور سیلوسترینی پشت دوربین، پیوندی با تجربه درام نوجوانانه «آن سوی دریا» ایجاد می‌کند. شمشیربازی، بازرسی‌ها، مرخصی‌ها و آیین‌های مدرسه، زمینه‌ای می‌شوند برای پرداختن به «نونیسـمو»؛ فرهنگ آزار تازه‌واردها به دست دانش‌آموزان ارشد.

نقد و بررسی؛ مسئله‌های جدی در قالبی بیش از حد آشنا

مشکل اصلی «آکادمی مینروا» کمبود موضوع نیست، بلکه ناتوانی در اولویت‌بندی آن‌هاست. شروع سریال باید هم‌زمان گروه بزرگی از نوجوانان، کارکنان و مناسبات مدرسه را معرفی کند. یونیفرم‌ها و مدل موهای مشابه نیز تشخیص بعضی شخصیت‌ها را دشوارتر می‌کنند. در نتیجه، پیش از آنکه مخاطب به کسی دل ببندد، روایت سراغ خط بعدی می‌رود و معمای مرکزی گاهی زیر ازدحام روابط عاطفی کم‌رنگ می‌شود.

این پراکندگی، ضعف دیگری را برجسته می‌کند: سریال برای ایجاد کشش، بیش از اندازه به الگوهای آشنا متکی است. دختر ثروتمند سرکش، پسر آسیب‌دیده و معلم متفاوت، نقطه شروع نامناسبی نیستند؛ مشکل زمانی پدید می‌آید که تحولشان دیرتر از حد لازم از مسیر قابل‌پیش‌بینی فاصله می‌گیرد. نیمه دوم به زمینه‌های رفتار شخصیت‌ها عمق بیشتری می‌دهد، اما این پیشرفت تمام هزینه ریتم نامتوازن و موقعیت‌های تکراری را جبران نمی‌کند.

بااین‌حال، رابطه جوردانو و دیه‌گو از قالب ساده «پدر سختگیر و پسر نافرمان» فراتر می‌رود. بازی گالو و سچه نشان می‌دهد محبت الزاماً به معنای شناختن نیاز دیگری نیست. حضور کاپوتوندی نیز به صحنه‌های مدرسه تعادل می‌دهد. اثر هرجا تفاوت انضباط با تحقیر، یا مرزهای مخدوش قدرت در رابطه معلم و دانش‌آموز را بررسی می‌کند، حرفی جدی دارد؛ اما موضعش درباره ساختاری که این آسیب‌ها را ممکن می‌سازد، همیشه به اندازه کافی روشن و پیگیر نیست.

دیدن سریال «آکادمی مینروا» پیشنهاد می‌شود یا نه؟

به طور کلی نه؛ اما اگر به درام‌های رازآلود نوجوانی با تم دارک و سنگین در بسترهای نامتعارف مانند مدارس نظامی علاقه دارید و آثاری مانند مجموعه‌های ایتالیایی حوزه نوجوانی را دنبال می‌کنید، «آکادمی مینروا» با وجود شروع کند خود می‌تواند در نیمه دوم تا حدی کنجکاوی شما را برانگیزد. کشف معمای فرانچسکو و تنش‌های روانی پشت دیوارهای پادگان، کشش لازم برای ادامه تماشا را در طول هشت قسمت تامین می‌کند.

با تمام این اوصاف، به طور کلی این سریال اثر چندان شاخصی محسوب نمی‌شود و ارزش تماشا ندارد، مگر اینکه شیفته درام‌های مدرسه‌ای با چاشنی دسیسه‌های نظامی باشید و بتوانید از ضعف‌های فیلم‌نامه، شوخی‌ها و عاشقانه‌های کلیشه‌ای و افتتاحیه‌ای آشفته چشم‌پوشی کنید. اگر به دنبال روایتی منسجم، بازیگری خیره‌کننده در تمام نقش‌ها و روایتی بی‌نقص هستید، این اثر که امتیاز متوسط ۴ از ۱۰ را به جا می‌گذارد، احتمالا انتظارات شما را برآورده نخواهد کرد.

مینروا پرسش مهمی مطرح می‌کند: قوی‌ترشدن را چه کسی تعریف می‌کند؟ افسوس که پاسخ نمایشی‌اش اغلب از خود پرسش کم‌رمق‌تر است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا