۵ سریال شبیه «Black Doves»؛ از جاسوسی عاشقانه تا تعقیب قاتلی بیرحم
اگر ترکیب عملیات مخفی، روابط عاطفی و شخصیتهای خاکستری «Black Doves» را دوست دارید، این پنج سریال میتوانند انتخاب بعدی شما باشند

جذابیت «Black Doves» فقط در تیراندازیها و توطئههای جاسوسی نیست. سریال نتفلیکس، زندگی پنهانی شخصیتهایش را به روابطی گره میزند که هم نقطه قوت آنها هستند و هم آسیبپذیرترین بخش وجودشان. کیرا نایتلی در نقش هلن، جاسوسی برای یک شرکت اطلاعاتی خصوصی است که در پوشش ماموریتی بلندمدت، با وزیر دفاع بریتانیا، با بازی اندرو بوکان، ازدواج کرده است. قتل معشوق هلن این تعادل شکننده را بر هم میزند و سم، دوست صمیمی و آدمکش بازنشستهاش با بازی بن ویشاو، برای کمک به او بازمیگردد.
همین پیوند میان خطر، وفاداری و زندگی شخصی، «Black Doves» را از یک تریلر صرفاً پرحادثه فراتر میبرد. اگر به دنبال سریالی با حالوهوای مشابه هستید، گزینههای زیر هرکدام بخشی از این ترکیب را دارند: یکی با همان نویسنده به دنیای جنایت نزدیک میشود، دیگری بر عملیات مخفی تکیه میکند و بعضی نیز عشق، فقدان و اخلاق را به مرکز داستان میآورند.
«Giri/Haji»؛ جنایت، خانواده و لطافت در دو سوی جهان

پیش از خلق «Black Doves»، جو بارتون سریال «Giri/Haji» را برای شبکه بیبیسی دو نوشت؛ درامی جنایی که میان توکیو و لندن حرکت میکند و پشت خشونت سازمانیافته، روابط انسانی پیچیدهای را میبیند.
داستان درباره کنزو موری، کارآگاهی اهل توکیو با بازی تاکهیرو هیرا، است که برای پیدا کردن برادر کوچکترش به لندن میرود. برادر او با یاکوزا درگیر شده و بازگرداندنش میتواند از آغاز جنگی میان گروههای تبهکار جلوگیری کند. کنزو در لندن با یک مامور پلیس اسکاتلندی، با بازی کلی مکدونالد، و یک کارگر جنسی نیمهژاپنی، با بازی ویل شارپ، آشنا میشود. همزمان باید مراقب دختر نوجوان و سرکش خود، با بازی آئویی اوکویاما، نیز باشد.
با وجود این زمینه پرتنش، «Giri/Haji» سریالی لطیف، حساس و گاه بهشکلی غیرمنتظره بامزه است. شخصیتها تنها ابزار پیشبرد معما نیستند؛ تنهایی، مسئولیت و نیازشان به ارتباط، به اندازه پرونده جنایی اهمیت دارد.
فرم بصری نیز از امتیازهای برجسته سریال است: سکانسهای انیمیشنی، مرور قسمتها با تصویرهای آبرنگی، تغییر نسبت تصویر در بازگشت به گذشته و حتی یک سکانس رقص بیانی سیاهوسفید، به روایت هویتی متمایز میدهند. ریتم آن نسبتاً آرام است، اما برای مخاطبی که به جنبه عاطفی «Black Doves» علاقه دارد، این صبر میتواند پاداش خوبی داشته باشد.
«The Night Agent»؛ توطئههای بزرگ و اکشنی سرراست

اگر بیش از هر چیز دنبال تعلیق، عملیات خطرناک و قهرمانی هستید که مدام خود را به دردسر میاندازد، «The Night Agent» انتخاب مناسبی است. این سریال نتفلیکس، که در جدولهای تماشای نیلسن نیز عملکرد قدرتمندی داشته، بیشتر بر هیجان مستقیم تکیه میکند تا تجربهگرایی روایی.
گابریل باسو نقش پیتر، مامور افبیآی، را بازی میکند که وارد فعالیتهای گروهی اطلاعاتی با نام «ماموران شب» میشود. او در کنار رز، کارآفرین حوزه فناوری با بازی لوسیان بوکانان، به توطئهای پی میبرد که ممکن است تا بالاترین سطوح دولت آمریکا امتداد داشته باشد.
فصلهای بعدی نیز مسیر پیتر را در کشف فساد و توطئههای تازه دنبال میکنند؛ مسیری که قرار است با فصل چهارم به پایان برسد. باسو قهرمانی باورپذیر و دوستداشتنی میسازد که جذابیتش بیشتر از رفتار بیتکلف او میآید تا نمایش اغراقآمیز قدرت.
«The Night Agent» قصد ندارد قواعد ژانر جاسوسی را از نو بنویسد، اما داستانهای منظم، موقعیتهای پرخطر و گروه بازیگران مکملش، از جمله هونگ چائو، بریتنی اسنو، رابرت پاتریک و استیون مویر، آن را به گزینهای سرگرمکننده تبدیل میکنند. شباهتش به «Black Doves» بیشتر در عملیات مسلحانه و دامنه بزرگ تهدیدهاست.
«The Night Manager»؛ نفوذ، انتقام و نبرد روانی

«The Night Manager»، اقتباسی از اثر جان لوکاره، برای کسانی مناسب است که وجه شیک، حسابشده و روانشناختی داستانهای جاسوسی را ترجیح میدهند.
تام هیدلستون در نقش جاناتان پاین، کهنهسرباز ارتش بریتانیا، ظاهر میشود؛ مردی که در هتلی مجلل در سوئیس کار میکند. آنجلا بر، با بازی اولیویا کولمن، او را برای نفوذ به تشکیلات ریچارد آنسلو روپر، دلال زیرک اسلحه با بازی هیو لوری، به خدمت میگیرد.
انگیزه پاین، مانند هلن در «Black Doves»، تنها انجام وظیفه نیست. او در جریان انقلاب سال ۲۰۱۱ مصر، دلباخته سوفی، با بازی اور آتیکا، شده بود؛ زنی که با یک تبهکار بانفوذ رابطه داشت. مرگ سوفی به شبکه جنایی روپر گره خورده و پاین اکنون میخواهد با نابودی او انتقام بگیرد.
بخش مهمی از تعلیق سریال از رویارویی روانی پاین و روپر میآید: نزدیکی به دشمن، جلب اعتماد او و پنهان نگه داشتن نیت واقعی. فضای بصری چشمنواز و حضور بازیگرانی مانند الیزابت دبیکی و تام هالندر نیز به این بازی خطرناک، ظرافت بیشتری میبخشند.
«London Spy»؛ عشق در محاصره رازها

اگر حضور بن ویشاو و رابطه عاطفی شخصیتها مهمترین دلیل علاقه شما به «Black Doves» است، «London Spy» انتخابی نزدیکتر خواهد بود. ویشاو این بار نه در نقش یک آدمکش کارکشته، بلکه در جایگاه مردی معمولی ظاهر میشود که ناخواسته به دنیای جاسوسی قدم میگذارد.
او نقش دنی، کارگر انباری در لندن، را بازی میکند که پس از شبی بیرون از خانه با الکس، دوندهای جذاب با بازی ادوارد هالکرافت، آشنا میشود. با وجود رازهایی که الکس درباره خودش پنهان میکند، رابطهای عاشقانه میان آنها شکل میگیرد؛ تا اینکه الکس ناگهان ناپدید میشود.
تلاش دنی برای فهمیدن سرنوشت او، به سفری میان فریب، مرگ و هویتهای پنهان تبدیل میشود. روشن شدن ارتباط الکس با جهان جاسوسی نیز به جای پایان معما، پرسشهای تازهای ایجاد میکند.
«London Spy» میان یک داستان عاشقانه اندوهبار و تریلری پرپیچوخم حرکت میکند. فضای بصری گرفته و لحن سوگوارانه آن، همراه با بازی ویشاو، جیم برودبنت در نقش دوست دنی و شارلوت رمپلینگ در جایگاه شخصیتی مقابل او، تجربهای میسازد که بیش از هیجان لحظهای، بر احساس فقدان و بیاعتمادی تکیه دارد.
«The Day of the Jackal»؛ تعقیبی که قهرمان بینقص ندارد

«The Day of the Jackal» برای مخاطبی جذاب است که مهارت حرفهای شخصیتها و مرزهای مبهم اخلاقی در «Black Doves» را دوست دارد.
ادی ردمین نقش شغال، آدمکشی بدنام با دقت و جسارت چشمگیر، را بازی میکند. در سوی دیگر، بیانکا، مامور امآی۶ با بازی لاشانا لینچ، مصمم است او را پیدا کند. هر دو در کار خود توانمند و بیرحماند و خسارتهایی که به دیگران وارد میکنند، همیشه مانع ادامه مسیرشان نمیشود.
همین ویژگی، تعقیبوگریز را از تقابل ساده خیر و شر دور میکند. بیانکا میتوانست در روایتی دیگر قهرمانی بیچونوچرا باشد، اما اینجا روشهای او نیز محل پرسشاند.
سریال با حرکت میان نقاط مختلف اروپا، تصاویر چشمنواز و صحنههای اکشن دقیق، هیجان خود را حفظ میکند. سلاحها و ابزارهای جاسوسی یادآور فیلمهای جیمز باند هستند، اما روایت به زندگی شخصی و انگیزههای دو شخصیت اصلی نیز توجه دارد. مانند «Black Doves»، گذشته آنها بهتدریج آشکار میشود و برداشت مخاطب را تغییر میدهد.
انتخاب میان این پنج سریال به این بستگی دارد که کدام بخش «Black Doves» برایتان ماندگارتر بوده است. برای جنایت همراه با ظرافت عاطفی، «Giri/Haji» را انتخاب کنید؛ برای اکشن سرراست، «The Night Agent»؛ برای نفوذ و نبرد روانی، «The Night Manager»؛ برای عشق و فقدان، «London Spy»؛ و برای تعقیبی پرشتاب با شخصیتهای خاکستری، «The Day of the Jackal». نقطه مشترکشان این است که خطر فقط از دشمن بیرونی نمیآید؛ گاهی رابطهای که شخصیتها میخواهند حفظ کنند، دشوارترین بخش ماموریت است.





